به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 دی 91 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1391-6-25
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    398
    سطح
    7
    Points: 398, Level: 7
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    86

    تشکرشده 90 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array

    عذاب وجدان همیشگی و کمبود اعتماد به نفس

    سلام
    نمیدونم چطوری شروع کنم. 20 سالمه و دانشجوام. دختر مهربون و باگذشت و فعالی هستم. سعی میکنم همیشه توکلم فقط به خدا باشه اما
    با خودم و درون خودم مشکلاتی دارم که به شدت اذیتم میکنند انگار در قفسه ی سینه ام حبابی از غم درست میشه و عذابم میده.
    نمیدونم از کمبود اعتماد به نفسه، از چه کوفتیه که گاهی انقدر حساس میشم. مثلا اگر اشتباهی در کلاس درس بکنم یا سوتی ای بدم که بد بشه یا اگه یکی از استادان باهام خوب برخورد نکنه اعصابم کامل بهم میریزه و مدام بهش فکر میکنم. همش از همه ی دوستام نظرشونو میپرسم و میگم خیلی بد شد؟ تو رو خدا راستشو بگو خیلی بد شد؟ فلانی تو بگو خیلی خیلی بد شد؟ بعد مرتب قسمشون میدم راستشو بگن و مرتب اون موضوع در ذهنم بزرگ میشه! دوستام میگن یه موقع هایی دیوونمون میکنی.
    میبینم خیلی از این مسایل وقتی برای دوستام اتفاق بیفته عین خیالشون هم نیست! ولی من انگار یه خوره توی جونم افتاده باشه اذیت میشم
    دیشب بابام سر یه حرفی از دستم دلخور شده بود. عذاب وجدان داشت دیوونم میکرد. از بابام معذرت خواستم ولی معلوم بود هنوز دلخوره در حالی که من ناخواسته ناراحتش کرده بودم. به مامانم میگفتم: مامان خیلی بد گفتم؟ تو رو خدا راستشو بگو
    وای این وقتا انگار قلبم از درد تیر میکشه. سریع سعی میکنم موضوع ناراحت کننده رو از ذهنم بیرون کنم و موفق هم میشم ولی بی حوصله و پرخاشگر میشم و دلم میخواد بخوابم یا حتی بمیرم. یه موقع هایی وحشت میکنم. نکنه من مشکل روانی دارم که بعد از این مسایل کوچیک حتی حوصله ی زندگی هم ندارم؟
    دوست ندارم هیچکس به خاطرم به زحمت بیفته و همش تعارف میکنم. کسی که برام کاری انجام میده معذب میشم و به خاطر مسایل خیلی خیلی کوچیک عذاب وجدان میگیرم.
    من مجردم و بیشتر اوقات سرخوش!هیچ مشکل جدی ای در زندگی ندارم و اینجوریم! اصلا هنوز وارد زندگی جدی هم نشدم! از خودم و حس هام میترسم. من چمه؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید saba mehraboon تشکرکرده است .

    saba mehraboon (پنجشنبه 23 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.