سلام کیمیا
اول: تا اونجا که از یادداشتهایت تو تالار متوجه شدم، به خاطر دارم که یکی دو ماه بیشتر نیست که عروسی کردید. پس همانطور که بارها اشاره کردم، بعضی مشکلات بستر زمانی لازم را می طلبندتا حل شوند( که البته باید شیوه برخورد با آن مشکل نیز درست باشد)
دوم: شوهرتون اگر چه اشتباه می کند که فکر می کند خودش مشاور هست، اما جمله ای که گفته است کاملا دقیق و درست است:
پس با توجه به بند اول ( استفاده از بستر زمانی و صبوری)و با توجه به بند 2 ( خاموشی یک رفتار به وسیله بی توجهی) ، شما می توانید به نتیجه برسید. اتفاقا خودتون نیز در پستی ( لینک پست شما را نیز آوردم) به این موضوع ظریف اشاره کرده اید. که وقتی درجه اهمیت ما به بعضی مسائل کم می شود می توانیم ادعا کنیم که حتی مشکلی نداریم:نوشته اصلی توسط کیمیا
سوم: برای اینکه در این مسیر با انرژی باشی همانطور که در پست قبلی خودت http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=350 آورده ای باید ارتباط خودت و همسرت را غنی کنی و با او بگویی حالا که می خواهی نقش مشاور بازی کنی باید قدرت تاثیر گذاریت را در جهت مثبت نسبت به تاثیر گیریت در جهت منفی اضافه کنی، تا من بتوانم به تو تکیه کنم.نوشته اصلی توسط کیمیا
خلاصه:
1 - صبوری و استفاده از بستر زمان
2 - حفظ آرامش و گسترده کردن دیدت نسبت با سایر زمینه های مثبت زندگیت
3 - بی توجهی ( نه قهر، چون قهر خودش یک توجه منفی هست) به رفتار و گفتاری از مادرشوهرت که نابهنجارانه و مداخله جویانه هست.
4 - ارتباط غنی و احساسی با شوهرت و انرژی گذاشتن روی او به جای مادر شوهرت
5 - به گفته خودت توکل








علاقه مندی ها (Bookmarks)