به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 20:22]
    تاریخ عضویت
    1390-5-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,351
    سطح
    20
    Points: 1,351, Level: 20
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تردید بعد از عقد در مورد ظاهر همسر (خیلی فوری، لطفاً کمک کنید )

    سلام
    راستش من یک خانمی رو میشناختم که خیلی خیلی دختر خوبیه. فقط چند مشکل داشت : خوشگل نبود، از من 7 ماه بزرگتر بود، خانوادش از نظر مالی متوسط بودند و از نظر موقعیت تحصیلی هم از من پایین تر بود. به خاطر این دلایل خوب دلم نبود که باهاش ازدواج کنم اما از بس از خوبی هاش شنیدم، دلمو زدم به دریا و با وجود اون تردید هایی که داشتم باهاش عقد کردم.
    مدت دو هفته از دوران عقد رو باهاش بودم و خوب واقعاً حس کردم که از نظر اخلاق و تعهد و صداقت و ... خیلی دختر خوبیه و حتی ظاهرش هم تقریباً دلنشین بود.
    بعدش من رفتم خارج از کشور (دانشجو هستم) و ایشون ایران موند تا بعداً بیاد .
    متاسفانه اون تردید ها الان شدیداً اموده سراغم و من هی افسوس می خورم که چرا اونو گرفتم، می تونستم یک دختر خیلی خوشگل بگیرم . کاش حداقل از نظر موقعیت تحصیلی در سطح من بود و ....
    حتی همش تو ذهنم به گزینه های دیگری که مشد بگیریم فکر می کنم. باور کنید نمیخوام فکر کنم ناخودآگاه میاد تو ذهنم و بعدش اصلاً سردرید میسم.
    متاسفانه ایشون گیر داده بود که چرا ناراحتید و ... ، من هم صادقانه گفتم که موقع عقد من تردید داشتم و حالا هم این افکار اومده سراغم. اوایل ایشون خیلی خوب درک می کرد و می گفت ممکنه به خاطر اینه که از من دوری و خوب اونجا دختر های خوشگل زیاد هست و .... و کمک می کرد که این افکار ازم دور بشه. اما یه روز گفت که دیگه نمی تونه تحمل کنه چون الان یک ماهه که هنوز تو این افکار رو داری. بعد گفت واقعاً فکر می کنه بهتره ما از هم جدا شیم . گفت نمی تونه اینجوری بعداً تحمل کنه. گفت می ترسم بعداً تو زندگیم تو غربت همش اینا رو بزنی تو سرم.
    من احساس می کنم احتما داره چون تازه عقد کردم این افکار زود گذر باشه و بعداً از بین بره.
    حتی خودم فکر می کنم که اشتباه کردم این خانم رو گرفتم چون این تردید بعداً باعث میشه من باهاش بد رفتاری کنم. از طرف دیگه فکر می کنم چون ایشون خیلی مهربون و خوش اخلاقه بعداً تو زندگی کم کم محبت ایشون می افته تو دلم و حتی ممکنه عاشقش بشم.

    خدایی نمی دونم چیکار کنم. الان هی اصرار داره که اجازه بدم جدا شیم ازهم. میگه حتی یک سکه هم نیم خواد . فقط می خواد تا فرصت داره جدا شه که گزینه های محتمل واسه ازدواج رو از دست نده.

    من از یه طرف می بینم دختر خیلی خوبیه ذاتاً و خوب کمتر دختر اینجوری مطیع و صبور دیدم اما از طرف دیگه میگم شاید بهتر باشه جدا شیم و من برم یک دختر خوشگل پولدار بگیرم که در عین حال می تونه خوش اخلاق هم باشه. بعد مطمئناً باهاش بد حرف نمی زنم و این بنده خدا هم راحت میشه.

    واقعاً نمی دونم چی کار کنم؟ اگه فکر می کنید بهتره این دختر رو دو دستی بچسبم لااقل بگید چی کار کنم که این افکار ازم دور شه؟ اصلاً آیا این افکار طبیعیه ؟ آیا هر مردی بعد از عقد به گزینه های دیگه ای هم که می تونست داشته باشه فکر می کنه؟

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    آقای محترم،
    ایا فکر می کنید دیگران باید تاوان اشتباهات ما رو بدن؟ آیا این جوانمردانه است؟

    تا اونجایی که من شنیدم میگن قبل از ازدواج چشمهاتو خوب باز کن و بعد از اون چشمهاتو کاملا ببند. اگر هر کسی بخواد بعد ازدواج به خاطر تردیداش جدا بشه که همه ما الان طلاق گرفته بودیم. در ضمن شما بهتره از لفظ خانمم استفاده کنید تا دختر. اون دختر الان همسر قانونی شماست.


