سلام من یه عضوجدیدم.خیلی دلم میخواست با یکی درد دل کنم.چند روز پیش من خانم پسر خالمو دعوت کردم خونم با اطلاع شوهرم.اما شب قبلش سر اسن مهمونی شوهرم کلافه بودبا هم دعوامون شد من سعی کردم ارومش کنم اما اون شروع کرد به بدو بیراه گفتن به پسر خالمو خانمش.من هی میگفتم بسه گوش نمیکرد تا اینکه گفتم دهنتو ببند.به من گفت بی تربیت با من این طوری حرف نزن.اخرش گفت باید از هم جدا شیم من فقط ازش میخوام بد دهن نباشه..الان 3 روزه با من کاری نداره.اصلا دوسم نداره مشتاقه از زندگیش برم ولی من دوسش دارم اصلا نمیتونم ازش ناراحت باشم

خواهش میکنم کمکم کنید