سلام .
تقریباٌ از موقعی که اومدم همدردی خیلی چیزها رو یاد گرفتم ولی نتونستم استفاده کنم .
.
مشکلات من الان بسیار زیاده :
1-پدری دارم که نمی تونم باهاش کنار بیام و ازش متنفرم. غرورم لطمه خورده . ایشون با احساسات من و خانواده ، بازی کرده اند. بودن و نبودنش برام مهم نیست.
2-نیاز جنسی و عاطفی شدیدی دارم ولی نمی تونم ازدواج کنم.(گاهی اوقات از نیاز شدید جنسی ، شبا خوابم نمی بره). فکر می کنم هیچ وقت ازدواج نخواهم کرد.
3-به مرثیه سرایی احساسی اعتیاد دارم .
4-انگیزه ندارم برم دنبال درسم . حتی توی کار کردن هم انگیزه لازم رو ندارم .
5-بی نظم و ترتیبم .
6-بی تحرکم .
7- ایمانم به خدا کم شده . راحتتر گناه میکنم . راحتتر نمازمو نمی خونم.
8-اراده ام صفر شده ، اصلاً الان نمی تونم یه تیکه سنگ رو جابجا کنم . باید حتماً اجبار بالا سرم باشه.
9-از بس تو خونه خوابیدم دارم آرتروز گردن می گیرم.
10-لاغر بودم و دارم لاغرتر میشم ، اشتهام یک کمی کمتر شده ، قبلاها حتما باید صبحانه می خوردم ولی الان نه . الان اگه صبحانه و نهار و شام هم نخورم مشکلی ندارم . عوضش چایی میخورم.
11-به قول "فرشته مهربان" دچار تعارض شناختی هستم چون احساس محور هستم .
12-متمایل شده ام به دوستی با جنس مخالف . حتی دوست هم که میشم می بینم این اون چیزی نبود که منو آروم میکرد.(در واقع تا مرزش رفتم ، ولی دیدم که بیخوده).
14-غمگینم ، ناراحتم ، افسرده ام ، یک ساله .
15-گاهی وقتا شبا که خوابم نمی بره ، با خودم میگم ، یه لحظه میری تو آشپزخونه و کار خودت رو تموم میکنی . درد داره ولی تموم میشه .
16-توی یک سال گذشته تقریباً پیشرفتی نداشتم .
17-دیگه خیلی از چیزایی که قبلا خوشحالم میکرد ، الان نمیکنه.
18-کتاب - مجله - فیلم روی هم تلنبار میشه و خاک میخوره.(قبلاها فبلم زیاد میدیدم)
19-اعتیاد دارم به اینترنت به هر خبر فلاکت بار . به راست و چپ و اپوزوسیون.
20-هر کاری رو باید دوبار انجام بدم . دو بار کنکور بدم - دوبار برم از دکتر برنامه پزشکی بگیرم - دوبار برم کلاس زبان - دوبار برم کلاسهای علمی . (بار اول خراب کردن فرصت - بار دوم پشیمانی و به خودم اومدن)
21-دقیقه 90 ایی ام.
23-هر روز کارمو عقب میندازم.
24-حالا با تمام این کم کاریا ، کمال گرا هم هستم.
25-دیگه نمیرم سر کلاسهای دانشگام.
26-راحتتر از قبل گریه ام میگیره ، یه فیلم ، یه آهنگ تاثیر گذار (یه خواننده خاص) میتونه اشکمو دراره.
27-قبلاها اگه یادتون باشه میومدم تاپیک کل کل ولی الان حوصله شو ندارم توی دنیای واقعی هم همین قدر بی حوصله شدم.
.
.
من چمه ؟
.
بهتر نیس به جای اینکه این همه سر شما رو درد بیارم ، برم روانپزشک ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)