به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مرداد 92 [ 18:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 239 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    سلام
    من مدتیه فقط با یه جرقه کوچیک فکر خواستگارای گذشته همش میاد تو ذهنم، بعضی وقتا به حدی که مث یه آدم بی قرار دور خودم میچرخم و نمیتونم تمرکز کنم یا کارمو انجام بدم و برای اینکه خلاص بشم، باید هربار با خودم خصوصیاتشونو مرور کنم و به خودم بقبولونم که مورد مناسبی نبوده، و البته گاها هم پیش میاد که نتیجه عکس میده و در نتیجه این بررسی های بی مورد، من بدتر ناراحت میشم

    بعضی وقتا هم که با مامانم صحبت این چیزا میشه، اگه نتونم خودمو کنترل کنم، از دهنم میپره و میگم نظر من برای شما مهم نبوده و همیشه فقط خودتون نظر دادید، مامانم از این حرف خیلی ناراحت میشه و من دوست ندارم ناراحتش کنم

    میخوام این مسائل برام حل شده باشن و لازم نباشه تا همش با خودم مواردو مرور کنم تا یادم بیاد
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 آذر 91 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    918
    سطح
    16
    Points: 918, Level: 16
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 24 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    عزیزم منم مشکل تورو دارم یعنی گاهی حسرت موردای از دست رفتمو میخورم منتها با این تفاوت که مادرم مدام در مورد اینکه الکی ردشون کردیم صحبت میکنه و افسوس میخوره و میگه من سخت میگیرم اونوقت من مجبور میشم براش دونه به دونه یادآوری کنم که چرا فلانیو رد کردم و بعدشم معمولا اعصاب جفتمون خورد میشه و با ناراحتی بحثمون تموم میشه

    ببین موردی که رد کردی دیگه تموم شده. باید یه جوری پروندشو تو ذهنت ببندی من خودم معمولا با خودم اینطوری فکر میکنم که هرچی بوده قسمت بوده و خواست خدا بوده هر چیزی که اتفاق میفته مثلا موردی پیش میاد که باعث میشه یه حواستگاری یه چیزی از دهنش بپره که نظرتو عوض کنه ، یه شرایطی پیش بیاد که تو بفهمی طرف عصبی و پرخاشگره یا هر اتفاق دیگه ای ، همش به خواست خدا بوده. هر برگی که از درخت میفته به خواست و حکمت خداست . اینطوری حداقل از نظر ذهنی یخورده آروم تر میشی هی به اون موارد فکر نمیکنی. کلا اگه از اول به خدا توکل کنی و ته دلت بخوای خدا خودش هواتو داشته باشه و اگه خواستگاری اومد و با هم مناسب نبودید و قسمتت چیز دیگه ای بود شرایطی پیش بیاد که ادامه پیدا نکنه ، بعدا افسوس کمتری میخوری.
    البته مخالف اینم هستم که هر سوتی و اشتباهی که از خودمون تو این جور روابط پیش میاد رو به تقدیر و قسمت ربط بدیم. من بیشتر منظورم در مورد کساییه که قطعی رد کردی و پروندشون بسته شده.

  3. 2 کاربر از پست مفید seture تشکرکرده اند .

    seture (یکشنبه 19 آذر 91)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مرداد 92 [ 18:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 239 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    میدونم این فکرا تا حدیش طبیعیه و همه دارن. ولی من احساس می کنم من زیادی بهشون فکر می کنم. جدیدا اینطوری شدم
    خودم حدس میزنم علتش این باشه که هیچوقت با اطمینان نتونستم تصمیم بگیرم، همیشه مامانم واسم تصمیم گرفت و اجازه نداده من نظری بدم
    فقط یه نفر بود، که من نذاشتم اصلا بیاد خونه، خودمون چندباری صحبت کردیم و من مطمئن شدم که به درد هم نمیخوریم. این مورد هم بعضی وقتا میاد تو ذهنم ولی خیلی کمتر. وقتی هم یادش میفتم زیاد فکرمو درگیر نمی کنه و خیلی عادی میگذره از ذهنم. برای همین میگم شاید چون راجع به اونا من هیچوقت مطمئن نشدم واسه همین همش میان جلو چشمم و اینطوری ذهنمو درگیر می کنن. برای اینکه مطمئن بشم بارها با خودم ویژگیهاشونو مرور می کنم ولی فایده نداره
    همش با خودم میگم دیگه گذشته، دوتاشون یکی دوباری ماه گذشته باهام تماس گرفتن ولی من از ترس مامانم، گفتم دیگه تماس نگیرید. ای کاش یه راهی بود که میتونستم راجبشون مطمئن بشم و دیگه تو ذهنم نیان
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم

  5. کاربر روبرو از پست مفید زنده دل تشکرکرده است .

