سلام خدمت دوستان
من 28 سال دارم. چند وقتی بود که به شدت از تنهایی رنج میکشیدم و دنبال کسی میگشتم که معیارهای مدنظرمو واسه ازدواج داشته باشه. البته من خانواده ام مذهبین و در حال پیداکردن دختر موردنظر من بودن. منتها مشکلاتی پیش اومد که پیداکردن دختری که هم من بپسندم و هم خانواده ام خیلی به درازا کشید. منم واسه اینکه تنهاییمو پر کنم در ساعات فراغتم توی یه گروه اینترنتی عضو شدم. اونجا با یه دختر آشنا شدم و کم کم یه رابطه احساسی بین ما شکل گرفت. ارتباطمون از چت به تلفن و بالاخره به بیرون رفتن رسید. ما کلا 5 بار همدیگه رو توی پارک دیدیم. اما من از قرار دوم متوجه شدم که این اون دختری که مدنظر منه نیست ضمن اینکه فرهنگ خانوادگیش هم با خانواده من کاملا متفاوت بود. اما غافل از اینکه اون دختر کاملا عاشق من شده. هرچی من کم محلی میکردم اون بیشتر ابراز احساسات میکرد. بالاخره تصمیم گرفتم که ارتباطمو باهاش قطع کنم اما اون حسابی وابسته شده و هی بهم زنگ میزنه یا مسج میزنه و میگه که روزگارش شده اشک و گریه و بدون من نمیتونه زندگی کنه و غیرمستقیم تهدید به خودکشی کرده. لطفاً راهنمائیم کنین واسه خلاص شدن از این رابطه چیکار باید بکنم.