    یک نکته ای هم که میخواهم بگم اینکه من الان خانمی هستم که تحصیلات بالایی دارم. اما خوب واقعا به این نتیجه رسیدم که اولا تحصیلات شعور رو به همراه نمیاره. در ضمن مهارتهای زندگی زناشویی هیچ ربطی به تحصیلات که نداره هیچی شایدم بعضی اوقات پرداختن به کار بیرون و .. اونقدر یک زن رو خسته کنه که نتونه به اندازه کافی به زندگی زناشووییش و شادی و لطافت زنانش برسه.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  3. 13 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (یکشنبه 21 اسفند 90)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 20:22]
    تاریخ عضویت
    1390-5-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,351
    سطح
    20
    Points: 1,351, Level: 20
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    من همه ماحرا رو نگفتم.
    من با ایشون قبلش هم از طریق اینترنت صحبت کردیم. ایشون دورادور منو میشناخت. من قبل عقد بهشون گقتم که تردید دارم اما ایشون که به قول خودش از همون قدیم ها منو دوست داشته و شدیداً عاشق من بوده ولی نشون نمی داده، گفت این تردید ها به خاطر استرس هست . من حتی همون موقع خواستم بهش نشون بدم که ممکنه بعداً این استرس ها خودشون نشون بده و چندین بار گفتم بهش که به نظرم خوشگل نیست . اما اون به قول خودش که الان می گه اون موقع این حرفا رو جدی نگرفته. فکر کرده مهم نیست.

    ولی منکر خوبی های این دختر نیستم. حتی این اواخر که من گفتم بهش که چرا ناراحتم ، اوایل می گفت که چیکار کنه که من دیگه ناراحت نباشم و به جای جواب دادن به من ، مرتب می گفت حاضره هر کاری واسه رضایت من بکنه . و حتی می گفت گرچه این حرفات آدمو ناراحت می کنه اما به من بگو که یه وقت بهت فشار نیاد و به کسی نگی.

    تو این مدت هم یک کلمه از حرفام رو به خونوادش نگفته.

    من به خوبی هاش واقفم . از خوبی هاش فقط اینو بگم کافیه که هروقت ناراحتم ، میگه حتی اگه گفتنش منو هم ناراحت میکنه بهم بگو . خلاصه واقعاً فداکار هست و میگم با وجود همه این حرفایی که گفتم بهش فقط این دفعه آخر اعتراض کرد . اونم تازه از من عذرخواهی کرد که نمی تونه اونی باشه که من می خواشت.
    اما مشکل اینه که یهم اینا به ذهنم میاد که کاش یکی می گرفتم که ازم کوچکتر بود یا خوشگلتر بود و ..... . باور کنید من نمی خوام فکر کنم ،یهو فکرش میاد تو ذهنم. اصلاً سرم گاهاً شدیداً درد می گیره.
    حالا به نظر شما چیکار کنم؟ جدا شم ؟
    حتی فکر می کنم که همچین دختر خوبی کم پیدا میشه ، ولی چه فایده که این افکار ولم نمی کنه.

    من می دونم که همه دوستان منو مقصر می دونن و شاید به همین دلیل صفحه رو میبندن. اما باور کنید من به کمک فوری نیاز دارم . اگه خوب راهنمایی بشم می تونه سرنوشت ساز باشه واسم. چون ایشون گفتن که بشینم واقعاً فکر کنم و تا 24 ساعت دیگه به یک نتیجه درست برسم.
    پس لطفاً کمک کنید

  5. #4
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    با سلام،

    عنوان تاپیک شما خیلی کلی هست.
    لطفاً در پست بعدی یک عنوان مناسب بنویسید تا مدیران عوض کنند.