    زنده دل (یکشنبه 19 آذر 91)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اسفند 91 [ 14:11]
    تاریخ عضویت
    1391-9-12
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    759
    سطح
    14
    Points: 759, Level: 14
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    340

    تشکرشده 358 در 180 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    سلام من هم تقريبا مشكلي مشابه مشكل شمادارم من سه سال به پاي كسي نشستم كه خيلي راحت از من گذشت و گفت برم دنبال زندگيم اون موقع يه خواستگارخيلي خوب داشتم و ميخاستم به لجبازي از اون آقا بهش جواب بدم كسي كه به من زنگ نميزد تا فهميد خواستگاربرام اومده 40بار بهم زنگ زده بود وقتي جواب دادم كلي ناسزابهم گفت كه تو داري چيكارميكني كه جواب نميدي كلي التماس كردبراش صبركنم منم بااينكه ميدونستم كارم اشتباهه ولي نتونستم رو دلم پابذارم وخيلي راحت خواستگارم وبااون همه ويژگي ردكردم.حالابماند چه كسايي رو اصلا نذاشتم بيان خونمون.الآن كه دوسال گذشته و تنهاموندم تازه فهميدم چه اشتباهاتي كردم و افسوس ميخورم.
    همش به اين فكر ميكنم كه همسناي من الآن يه بچه دارن يا دختراي فاميل كه از من كوچكترن همه ازدواج كردن و زماني كه من خواستگارداشتم كسي نداشت.ولي باهمه اينهابه خدا ايمان كامل دارم كه اون شخص ياهركس ديگه كه باهاش به ازدواج نرسيدم مال من نبوده به عدالت خدا ايمان دارم توام بدون اون شخص مال تونبوده وگرنه خدا بهت ميداد چون از عدالت خدا به دوره چيزي كه مال تو بوده به كس ديگه بده.ازدواج خيلي خوبه ولي آخر دنيا نيست درسته با بودنش به خيلي چيزاميرسيم ولي بايد وقتش برسه تا پيش بياد استاد ماهميشه ميگفت خدا واسه هرانساني يه جفت تعيين كرده و تو يه زمان خاص بهش ميده فقط بايد صبركرد وتوكل.

  7. کاربر روبرو از پست مفید saharjavid تشکرکرده است .

    saharjavid (یکشنبه 19 آذر 91)

  8. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مرداد 92 [ 18:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 239 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    معذرت میخوام، من فکر کنم مشکلمو درست مطرح نکردم
    الآن مشکل اصلی من اینه:

    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده دل
    بعضی وقتا هم که با مامانم صحبت این چیزا میشه، اگه نتونم خودمو کنترل کنم، از دهنم میپره و میگم نظر من برای شما مهم نبوده و همیشه فقط خودتون نظر دادید، مامانم از این حرف خیلی ناراحت میشه و من دوست ندارم ناراحتش کنم
    اصلا دیگه تحمل ندارم مامانم در مورد ازدواج یه کوچولو هم با من حرف بزنه، چون میدونم آخرش عصبانی میشم و این حرفو میزنم و مامانم هم ناراحت میشه
    چند شب پیشم همینطور شد، مامانم گفت مگه یه بار باهم صحبت نکردیم و خودت قانع نشدی، گفتم آره درست میگید ولی نمیدونم چرا بازم تو ناراحتی این حرفو میزنم، و فکراش همش میاد تو ذهنم
    مامانم میگه چونکه توی ناخودآگاهت هنوز باور نداری

    seture و saharjavid عزیز، ممنونم که راهنماییم کردید، اگه میشه با این رویکرد کمکم کنید
    اگه حرف مامانم درسته، چیکار کنم که تو ناخودآگاهم هم قبول کنم
    اگرم درست نیست، پس چرا اینطوریم
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم

