سلام ، اگه یکم طولانیه ببخشید .
من سعید هستم 25 ساله
نمی دونم از کجا شروع کنم.
حدود 6 ساله عاشق دختر خالم شدم و هفت سال اختلاف سنی داریم و تو این مدت هم چون سن ایشون پایین بود این موضوع رو تو خودم نگه داشتم ، حدود سه ماه پیش دیگه طاقت نیاوردم و به خواهرم گفتم موضوع رو ، ولی چون یه دختر خاله بزرگتر دارم ، خواهرم گفت فعلا هیچ کاری نمیشه کرد باید صبر کنی.
تازگی مادرم خبر دار شده و به خاله ام این موضوع رو گفته ، خاله ام هم ناراحت شده و گفته که چون دختر بزرگتر داره اصلا حرفش رو هم دیگه نزنیم
از روبرو شدن با خانواده خالم ترس دارم .
از طرفی هم هنوز دقیقا نمی دونم نظر دختر خاله ام در باره من چیه؟
شانس ما هم هیچ خواستگاری برای دختر بزرگشون پیدا نمیشه
دیگه دارم داغون میشم
به خاطر عقاید به هیچ عنوان حاضر به این مسئله نیستند
دیگه دارم دیوونه میشم
نمیدونم این جریان تا کی طول میکشه
حاضرم سالها منتظر بمونم ولی حد اقل نظر دخترخاله ام رو بدونم .
شما بگید چیکار باید بکنم ؟ صبرم تموم شده








علاقه مندی ها (Bookmarks)