به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 118

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 تیر 95 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    157
    امتیاز
    3,642
    سطح
    37
    Points: 3,642, Level: 37
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 58 در 38 پست

    Rep Power
    30
    Array

    مشکلات من و همسرم بر سر پوشش نامناسب و عدم رعایت حریم ها و .... خودخواهی

    سلام به مدیر محترم سایت و همه دوستانی ک قبلا از تجربیاتشون استفاده کردم.وسلام به همه
    دوستای گلم منو اگه یادتون باشه پارسال خواستگاری میرفتم ک ازدواج کنم.تاپیکم زده بودم اون موقع.قسمت شد 6ماه پیش با یکی اشنا شدم توسط مامانم.بعد 2ماه حرف زدن به اتفاق خونواده نتیجه این شد ک یه قرار عقد بزاریم .خلاصه بگم من و خانومم بعد اینکه عقد کردیم از همون روز اول باهم دعواس ک بیا او ببین این نکته رم بگم ک من 32 سالمه خانومم 22 سالشونه.یعنی من خانوممو دوس دارم هم خودشونو هم خونوادشونو ولی مشکلات یکم سرد کرده منو از ایشون و خونوادشون منی ک هفته ای 2 بار 3بار دعوت میکردن میرفتم خونشون الان میبینی 10 روزه میل ندارم برم خونشون.دعوا از اونجا شروع شد ک من به اتفاق خونواده ایشون و 2تا باجاناقهام تو یه جای مهمون بودیم.خانومم از حموم در اومدنی دیدم با یه حوله ک انداخته دورش اومد تو اتاقمون .منم بهشون گفتم اینجوری از هموم در اومدی گفت ک اره کسی نبود اومدم.ولی کسی بود یه دامادشون تو پذیرای بود .گفتم ک مگه فلانی اونجا نبود ندید .گفت ک نگا نمیکرد.منم گفتم دیگه از این به بعد اینجوری نیا بیرون )البته یکم با حرص گفتم.اون حرف شد و خانومم اینو به مامانش خواهراش گفتن.بعد دیدم همشون ازم قیافه گرفتن طوری شد ک دیگه بینمون بحث شد بین منو مامانش ک میگفت تو شک داری و فلان...بعده اینکه ما از اون مسافرت اومدیم مسافرت ک چه عرض کنم خانومم کوفتم کرد اون 10روزو برام.وقتی برگشتیم خونشون دوباره همون صحنرو تکرار کرد یعنی رفته بود ک دوش بگیره باز همونجوری اومد تو اتاق این بار اون یکی دامادشون بود تو خونه .من اینبار جوش اوردم ک منو ادم حساب نمیکنی تو.مگه یه بار ندیدی من با این حرکتت ناراحت میشم چرا تکرار کردی.ایشونم داد کشید باباشو صدا کرد اومد و گفت ک ببین چی میگه .منم گفتم بابا ما یه بار این اتفاق افتاده خانوم دوباره تکرار کرده اینجا میگین من ناراحت نباشم.باباشونم گفتن ک اینجا خونه ای منه فعلا تو نباید چیزی بگی و ما به دومادامون اطمینان داریمو فلان .ببخشین مشکلات به این شکلی زیاد بوده تو این مدت ک بین منو همسرم دعوا شده و سردی لطفا راهنمایم کنید من چیکار کنم حتا خواهرش اومد گفت اگه راه نمیاین با هم طلاق بگیرین از هم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید reza-m تشکرکرده است .

    بارن (دوشنبه 07 اردیبهشت 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عمو پورنگ وحشتناک !!!!
    توسط بابا. در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 18 دی 95, 15:08
  2. گرایش همسرم به پورنوگرافی
    توسط میم.الف در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 02 تیر 93, 00:40
  3. من از ایده آل هایم چشم پوشیدم
    توسط mansor در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 اسفند 92, 23:36
  4. مادرم برادرمو هنگام تماشای فیلم پورنو دیده.
    توسط رایحه عشق در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 18 شهریور 91, 12:41
  5. علاقه به پوشک (عشق دوران کودکی)
    توسط sasan در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 خرداد 87, 13:03

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.