  9. #6
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    شما که این قدر دودل هستین ، آیا ملاکهای انتخابتون رو به درستی مشخصی کردین که با هر حرفی از مادرتون فرو می ریزین ؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید omid65 تشکرکرده است .

    omid65 (دوشنبه 20 آذر 91)

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 فروردین 93 [ 13:46]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    298
    امتیاز
    2,164
    سطح
    28
    Points: 2,164, Level: 28
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,619

    تشکرشده 1,636 در 313 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    سلام زنده دل
    چه اسم قشنگی داری ها

    همون حرفایی که اون یه بار قانعت کرده؛ همون دلایلی که باعث شده به خواستگارات جواب رد بدی رو بنویس
    هروقت این افکار مزاحــــم اومد سراغت، برو و اون چیزایی که نوشتی رو بخون، اینجوری یادت میاد که چرا جواب منفی دادی؛
    تازه از خودت ممنونم می شی که رد کردی.

    یه معیارای واضحی رو قبل از این که خواستگار جدید بیاد برای خودت مشخص کن؛ تا هروقت خواستگاری اومد به راحتی بدونی که خواسته ی تو از همسر آیندت چیه و اونا رو تطبیق می دی؛ هم جواب دادن رو برای خودت راحت می کنی هم بعداً مطمئنی که به دردت نمی خورده و هم می دونی که جواب منفی یا مثبت جواب خودته نه خانوادت!

    چندسالته زنده دل؟ تا به حال نگران این هم بودی که فرصتای ازدواجت داره از دست میره؟

  12. 2 کاربر از پست مفید gole kaghazi تشکرکرده اند .

    gole kaghazi (دوشنبه 20 آذر 91)

  13. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مرداد 92 [ 18:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 239 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط omid65
    شما که این قدر دودل هستین ، آیا ملاکهای انتخابتون رو به درستی مشخصی کردین که با هر حرفی از مادرتون فرو می ریزین ؟
    یه سری معیارها داشتم ولی همیشه اخلاق (طرز برخوردها) برام از همه چی مهم تر بوده و بنظرم اگه کسی این معیارو داشته باشه، در مقابلش معیارای دیگه قابل اغماضن. اما مامانم تا یه نکته منفی از طرف دستش بیاد دیگه مخالفت می کنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط gole kaghazi
    سلام زنده دل
    چه اسم قشنگی داری ها
    سلام گل کاغذی عزیز، ممنونم ازت، لطف داری

    همون حرفایی که اون یه بار قانعت کرده؛ همون دلایلی که باعث شده به خواستگارات جواب رد بدی رو بنویس
    چندبار تا حالا این کارو کردم (نگه نداشتم که بتونم هربار بخونمشون)، ولی آخرش با خودم میگم عوضش اخلاقش خیلی خوب بود!
    به نظرم این میتونه همه کمبودهای دیگه رو جبران کنه - اگه اشتباه می کنم لطفا بهم بگید بدونم-


    یه معیارای واضحی رو قبل از این که خواستگار جدید بیاد برای خودت مشخص کن؛ تا هروقت خواستگاری اومد به راحتی بدونی که خواسته ی تو از همسر آیندت چیه و اونا رو تطبیق می دی؛ هم جواب دادن رو برای خودت راحت می کنی هم بعداً مطمئنی که به دردت نمی خورده و هم می دونی که جواب منفی یا مثبت جواب خودته نه خانوادت!
    آخه من معیارام رو مینویسم، ولی وقتی من میگم خوبه، مامانم میگه نه. شاید معیارای من مشکل دارن

    چندسالته زنده دل؟ تا به حال نگران این هم بودی که فرصتای ازدواجت داره از دست میره؟
    24 سالمه، پارسال خیلی ناراحت بودم ولی الآن نه
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم

  14. 2 کاربر از پست مفید زنده دل تشکرکرده اند .

