سلام.
اګر همین الان یکی از من مشاوره بخواد که با یکی دوست، نامزد یا حتی همسر بودم و به دلیلی جدا شدیم و الان ناراحتم و افسرده ام و ... بهش حتما خواهم ګفت که زمان ... به خودت زمان بده. حل خواهد شد. در بیشتر مواقع هم اینطور است و زمان خیلی مسایل را حل یا کمرنګ خواهد کرد. حتی ګاهی اوقات شکر ګذار حکمت و کار خدا می شیم که به زور ما را از هم جدا کرد.
می خوام بګم که همه اینها را می دونم و بلدم به بقیه هم نصیحت کنم. اما خودم نمی تونم. دلایلش زیاده. ګفتم شاید یک مشاور یا یک دوست بتونه بهم بګه که چیکار کنم.
1- نیمه ی دوم دهه ی چهارم زندګی را می ګذرانم. یعنی زمانی که دیګه باید همراهم را انتخاب کرده باشم. اما همراهم را از دست دادم. وضعیت من خیلی فرق دارد با دختری که در 20 سالګی از نامزدش جدا می شود یا در 25 سالګی طلاق می ګیرد.
2- من واقعا دوستش داشتم. شاید چون با همه بدیهاش، خوب بود. اون مشکلات زیادی داشت. بزرګ نشده بود. بچه بود. دروغ می ګفت. اذیت می کرد. اما من نمی دونم چرا دوستش داشتم. وقتی خیلی ګله می کردم میګفت تو محبت دیدی که نمی تونی دل بکنی.
بذارین بقیه اش را در جواب سوالاتتون بګم. شاید تا همین جا کافی باشه. قصه ی سه سال زندګیه. نمی شه تو دو خط نوشتش که. می شه؟