
نوشته اصلی توسط
chashmdarrah
ممنونم امریم( درست گفتم؟)
علت بدبینی من رابطه قبلی منه! دختری که به راحتی با من از مسائل جنسی صحبت می کرد و تمایلش به ارتباط جنسی رو هم نشون می داد. خب من همچین دختری رو نمی تونستم به عنوان همسر خودم بپذیرم و رهاش کردم.
البته این دختر فعلی خوشبختانه صادقانه به من گفت که مدتی با یک پسر بود که صدالبته این صداقتش هم به بدبینی من دامن زد. من چطور از این افکار دربیام بیرون؟
بله اسم کاربری من رو درست گفتید
من شما رو درک میکنم،گذشته شما باعث شده که به گذشته این خانم هم شک کنید و نتونید درباره ی ازدواج باهاش به خوبی فکر کنی
مطمئن باش با این خانم یا هرخانم دیگه ای هم بودی متاسفانه روی این موضوع گیر میکردی،دیگه حالا اگر موردی از گذشتش متوجه میشدی دیگه بدتر
واقعیت اینه که ما باید اول از همه به خودمون رجوع کنیم و ببینیم که آیا اگر خدایی نکرده با کسی رابطه برقرار میکنیم دوست داریم در همین زمان زن ویا شوهر آیندمون هم مشغول این گناه باشه یا نه؟؟؟
اگر دوست داشتیم و به غیرتمون برنخورد اینکارو بکنیم!(که مسلما کسی نیست که راضی باشه)نه اینکه فکر کنیم که خودم هرکاری کردم عیبی نداره ولی خواستم برم زن بگیرم باید این چنان و آنچنان باشه.
یکی از استادام بسیار زیبا این مطلب رو گفت که اگر با کسی رابطه گناه آلود برقرار کنی اگر همون موقع به این فکر کنی که زن و یا شوهر آیندت داره همین کاررو میکنه ،یه تلنگر هست برات
اگر به این فکر کنیم که همه چیز به هم وابسته است،اگر ایمان داشته باشیم که کاری که ما در این ساعت میکنیم یه جایی توی زندگی اثرشو می بینیم(هم کار خوب هم کار بد)،اونوقت خیلی بیشتر مواظب خودمون می شویم،اگر اون لحظه به این فکر کنیم که حالا کی میفهمه ،یا مثلا من مردهستم،یا خلاصه یه جوری توجیح کنیم خودمونو،اونوقت در آینده یه جایی جلوی راهمونو میگیره،حالا مسائل اخروی آن بماند...
چه بسیار آقایونی که زنهاشون زنهای بدی نبودند ولی چون قبلا آقا خودش ...آره... تا رابطش با خانم بیشتر و بیشتر میشه فکر میکنند که این خانم هم قبلا آره...(چون لذت حاصل از رابطه های گذشتش یادش میاد)
وبه این افکار بال و پر میدهند ومتاسفانه با تلقین ها و شک ها ،حتی اگر به زبون نیارند با نگاه ها و استرس هاشون باعث میشوند زن به بیراه بره و باورش بشه که مشکلی داره(همه که اونقدر قوی نیستند که با وجود شنیدن و حس کردن این شک ها ،تغییری نکنند)
پس تعهد به زن و یا شوهر آینده،با این که نمیدونیم کیه و کجاست، خیلی زیبا ست و قابل اجرا.اونوقت تاثیر خوبشو توی زندگی آینده با تمام وجود احساس میکنیم
حالا خیلی از ماها دچار اشتباه میشیم،کاملا درست!!!باید زود به داد خودمون برسیم و به خاطر سلامت روان خودمون و همسر ایندمون هم که شده درست رفتارکنیم.
هیچ وقت دیر نیست ،هرکجای این راه که هستیم میتونیم برگردیم و ذهن و دل خودمونو از گناه پاک کنیم،البته یک سری چیزا رو از دست داده ایم ولی دیگه بازنده هم نیستیم.
راه علاج از دید من:
خودتونو پالایش کنید،کم کم ارتباط خودتونو با این دختر قطع کنید،چون بخواید و نخواید به بیراهه میروید و اونوقت این دختر رو هم که میگید نمیخواد گناه کنه،قبح گناه براش از بین میره و بعدش شما هم که نمیرید باهاش ازدواج کنید و رها میشه و اینجاست که شما هم به خودتون بد کردید هم به اون.
اگر دختری مقید باشه خیلی براش سخت تره که کسی رو به عنوان شوهرش پذیرفته باشه ولی طرف به هر دلیلی جا بزنه
(ما دخترا به این میگیم نا مردی)
پس زودتر فکر اساسی رو بکنید،این لذت ها زودگذرند،اگر بعد از زیاد شدن رابطتون با این دختر نتونید باهاش ازدواج کنید تمام این خوشیها جای خودشونو به غم و اندوه همیشگی میدهند
شما اگر رابطه رو قطع کنید و برای این دختر هم توضیح بدید که چرا میخواید این کاررو بکنید ،بعد از مدتی که تنها شدید و به خودتون پرداختید، میتونید بهتر راجع به این دختر فکر کنید و شاید اون موقع تصمیم گیریتون درباره ازدواج باهاش قطعی بشه.
اون دختر وقتی ببینه که با جدا شدن از شما باعث میشه از خیلی دردسرهای بعدی جلوگیری بشه راحتتر این جدایی رو میپذیره و بین بد و بدتر ،بد رو که همون جدایی هست قبول میکنه
موفق باشید
علاقه مندی ها (Bookmarks)