    زنده دل (دوشنبه 20 آذر 91)

  15. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اسفند 91 [ 14:11]
    تاریخ عضویت
    1391-9-12
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    759
    سطح
    14
    Points: 759, Level: 14
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    340

    تشکرشده 358 در 180 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    سلام بهتره با مادرتون مفصل صحبت كنيد درمورد معياراتون و اينكه اين زندگي شماست و خودتون بايد درموردش نظر بديد ازش بخوايد بهتون مشاوره بده ولي بازهم انتخاب رو به عهده خودتون بذاره با دعوا و ناراحتي هيچي حل نميشه بامحبت باهاش حرف بزنيد.شماازكجا تشخيص ميديد اخلاق يه نفر خوبه مگه چقدر باهاش در ارتباط بوديد كه بتونيد اين و بفهميد از نظر شما اخلاق خوب يعني چي؟شايد اخلاق خيلي مهم باشه ولي دركنارش خيلي چيزهاي ديگه هم مهمه مثل اعتقادات،شغل،تحصيلات،بايد تقريبا تواين زمينه ها به هم شبيه باشيد هروقت براتون خواستگاري مياد فكر كنيد واسه دوستتون اومده و از شما راهنمايي خواسته همه جوانب و بسنجيد الآن ممكنه فقط ناراحت رد كردنشون باشيد ولي اگه اشتباه انتخاب كنيد بايد نگران خيلي چيزاي ديگه باشيد.كتاب آيا تو آن گمشده ام هستي؟از بابارا دي آنجليس رو بخونيد خيلي بهتون كمك ميكنه

  16. کاربر روبرو از پست مفید saharjavid تشکرکرده است .

    saharjavid (دوشنبه 20 آذر 91)

  17. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مرداد 92 [ 18:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 239 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطوری فکر خواستگارهای گذشته رو از ذهنم بیرون کنم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط saharjavid
    سلام بهتره با مادرتون مفصل صحبت كنيد درمورد معياراتون ....
    با دعوا و ناراحتي هيچي حل نميشه......
    شماازكجا تشخيص ميديد اخلاق يه نفر خوبه مگه چقدر باهاش در ارتباط بوديد كه بتونيد اين و بفهميد از نظر شما اخلاق خوب يعني چي؟ ....
    سلام
    سحرجاوید عزیز، من میترسم معیارامو به مامانم بگم، میترسم علاوه بر معیارای خودش که همیشه در نظر میگیره، و همه رو رد می کنه معیارای منم بهشون اضافه کنه و بگه فلانی با فلان معیارت جور نبود ردش کردم. آخه یکی از معیارام رو قبلا میدونست همین کارو می کرد درصورتی که من شاید از اون معیار بتونم بگذرم و کوتاه بیام
    سحر جون من دعوا نمی کنم باهاشونا، ولی ناراحت میشم و همون یه جمله رو میگم و فضارو ترک می کنم، که خب همینم مامانمو ناراحت می کنه
    نظرمو در مورد اخلاق هم تو معیارام موردی نوشتم که اونم با چندبار رفت و آمد تا حدیش معلوم میشه

    نقل قول نوشته اصلی توسط gole kaghazi
    زنده دل عزیزم

    بیا معیارات رو اینجا برا ما هم بگو تا باهم بررسیش کنیم؛ همه رو به ترتیب اولویت برامون بگو
    گل کاغذی جون، معیارامو نوشتم ولی اولویت بندی کردنشون خیلی کار سختی بود
    قبلا هم معیارامو داشتم ولی اولویت خاصی براشون نداشتم که مثلا بگم این موارد خیلی مهمن و ازشون نمیگذرم، فقط کلی بررسی می کردم.
    شاید بگید معیارام زیادن، ولی اینطوری نیستم که بگم همشونو باید داشته باشه، همین که در کل یه همچین آدمی باشه خوبه
    حالا یه جورایی اولویت بندی کردم، ببینید چطوره

