به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 آذر 90 [ 14:33]
    تاریخ عضویت
    1390-7-13
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,120
    سطح
    18
    Points: 1,120, Level: 18
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 80
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    رابطه ام با پدر مادرم خوب نیست (خیلی ناامیدم)

    سلام بچه هامن24سالمه خیلی اززندگی خسته وناامیدم زمان زیادی نیست که ازکسی که 4سال باهاش ارتباط داشتم جداشدم ازطرفی عشق من به اون اینقدرزیادبودکه زحمات پدرومادرم رونادیده گرفتم وعلی رقم هزینه ی شهریه ای که برای درس خوندنم دادند اصلا دل به درس ندادم بعدازچندسال متوجه شدندکه به هیچ عنوان هیچکدوم ازواحدهای درسی رو پاس نکردم.مجبورشدم درس نخوندنم رو بانداشتن علاقه به مطالعه توجیه کنم ومسیرم روتغییردادمو آموزش آرایشگری دیدم الان که مدرک آرایشگری روگرفتم هیچ سرمایه ای برای سالن زدن وکارکردن ندارم وپولی هم برای درس خواندن ندارم بعدازجداشدنم ازاون آقاتازه متوجه شدم که این عشق بسیارمن رواززندگی عقب انداخته وحالا که خیلی پشیمونم وقصدادامه تحصیل دارم نه سرمایه ی کارکردن دارم نه هزینه ی ادامه تحصیل ومی دونم که والدینم دیگه به هیچ عنوان منوازلحاظ مادی حمایت نمی کنند جامعه هم اینقدرکثیفه که یه دختردیپلمه نمی تونه یه کارخوب مناسب باشخصیت اجتماعیش پیداکنه خیلیا بهم گفتن صدات خیلی خوبه تست گویندگی بده رفتم اما گفتم تست نداریمو ظرفیت تکمیله.نمیدونم چرااعتمادبه نفسم پایین نیست امامن ازبچگیم ازتوجه عاطفی نیزبرخوردارنبودمو بخاطرشرارتم تادوم راهنمایی وحتی دبیرستان مدام ازمادرم کتک می خوردم الان به شدت قصدادامه تحصیل وازدواج دارم ولی چون جنوبی هستیم ومشهدنیزبودیم پدرم خیلی سخت گیری می کرد که فقط به جنوبی دخترمیدم االان که 2ماهه به اهوازنقل مکان کردیم میدونم به دلیل بالا رفتن سنم دیگه خواستگاری برای من پیدانمی شه چون جنوبیا همه سن پایین میخوان اگرم خواستگاری بیاد واسه خواهرای کوچیکترم میاد هرروزکه ازخواب بیدارمیشم سرزنش های مامانم روتحمل میکنم که دوستات درس خوندن تو هیچکاری نکردی وبیکارهستی دلم یک همدموهمسر میخواد که واقعا درکم کنه واقعاازهمه چیزخستم دلم میخوادبمیرم به تازگی نمازوشروع کردم که عشق خداروجایگزین عشق مجازی کنم بعضی وقتا گریه ام می گیره اززندگی خیلی ناامیدشدم هیچ تنوعی توزندگیم نیست فقط نصیحتوسرزنشه توروخداکمکم کنیدمن بایدچیکارکنم

  2. 4 کاربر از پست مفید anahita_mehrabi تشکرکرده اند .

    anahita_mehrabi (چهارشنبه 13 مهر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.