به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    چـرا انقدر از خودمون دور شدیم ؟؟؟؟؟؟؟




    سلام به تمام دوستان خوبم در تالار خوب همدردی

    سلام به شما

    [name]



    اول من رو بابت پر حرفی ببخشید.

    قبل از اومدن به این تالار فراز و نشیب هایی در زندگی مردم دیدم که من رو به فکر فرو می برد و گاه باعث بحث و گفت و گوهایی در این موضوعات بین اعضای خانواده ام می شد . بعد از این که به این تالار اومدم و مشکلات دیگران را هم دیدم ، بیشتر به این مسائل فکر کردم ، مخصوصا از وقتی فعالیتم رو در تالار شروع کردم و بیشتر با مشکلات دیگران درگیر می شدم .
    اما چیزی که باعث شد این تاپیک رو باز کنم ، پستی بود که چند وقت پیش مدیر محترم همدردی در یکی از تاپیک ها ارسال کردند و به یکی از اعضاء مشاوره دادند ، و باز هم باعث مشغولیات فکری من شد .

    القصه :
    ما تو این تالار این همه مقالات خوب و مفید می بینیم ، این همه جمله های زیبا می بینیم ، گاهی هم بعضی از آن ها میافته تو زبونمون ، اما آیا گفتن کافیه ؟
    گاهی وقت ها پست ها و یا مقالاتی آنقدر مفید هستند که می توانند راه گشای مشکل ما باشند اما ما فقط مطالعه می کنیم و بس ... یا گاهی تو یک پست راه حل مشکل ما هم نهفته اما ما به اون بی توجهیم .

    این که انتقاد دیگران رو بپذیریم سخته ، اینکه قبول کنیم چه اشکالاتی داریم سخته اما ظاهراً سخت تر از همه اینه که ما بدونیم و بپذیریم که مشکل داریم ولی تصمیم به تغییر نگیریم که این عین ضعفه .

    چرا برای بعضی ها تغییر کردن سخته و برای بعضی دیگه راحت ؟

    به نظر من تغییر کردن نیاز به شخصیتی بزرگ و شجاع داره .

    نکته دیگر این که :
    چرا امروزه مشکلات ما پیچیده تر شده ؟ اما در همین زمانه افراد زیادی را می بینیم که گویا مشکلی در زندگی ندارند ؛ خوشحالند و راضی ، این را در زندگی گذشتگان بیشتر دیده ایم که بیشتر از من امروزی از زندگی شان راضی بوده اند ، آیا واقعاً مشکلی نداشته اند ؟

    واقعیت اینه که مشکل و سختی و رنج درتمام زمان ها در زندگی ها هست . اگر امروزه کسی اینجا از خانواده همسر ، از رفتار همسر ، از اطرافیان خود از..... گله می کند و ناراحت است ، این ها در زندگی همه ما هستند . اما چه می شود که عده ای راضی هستند ، اما عده ای تا این حد ناراحت و ناراضی و گاه به عنوان بزرگترین مشکل آن را بیان می کنند .

    ما انسان ها از نظر شخصیتی با یکدیگر متفاوت هستیم . از نظر توقعات و انتظارات ، از نظر سازگاری ، از نظر نوع نگاه به زندگی ، از نظر منفعت طلبی ، از نظر آرمان گرایی و ..... هر یک در سطوح متفاوتی هستیم .

    واقعیت این است که دنیای ما تغییر کرده و معیارها و هدف های ما را نیز به همراه خود دستخوش تغییر کرده و من امروزی مثل مادرم زمانی که هم سن من بود نمی اندیشم . من زندگی را در پیشرفت مادی و به دست آودن جایگاه و موقعیت محسوس می بینم .

    پیشرفت های امروز چه از نظر تکنولوژی و صنعتی چه از نظر علمی و ... باعث شده که سعادت را به گونه ای دیگر معنا کنیم . و این امر سبب شده که فقط به دنبال رسیدن به یک موقعیت خاص یا یک هدف خاص باشیم و به چرایی آن نیندیشیم . چه سال هایی که آرامش را از خود می گیریم و بی وقفه تلاش می کنیم برای رسیدن به هدفی نامعلوم (و یا کلی) اما بعد از آن که به هدف رسیدیم چه بسا از آن احساس رضایت نکنیم ، وحتی سال های عمر خود را تلف شده احساس کنیم و به خود بگوییم : بهترین سال های عمرم تلف شد ، جوانی نکردم ، خواب را از چشمان خود گرفتم ، همش در حال دویدن و تلاش کردن بودم و....