    معیارام ایناس:
    1- یه شغل ثابت داشته باشه که یا درآمدش کافی باشه یا امکان پیشرفت توش باشه و آینده خوبی داشته باشه
    2- از من بزرگتر باشه - 1 سال تا 9 سال
    3- حداقل 15 سانت از من بلندتر باشه - باتوجه به پاشنه کفش خانوما گفتم اینو
    4- سیگار نکشه
    5- به خانوادش احترام بذاره ولی خودش برای زندگیش تصمیم بگیره و اجازه دخالت نده
    6- قولش واسش مهم باشه که حتما بهش عمل کنه
    7- مسئولیت پذیر باشه در برابر خانوادش
    8- هرگز و تحت هیچ شرایطی دروغ نگه، حتی کوچیک و بی اهمیت
    9- در عین حال که افکار محکمی داره و قاطعیت داره، تحمل شنیدن نظر منفی هم داشته باشه و انعطاف پذیر و منطقی باشه
    10- با عرضه باشه - از حق خودش دفاع کنه
    11- از نظر مذهبی هم سطح خودم باشه - چیزایی که واسه من مهمه رو رعایت کنه
    12- تحصیلات حداقل کاردانی یا اگه دیپلم هست اهل مطالعه باشه - واسم مهم نیست مدرک تحصیلی کمتر از من داشته باشه
    13- خانوادم قبولش داشته باشن و بپذیرنش - چون هم عاقلن و هم اگه مخالف باشن منم دو دل میشم
    14- از نظر مالی و فرهنگی هم سطح باشیم
    15- از نظر اقتصادی، خودش مهم نیست در چه حدیه ولی مهم اینه که عرضه داشته باشه و بشه روش حساب کرد
    16- بهم اعتماد داشته باشه و به حریم شخصیم احترام بذاره - مثلا نخواد که رمز ایمیلمو بدونه یا گوشیمو هر دقیقه برداره چک کنه یا هیستوری کامپیوترو چک کنه
    17- خسیس و زیادی مادی نباشه ولی ولخرج هم نباشه
    18- غرور داشته باشه ولی به اندازش
    19- به زن، دید عهد بوقی نداشته باشه - آخه هنوز هم این آدما هستن
    20- اهل پیشرفت باشه نه زندگی یکنواخت - برای آیندش برنامه ریزی داشته باشه
    21- منو به پیشرفت تشویق کنه نه اینکه جلوی پیشرفتمو بگیره
    22- بدبین و منفی باف و منفی نگر نباشه - خوش بین باشه
    23- مضطرب و عجول نباشه - من با این آدما اصلا نمیتونم بسازم بهم استرس میدن
    24- شاد باشه - افسرده و غمگین نباشه
    25- اهل مسخره کردن نباشه
    26- افکار و احساساتشو بهم بگه
    27- اهل کمک کردن به فامیل باشه - اگه کسی کمک بخواد در حد تواناییش دریغ نکنه
    28- اهل گردش و تفریح و رفت و آمد باشه ولی به اندازه
    29- در برابر من مهربون باشه - ولی به همه مهربونی نکنه ها!
    30- اهل غیبت و بدگویی و زیراب زنی نباشه
    31- لوس و بچه نباشه و اهل تمارض نباشه - بلد نیستم بیخودی ناز بکشم
    32- اهل قهر کردن نباشه
    33- خوبی های منو ببینه و به زبون بیاره
    34- محبتش هم زبونی باشه و هم در عمل نشون بده
    35- توی کارای خونه کمک کنه یا حداقل کارای خودشو انجام بده
    36- دقیق و نکته بین باشه و ظریف فکر کنه - نه در حد وسواس گونه
    37- خوش سلیقه باشه
    38- منو مجبور به سرکار رفتن یا نرفتن نکنه - ولی نظر بده
    39- تفریحات و علایقش مشابه من باشه
    40- جلوی دیگران سینگین و باشخصیت رفتار کنه
    41- به موقعش عصبانی بشه ولی به اندازه - آخه بعضیا فحشم میشنون هیچی نمیگن
    42- کارای فنی بلد باشه - کسی که اینو بلد نباشه به نظرم مث بی عرضه ها میشه
    43- به حل کردن مشکلات با کمک مشاور اعتقاد داشته باشه و خودشم دنبال حل مشکلاتش باشه و در برابر مشکلات صورت مسئله رو پاک نکنه

    ببخشید خیلی زیاد شد
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.