به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1396-5-07
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    46
    سطح
    1
    Points: 46, Level: 1
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 22.0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    لطفا در مورد رابطم با دختر نوجوون برادر شوهرم منو راهنمایی کنید

    مشکل من از اونجا شروع میشه که متاسفانه برادر شوهرم سال گذشته همسرشو از دست داد و بماند که در پی از دست دادن همسرش چقدر هم خودش وهم بچه هاش دچار مشکلات روحی و اقتصادی و.... شدند .در طول سال گذشته من و همسرم تا جایی که ممکن بوده از ایشون و بچه ها حمایت کردیم ومن هم چون دختر ایشون 14 سالش بود وتو سن نوجوونی بود بهش توجه زیادی نشون میدادم .براش هدیه می خریدم , باهاش حرف میزدم با من درد دل می کرد و....یه جور رابطه مادر فرزندی والبته دلیل گرایش سوگند به طرف من , رابطه خوب و حسنه بین من و مادرش بود و همیشه هم اینو عنوان می کنه که تو برای مادر من دوست خوبی بودی و من به تو علاقه دارمو از این حرفها ..3ماه پیش پدر سوگند ازدواج کرد, اوایل همه چی خوب بود ,اما تازگی ها سوگند پیش من اظهار ناراحتی می کنه که مادر جدیدش تعادل روحی نداره ,همش دعوا راه میندازه تو خلوت بهشون فحش میده وقتی پدرشون نیست باهاشون بد رفتاری میکنه ودر کل در خلوت از پری قصه ها تبدیل میشه به جادوگر بد جنس.

    سوگند تو جمع های خانوادگی همیشه پیش من میشینه و با من حرف می زنه ینی درد دل می کنه و خدا شاهده که در تمام مدت من اونو دعوت به صبر می کنم و می گم زمان بده همه چی درست میشه, مادر جدیدت چون بچه نداشته تجربه رفتار با بچه ها رو نداره زمان بگذره درست میشه ....چند روز پیش بعد از یه مهمونی خانوادگی سوگند اومد پیش من و گفت :زن عمو تو دردلای منو به مادر جدیدم گفتی؟مادرمیگه تو هرچی به زن عموت میگی اون پیش منو بقیه می گه زن عموت خبر چینه
    سوگند می گفت :بعد از اون مهمونی مادرم روزگار منو سیاه کرده چرا از من پیش زن عموت بد گویی کردی راستش من شوکه شدم وبه سوگند گفتم :من به مادرت چیزی نگفتم مطمئن باش وراستش نتونستم دلیل رفتار مادرشو براش تحلیل کنم دلیلش برای خودم روشنه اما توضیحش برای یه دختر تو شرایط سوگند نمی دونم کار درستی هست یانه؟حالا سوالم اینه آیا ارتباط من با سوگند اصلا صحیح هست؟ان شا لله بقیه دغدغه هامو بعد ازگرفتن جواب این سوال مطرح می کنم با تشکر از دوستانی که پست منو می خونن و راهنمایی می کنن


    ویرایش توسط مهرین : یکشنبه 08 مرداد 96 در ساعت 17:53


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به عنوان يک نوجوون ديگه نمى دونم چيکار کنم؟
    توسط 66nastaran در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 94, 16:22
  2. برای جوونایی همسن خودم! نفرین بر حسادت .
    توسط cancersio در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 18 خرداد 91, 23:41
  3. برای جوونایی همسن خودم! نفرین بر حسادت .
    توسط cancersio در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 18 خرداد 91, 23:41
  4. مشکل یه جوون دم بخت
    توسط soyomax در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 مرداد 89, 23:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.