گل دوست داشتنی؛ پس ما این جا چیکاره ایم؟ دوست نارنینمون غصه داشته باشه و ما نیایم به همدلی کردن باهاش؟ درد دل هاش رو بهمون نگه؟
تک تک جملاتی که نوشتی رو با تمام پوست و گوشتم میفهمم عزیزم.
میفهمم چه قدر داری اذیت میشی.
منم باردار بودم، حساس و زودرنج و نیازمند مراقبت بودم، نیاز داشتم به توجه و استراحت.
اما همسرم زندان افتاد. سخت بود، پر از رنج بود، پر از دردای عمیق بود.
جان کوچولوم به خاطر وضعیت روحی من در خظر بود.خطر جدی بود اما خدا لطف کرد و سالم گذاشتش تو بغلم.
گر نگه دار من آن است که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
به خاطر همین با تمام وجودم عمق غمی گه الان داری رو میفهمم
نگران عزیزت نباش و از خدا بخواه که اونو صحیح و سالم در آغوشت بگذاره. به خدای مهربونمون تکیه و اعتماد کن
ما همگی برات دعا میکنیم.

هم برای سلامتی خودت؛ هم سلامتی کوچولوت و هم استغال همسرت.
ایشالله به زودی نگرانیات مرتفع شه
علاقه مندی ها (Bookmarks)