    در رابطه با مشکلتون، شما دو بار تاکید کردید روی "پولدار" بودن.
    پولدار بودن خانواده دختر ملاک مناسبی برای انتخاب همسر نیست.
    بلکه مهم این است که دو خانواده از نظر مالی تقریباً در یک سطح باشند.
    یعنی اگر خانواده شما خیلی پولدار هستند، درست نیست که بروید با یک دختر فقیر ازدواج کنید و برعکس.

    فرض بگیریم شما با یک دختر پولدار ازدواج کنی، در آینده شاید حتی به کمک پدرزن و یا با نیروی خودت وضع مالیت خوب بشود، آن وقت باز هم آن دختر رو می خواهی؟ با این تفکر نه! به این خاطر که دیگر او از نظر مالی از شما بالاتر نیست و شما چیزی که می خواستی، یعنی پول رو، به دست آوردی.

    زیبایی هم نسبی هست. یعنی با زیباترین دختر هم ازدواج کنی، باز هم یک دختر زیباتر پیدا خواهی کرد.

    این لینک رو مطالعه کن: لینک

    امیدوارم دوستان با تجربه در این تالار کمک بهتری به شما بکنند.

  6. 14 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (یکشنبه 21 اسفند 90)

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 20:22]
    تاریخ عضویت
    1390-5-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,351
    سطح
    20
    Points: 1,351, Level: 20
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    ممنون. خوب الان به نظر شما چیکار کنم؟ من می دونم همه اینها رو اما این افکار بدجوری منو عذاب میده؟
    نظر شما به جدایی هست یا اینکه خانمم رو از دست ندم؟

  8. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    راستی شما چند سال دارید؟

    راستش من یک زنم و نمی دونم ایا می تونم شما رو خوب درک کنم یا نه ولی سعی می کنم تا حد ممکن خودم رو جای شما بذارم. در مورد 4 دلیلی که الان شما رو به شک انداخته می خوام نطرم رو بگم و در نهایت این شما هستید که باید تصمیم نهایی رو بگیرید و خودتون باید پیامدهای هر تصمیمی رو که می گیرید بدبد.

    1- زیبایی: اگرچه زیبایی نسبی هست اما الان اگر دختری بلد بشه که چطور مدل مو و ارایشی به صورتش میاد و چه لباسی جذابترش می کنه می تونه خیلی زیباتر به نظر بیاد. اگرچه هر چه سن انسان بالاتر میره این اخلاق و زیبایی درون انسانه که به زیبایی ظاهر انسان میافزاید.

    2- در مورد وضعیت متوسط مالی به نظر من این اصلا مشکلی قابل بیان نیست. چون یک مرد باید روی پای خودش بیاسته و نباید پول پدر زنش رو در نظر بگیره مگر این اختلاف سطح مالی باعث عدم تفاهم بشه

    3- در مورد تحصیلات هم که نظرم رو قبلا گفتم و واقعا بهش اعتقاد دارم

    4- در مورد اینکه از شما بزرگتر هستند. ایا ایشون این بزرگتر بودن رو در رفتارشون به شما نشون میدن؟ ایا سعی در کنترل شما دارند؟ اگر نه پس اینکه شما هم سن و سال هستید خیلی بیشتر کمک نی کنه که همدیگر رو بهتر درک کنید.

    امیدوارم تصمیم عاقلانه ای بگیرید و بعد از تصمیم گیری هم سعی کنید اگر قراه هزینه ای بابت تصمیمتون بپردازید خودتون رو فقط مسول اون بدونید.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  9. 7 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (یکشنبه 21 اسفند 90)

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 مرداد 90 [ 01:29]
    تاریخ عضویت
    1390-5-13
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,461
    سطح
    21
    Points: 1,461, Level: 21
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    من خودمم تازه اومدم اينجا اما باور كنين 24 ساعت زمان خيلي كميه براي سرنوشت يه زندگي
    يه لحظه چشماتو ببند و فردا صبح را تصور كن بدون اون آيا شادتري ؟ اگه اينطوره هرچه زودتر تصميمت رو بگير اما هنوز هم فك ميكنم 24 ساعت زمان كوتاهيه براي حذف يك انسان از زندگيتون
    (دوست عزيز من اصلا نظرم تخصصي نيست به هيچ وجه. فقط دلم نيمد بدون جواب از اينجا رد بشم)

  11. 5 کاربر از پست مفید نيكتا تشکرکرده اند .