    وقتی از هدفی که به آن رسیدیم احساس آرامش و رضایتمندی نمی کنیم باز هم تلاش می کنیم تا به موقعیت هایی که به تصورمان بهتر است دست پیدا کنیم به این امید که شاید به رضایت برسیم .
    گاهی همین موقعیت ها نه تنها باعث پیشرفت نشده بلکه باعث پس رفت هم می شوند ، و یا از نظر ظاهری پیشرفت باشد اما از نظر روحی افت کرده باشیم ، چه بسا اگر تمام اینگونه موقعیت را که به دست آورده ایم از ما بگیرند به آرامش برسیم ، چرا که این پیشرفت ها توقعات و انتظارات ما را بالا برده اند و سبب شده اند که خود را فراموش کنیم و از خود دور شویم و برای خود نباشیم .
    از دیگران توقع داریم که طبق خواسته ما عمل کنند و در خدمت ما باشند و زندگیمان ایده آل باشد ، اینجاست که کوچک ترین مشکل هم به نظرمان بزرگترین می آید .
    باید بدانیم که دلیل این مشکلات دیگران نیستند ، دلیلش خود ما هستیم چرا که احساس رضایتمندی و آرامش در درون خود ماست و ما نباید آن را از دیگران طلب کنیم .
    صرفاً پرداختن به دنیای مادی ما را از خود غافل ساخته . چرا این پیشرفت ها باید از ما فردی ناسازگار بسازد ؟ آیا وقعاً ارزش فنا شدن را دارد ؟ به چه قیمتی از شخصیت واقعی خود دور می شویم ؟
    چرا به هدف و نتیجه ای چشم می دوزیم که عاقبت رضایت درونی ما را فراهم نمی کند و ما را از امروز خود غافل می کند ؟

    اگر به خود واقعی بازگردیم خواهیم دید که خیلی از مشکلات ما مشکل نیستند . پستی و بلندی های در تمام زندگی ها هستند و جزء واقعیات انکارناپذیر زندگی هستند و به ما کمک می کنند که قوی تر باشیم ، این ما هستیم که با توقعاتی که داریم آن را بیش از حد بزرگ و به عنوان مشکل پیچیده می بینیم . اگر خودمان باشیم بدون توقع وانتظارات ، خواهیم دید که اگر موقعیت های سخت نباشند ، لحظات راحتی معنایی ندارد پس ما به مشکلات نیاز داریم تا زندگی معنا داشته باشد .
    اینجاست که مشکلات را شیرینی های زندگی می دانیم و آن ها را می پذیریم . اگر افرادی را می بینیم که از زندگی خود رضایت دارند به این دلیل نیست که مشکل ندارند ، بلکه به همین حقیقت رسیده اند .
    اگر دیدمان را عوض کنیم و به گونه ای دیگر زندگی را ببینیم ، مشکلات زندگی را دوست داشتنی می یابیم و حتی از آن ها لذت می بریم .

    همچنین باید بیاموزیم که امروز خود را دریابیم و امروز را فدای فردایی که معلوم نیست برای ما چگونه خواهد بود و آیا از آن راضی هستیم یا خیر ، نکنیم .

    اگر خودمان باشیم می توانیم به دیگران نیز توجه کنیم و با کمک به دیگران احساس مفید بودن کنیم و مفید بودن هم احساس رضایتمندی را باعث می شود .

    آرامش و عشق و رضایتمندی ، این ها چیزهایی هستند که ما خواستار آن ها هستیم اما در بیرون از خود به دنبال می گردیم و گاه آن را از دیگران طلب می کنیم و غافلیم که منبع تمام این ها در خود ماست و کسی جز خود ما نمی تواند این ها را به ما بدهد .

    باید برای خود زندگی کرد نه دیگران و همچنین توقع خود را از دیگران کم کنیم و آنچه را از دیگران طلب می کنیم در وجود خود به دنبال آن باشیم .
    اینگونه می توانیم به احساس آرامش و رضایتمندی برسیم چرا که اگر فقط اهداف مادی را دنبال کنیم اما از روح و روان خود غافل شویم وقتی به آنچه دنبال می کنیم برسیم ما را ارضا نمی کند و به هر موقعیتی که دست یابیم باز هم آن را بی ارزش می دانیم و چون به دنبال به دست آوردن رضایت خاطر از این اهداف و موقعیت ها هستیم ، تصمیم می گیریم که باز هم به پیش برویم و حریص می شویم ، اما فکر کنیم که تا کی باید رفت .............

    باید خودمان باشیم در این صورت از خود و موقعیت های خود و زندگی خود در زمان حال (با تمام مشکلات) راضی هستیم و این رضایت به ما آرامش می دهد و این آرامش راه ما را به سوی آینده هم روشن می سازد.



    باران











    .

  2. 13 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (شنبه 30 آبان 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط honeyr46 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 خرداد 93, 11:48
  2. ترو خدا بهم بگین با یه مرد خیانتکار بی عاطفه نامرد چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟
    توسط rahaaaaaaa در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: شنبه 13 مهر 92, 00:11
  3. مشکل از من یا شوهرم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط عاشق همیشگی در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 مرداد 92, 18:15
  4. با رفتارهای زشت و نسنجیده خانواده ام با شوهرم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط nosh nosh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 خرداد 92, 01:18
  5. كمكم كنيد ادامه اين زندگي به صلاح؟؟؟؟؟؟؟
    توسط سلنا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 فروردین 92, 18:48

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.