به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #1
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array

    همسرم تمام اعتماد به نفسم رو میگیره، مدام سرزنشم میکنه

    سلام دوستای خوب همدردی
    همسر من انقدر سخت گیر و ایراد گیر هست که من دیگه کلافه شدم
    دارم به کل اعتماد به نفسم رو از دست میدم و به یک آدم افسرده تبدیل میشم
    به تمام حرکات و رفتارهای من گیر میده ... چرا توی جمع این حرف رو زدی ؟ چرا این حرف رو نزدی ؟ چرا کارای خونت رو فلان موقع انجام دادی ؟ فلان کار وقتش نست ... چرا این جا نشستی ، چرا میری تو اینترنت ؟ ....تو بی عرضه ای ، تو نفهمی ، تو خنگی ..... وای خدای من ، خسته شدم ...

    دارم به جنون میرسم و حق ندارم از دست حرفاش ناراحت شم ، اگر به آرومی بهش بگم که این حرفت من رو ناراحت میکنه ، میگه که خوب راست میگم خنگی ، و بعد میزنه زیر خنده
    اگر قهر کنم ، اونم انقدر قهر میکنه که خودم خسته شم برم باهاش آشتی کنم
    اگر باهاش حرف بزنم ، انقدر دادو بیداد راه میندازه و بد دهنی میکنه تا کتکم نزنه خیالش راحت نمیشه

    من تو زندگیم آدم موفقی بودم ، دختر باهوش و زرنگی که از پس همه کارام خودم بر میومدم
    تمام دوستانم برای زندگیشون از من راهنمایی میگرفتن ، اگز با همسرشون مشکلی داشتن من کمکشون میکردم و واقعا هم نتیجه مثبت داشت
    و آدم گرم و اجتمایی هستم که تمام دوستام و افراد فامیلم دوستم دارن ، اگر چند روز ازم بیخبر باشن ، حتما زنگ میزنن و میپرسن کجایی ؟ از پدر بزرگم و یا دایی هام بپرسین ، من و بیشتر از تمام نوه های فامیل دوست دارن و همیشه ازم تعریف میکنن و سالهاست که ارتباطم با هیچ کدوم از دوستام قطع نشده
    توی درسم آدم بسیار موفقی بودم ، و شاگرد و دانشجوی درس خون و زرنگی بودم
    قیافه و ظاهر زیبایی هم دارم . این و اطرافیانم همیشه بهم میگن .
    خوش سلیقه هستم طوری که دوستانم و یا فامیل وقتی میخوان خرید کنن ، حتما با من مشورت میکنن و من تا جایی که بتونم از هیچ کمکی برای هیچ کس دریغ نمیکنم و از این کارم لذت میبرم
    توی کارای خونه و تر و تمیزی و آشپزی و اینا هم برای همسرم سنگ تموم میزارم
    ...
    اینارو از روی غرورم تعریف نکردم ، فقط گفتم تا در جریان باشید ، آدم خل و چلی هم نیستم که همسرم این برخوردها رو با من داره ، مرتب من رو محکوم میکنه ، و شدیدا ایرادگیر شده
    نمیدونم شاید دلیل این رفتاراش موقعیت اجتمایی بسیار خوبی هست که داره ، غرورش زده بالا ...

    از وقتی که ازدواج کردم ، نه اجازه ادامه تحصیل بهم داده و نه کار کردن ، چندین ساله که با مدرکه فوق لیسانسم نشستم خونه . اما من دست بردار نیستم و تمام تلاشم رو برای سر کار رفتن میکنم ، هر شغلی رو که میگم ازش ایراد میگیره ... با کارای دولتی مثل استخدام توی اداره جات و یا بانک و .. مخالفه ، دلیلش هم اینه که زیاد وقتت رو پر میکنه و به خونه و زندگیت نمیرسی ،
    حتی گاهی اوقات میگه تو عرضه نداری بری سر کار ....

    با کار آزاد هم که به هیچ عنوان موافقت نمیکنه
    مرد کاملا سنتی و بسیار مرد سالار
    من دیگه کلافه شدم ، تو رو خدا بگید من چی کار کنم ؟ برای هر کاری که میخوام انجام بدم باید از شوهرم اجازه بگیرم . سن و سال کمی ندارم ، بچه نیستم
    ولی طوری با من رفتار میکنه که داره باورم میشه که شاید واقعا من بی عرضه هستم و یم مشکلی دارم ، مرتب سعی کردم که خودم رو بهش ثابت کنم و هر بار بیشتر من رو انداخته پایین ، تمام انرژی من رو ازم گرفته
    آدم کینه ای هست و هیچی از ذهنش پاک نمیشه

    توی آخرین دعوایی که با هم داشتیم، به من میگفت برو طلاق بگیر ،میخوام برم زن بگیرم ، این رو توی عصبانیت شدید گفت ، طوری بود که من احساس کردم بهش فکر کرده که الان داره به زبون میاره ... دلم خیلی ازش شکسته ، چند روزه که با هم قهریم ... صبرش هم خیلی زیاده
    الان حتما توقع داره با تمام فحش ها و کتک هایی که به من زده ، من برای آشتی پیش قدم شم ... شخصیت من و له کرده ، دیگه هیچی از من نمونده
    تو رو خدا من رو تنها نزارید ، حتما نظر خودتون که برام خیلی ارزش داره ، رو بنویسید ، حتی در یک خط

  2. 2 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    heaven65 (یکشنبه 18 خرداد 93), meinoush (دوشنبه 19 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.