    نيكتا (یکشنبه 21 اسفند 90)

  12. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 20:22]
    تاریخ عضویت
    1390-5-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,351
    سطح
    20
    Points: 1,351, Level: 20
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    24 سال تمام. خانمم 24 سال و 7 ماه.

    خوب من دلم به جدایی نیست . می خوام این افکار سراغم نیاد. با یکی از دوستان نزدیکم که متاهله مشورت کردم میگفت اونم بعد عقدش یه مدت از این فکرا میکرده و طبیعیه.
    من می ترسم بعداً تو زندگی این افکار وجود داشته باشه و نتونم خانمم رو خوشبخت کنم.
    ایشون اصلاً از نظر شخصیتی کاملاً مطیع هستند و گرچه بزرگتره اما واقعاً طوری نشون میده انگار من ازش خیلی بیشتر می فهمم. تنها نگرانی من بابت سن اینه که ایشون شکسته میشن زود و تابلو به نظر میاد که از من بزرگتره. این تو فرهنگ خانواده ما یه جوریه و مطمئناً کلی ملت حرف خواهند زد. واسه این نگرانم.

    حالا چیکار کنم که دیگه این افکار نیاد سراغم؟

  13. 2 کاربر از پست مفید tanha.aziz تشکرکرده اند .

    tanha.aziz (سه شنبه 11 بهمن 90)

  14. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط tanha.aziz
    تنها نگرانی من بابت سن اینه که ایشون شکسته میشن زود و تابلو به نظر میاد که از من بزرگتره. این تو فرهنگ خانواده ما یه جوریه و مطمئناً کلی ملت حرف خواهند زد. واسه این نگرانم.

    حالا چیکار کنم که دیگه این افکار نیاد سراغم؟
    سلام
    آقا من یه خواهشی دارم
    بابا تورو خدا ول کنید این حرف مردم رو
    حرف مردم چقدر اهمیت داره یه مشت خاله زنک که جز سرک کشیدن تو زندگی این و اون کار دیگه ای ندارن
    بزار کنار این حرف ها رو
    شما که تحصیل کرده ای چرا
    من نمیدونم چرا به خاطر حرف مردم انقدر نگرانید
    مگه قراره که مردمم بیان جای شما زندگی کنند که نگرانی
    بزار هرچی دلشون می خواهد بگن مهم نیست مهم تویی که می خواهی با شریک زندگیت یه عمر زندگی کنی

    ببین دوست من
    تو این تالار اکثر دوستان تا حدودی من رو میشناسن و در جریان زندگی من هستن
    من با کسی ازدواج کردم که از نظر مالی در حد عالی هستن خیلی بالا
    البته خودم هم کم ندارم به اندازه خودم دارم یه خونه یه شغل دولتی و در حد خودم بد نیست خدا رو شکر
    اما خانواده خانمم از نظر مالی خیلی خیلی از ما بالاتر هستن
    اما من و خانمم ذره ای تفاهم نداریم
    حرف هم رو نمی فهمیم
    2 کلمه حرف عادی نمیتونیم با هم بزنیم
    با اینکه در دوران عقد هستیم یک ماه پیش یه کشیده از خانمم خوردم تمام ستاره ها دور سرم میچرخیدن و هنوزم که هنوزه جاش درد میکنه

    بخدا ازدواج دختر پول دار خوشبختی نمیاره
    حاضر بودم خانمم هیچی نداشت اما یه آدم منطقی بود که میشد باهاش صحبت کرد و خوش بود هیچ توقعی ازش ندارم فقط با هم خوش باشیم همه جوره هم کوتاه اومدم اما نشد

    دوست من خوشبختی خیال میکنی چیه
    خوشبختی اینه که با خانمت خوش باشی
    با هم بگید و بخندید و خوش بگذرونید

