سلام شفق
به كلبه همدردي خوش آمديد.
از آنجا كه شما توافق اوليه در مورد پذيرش فرزندان يكديگر داشتيد، شما براي آوردن فرزندتان نياز به اجازه از ايشون نداريد. اما دليل ايشون در مورد معلوليت شما و عدم توانايي كمك كردن به او وقتي قابل تامل هست كه اين اتفاق بعد از ازدواج شما افتاده باشد. اما اگر ايشون با همين شرايط شما ازدواج كردند اين دليل بر خلاف تعهد اوليه ايشون است.
ضمنا شما علاوه بر همسر و فرزندشون،نسبت به فرزند خودتون هم مسئوليت داريد. يعني شما نسبت به نگهداري از فرزند ايشون وظيفه داريد و نسبت به فرزند خودتون نيز هم.
اما اين به معناي اين نيست كه با همسرتون درگير شويد،يا تهديدش كنيد يا دخترش را طرد كنيد،چون تمام اين مسائل برخلاف تعهد اوليه شماست.
ليكن مي توانيد به صورت انعطاف پذيري اين مسئله را با همسرتان مطرح كنيد. معمولا اگر بتوانيد از طريق مسائل احساسي نظر او را بگردانيد موفق تر خواهيد بود.
به هر حال اگر سر نخواستن اين كودك 6 ساله دعواست، يك گزينه قابل بررسي (در صورت وجود شرايط)، مادر ايشون است. حداقل اينطوري اين بچه ضربه نمي خورد و حداقل در دنيا يك كسي را داره كه غم و غصه هايش را برايش بگويد و از او كمك بگيرد و احساس كند او را دوست دارد.
يك روش ديگر اينست كه با يك مشاور خانواده هماهنگ كنيد و به اتفاق همسرتون مراجعه كنيد، شايد راه هاي حدواسط و اقناع كننده بتواند همسر شما را مجاب كند.
اما تاكيد مي كنم از روشهاي تهديدي و خشن استفاده نكنيد، جدل نكنيد و البته عقب نشيني هم نكنيد







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)