سلام.
من يك زن شاغل هستم به تازگي فهميدم كه شوهرم بازني ديگر درارتباط است وزماني كه من درمنزل نيستم او رابه خانه مي آورد.لطفا مرا راهنمايي كنيد من تاكنون هيچ عكس العملي نشان نداده ام.با تشكر
تشکرشده 0 در 0 پست
سلام.
من يك زن شاغل هستم به تازگي فهميدم كه شوهرم بازني ديگر درارتباط است وزماني كه من درمنزل نيستم او رابه خانه مي آورد.لطفا مرا راهنمايي كنيد من تاكنون هيچ عكس العملي نشان نداده ام.با تشكر
تشکرشده 498 در 242 پست
سلام عزیزم
چه مدته ازدواج کردی و این مسآله رو از کجا متوجه شدی؟ مگر همسر شما شاغل نیست؟
تشکرشده 59 در 40 پست
مريم جان خوش آمدي
يه كم بيشتر توضيح بده كي ازدواج كرده اي ، روابطت چطور بوده ، چقدر تو در ايجاد چنين شرايطي مقصري ؟ آيا همسرت بيمار است يا مشكلي در زندگي زناشويي داري؟ منظور از بيماري همسرتون اينه كه آيا تا به حال - در صورت نبود مشكل از جانب شما- چنين مسائلي بي دليل رخ داده است؟
و كلا آيا قصد تو نگهداري زندگي است و يا ابراز همدردي ؟ مريم جان تو بايد اين گزينه آخر رو كاملا مد نظر بگيري گرچه از اينكه فرموده اي تا حالا واكنش نشان نداده اي و منتظر راهنمايي دوستان هستي مشخصه كه دلسوز زندگي هستي اما باز هم فكر كن . ما منتظر اطلاعات بيشتر تو هستيم اميدوارم موفق باشي
تشکرشده 0 در 0 پست
2سال ونيم است كه ازدواج كردم و هيچ مشكلي باهم نداريم البته يك سري جروبحث هاي معمولي است كه فكر نمي كنم دليل اين كار او باشد چون به هرحال بين هرزوجي يك سري اختلافات است.تقريبا 1 ماه است كه كمي به ايشان شك كردم ولي نميخواستم باور كنم تااينكه يكي از همسايگان گفت كه وقتي روزهامن نيستم وسركارم شوهرم بايك زن به خانه من مي رود و من هنوز به او نگفته ام كه همسايه چنيني چيزي به من گفته.همسرم نيز شاغل است ولي شغلش طوري است كه ميتواند وسط روز به خانه برود.من قصد دارم كه زندگيمو حفظ كنم.همسرم تا به حال از اين مشكلات نداشته وما زندگيمان را با سختي وعشق شروع كرديم.
تشکرشده 59 در 40 پست
مريم جان كاش موضوعت رو در قسمت اختلاف زن و شوهر ها مطرح مي كردي من فكر مي كنم اونجا بازديدكننده بيشتري داره ودوستان نظرات مؤثري مي دن
تشکرشده 59 در 40 پست
مريم جان تا چه حد به گفته هاي زن همسايه مطمئني آيا براي خودت محرز شده؟
تشکرشده 0 در 0 پست
بله محرز شده ومطمئنم.من نميدوستم كه بايد مشكلمو تو قسمت اختلاف زن شوهر بايد مطرح كنم.لطفا اگر مطلبي به عنوان راهنمايي به نظرتان مي رسد مرا از آن مطلع كنيد.
تشکرشده 498 در 242 پست
مریم جان
به نظر من بهتره بگی چند روز پیش یکی از مردای همسایه یه خانم اورده خونشون و همه دارند در موردش صحبت میکنند و اصلا" به روی خودت نیار که از این موضوع خبر داری. اینجوری نه روتون به هم باز میشه و هم اینکه اون متوجه اشتباهش میشه و بگو من که اگه جای خانم اون آقا بودم هیچ وقت شوهرم رو نمیبخشیدم.
تشکرشده 498 در 242 پست
در ضمن سعی کن بیشتر از قبل هم به خودت برسی و هم کارهایی رو که اون دوست داره انجام بدی و بیشتر بهش محبت کن. حواست باشه که اصلا" به روی خودت نیاری
تشکرشده 498 در 242 پست
نه عزیزم . کاری به شماره اون دختره نداشته باش. امشب به شوهرت بگومن دوست دارم اگه ایرادی دارم بهم بگی چون دوست دارم من و تو همیشه به هم وفادار بمونیم چون اگه یه روزی خلاف این باشه من هیچ وقت نمیبخشمت چون در حقت همه کالری کردم و کمنودی واست نذاشتم.نوشته اصلی توسط elina
همه این ها رو خیلی با ملایمت بگو طوری که بو نبره که تو از ماجرا خبر داری.
موفق باشی عزیزم.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)