    چرا قدر خانمت رو نمیدونی که می خواهی بری سراغ یه نفر دیگه
    اصلا چرا دنبال یه دختر خوشگل و پولدار هستی
    الان که 5 ماه از عقد من گذشته قیافه خانمم برای من عادی شده اصلا قیافه اون برای من مهم نیست مهم اخلاق و رحیات و خلق و خوی خانممه که هیچ وقت عادی نمیشه
    بیا یه بار دیگه معیار های ازدواجت رو برسی کن
    اگر بخاطر حرف مردم رفتنی جلو که هیچی اما اگر معیار هات چیز های دیگه ای بوده برسی کن ببین چند درصدش رو خانمت داره
    به زندگیت چوب حراج نزن که تا 24 ساعت دیگه باید تصمیم بگیری
    زندگی مشترکه شوخی بردار که نیست خیلی حساسه انقدر ظرافت میخواد خیال میکنی که الکیه
    چرا گذاشتی به اینجا برسه

    هنوز دیر نشده

    یه تصمیم جدی بگیر و به این باور برس که خانمت خیلی عالیه بهترین دختر دنیاست و از این بهتر گیرت نمیومد و همه حسرت داشتن یه همچین خانمی رو دارن که تو داری
    هر وقت به این باور رسیدی مطمعن باش خوشبخت میشی در غیر اینصورت با هرکس دیگه هم ازدواج کنی احساس خوشبختی نمیکنی حتی از نوع پولدارش ( نمونه بارزش خود من دوست داشتی برو و تاپیک های من رو بخون خودت متوجه میشی )

    تو رو خدا قدر خانمت رو بدون مثل خانمت خیلی کمه الان معیار ها تغییر کرده و شرایط عوض شده





  15. 8 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (یکشنبه 21 اسفند 90)

  16. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 20:22]
    تاریخ عضویت
    1390-5-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,351
    سطح
    20
    Points: 1,351, Level: 20
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی فوری، لطفاً کمک کنید


    من با کسی ازدواج کردم که از نظر مالی در حد عالی هستن خیلی بالا
    البته خودم هم کم ندارم به اندازه خودم دارم یه خونه یه شغل دولتی و در حد خودم بد نیست خدا رو شکر
    اما خانواده خانمم از نظر مالی خیلی خیلی از ما بالاتر هستن
    اما من و خانمم ذره ای تفاهم نداریم
    حرف هم رو نمی فهمیم
    2 کلمه حرف عادی نمیتونیم با هم بزنیم
    با اینکه در دوران عقد هستیم یک ماه پیش یه کشیده از خانمم خوردم تمام ستاره ها دور سرم میچرخیدن و هنوزم که هنوزه جاش درد میکنه

    بخدا ازدواج دختر پول دار خوشبختی نمیاره
    حاضر بودم خانمم هیچی نداشت اما یه آدم منطقی بود که میشد باهاش صحبت کرد و خوش بود هیچ توقعی ازش ندارم فقط با هم خوش باشیم همه جوره هم کوتاه اومدم اما نشد



    واقعاً ممنون از نظر شما.
    چند بار تا الان نظر شما رو خوندم و دارم روش فکر می کنم اما یه سوال دارم که البته خیلی مرتنط با تاپیک نیست همین جوری واسم پیش اومده. . شما که اینطوری میگی چرا از اول نرفتی اونجور خانمی رو بگیری؟ چرا خانمتون رو انتخاب کردید؟ مگه خانم شما از اول نمی گفت که شوهرشو دوس داره و واسه شوهرش هر کاری می کنه؟ البته اگه اشکالی نداره .
    کلاً هم واسم سواله که چرا انجوری میشه؟ من تقریباً همه دخترهایی که تو دوران تحصیل دیدم طرز فکرشون اینجوری بود که باید هرنوع فداکاری رو واسه شوهرشون بکنند. خوب یعنی این ها بعد ازدواج عوض میشند؟



 
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فحاشی، حمله و بی احترامیهای همسرم!
    توسط fgh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: شنبه 17 مهر 95, 15:04
  2. افسردگی، عدم اعتماد به نفس،مشکل در هدف گذاری، ترس و افکار منفی
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 آذر 94, 20:47
  3. برطرف کردن افکار منفی، با تمرین های کاربردی آقای sci
    توسط میشل در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 24 آبان 92, 10:22
  4. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 13 مرداد 91, 19:56
  5. مشکل من با همسرم ( افسردگی، بی توجهی، جنسی ) بعد از رفتن به مشاور
    توسط نیلا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اردیبهشت 90, 13:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.