به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مرداد 98 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1398-5-23
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    20
    سطح
    1
    Points: 20, Level: 1
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    فوت پدرم و مشکلاتی که بعدا اتفاق افتاد

    سلام به همه ی دوستان همدردی
    متاسفانه پارسال پدرم که بیماری قلبی داشتند و تازه عمل قلب انجام داده بودن با اینکه پزشکها کاملا از عمل ایشون راضی بودن و میگفتن تا 2-3 ماه دیگه میتونن سرکار برن ، یک شب به شدت حالشون بد شد که ما رسوندیمشون بیمارستان ولی توی بیمارستان ایست قلبی کردن و فوت کردن
    من خیلی به پدرم وابسته بودم و دوستشون داشتم. مادرم هم همینطور. فوت پدرم ضربه ی خیلی بدی به من زد و این اتفاق همزمان بود با ورود من به دانشگاه.
    به خاطر این ضربه ی روحی شدیدی که خورده بودم و افسردگی بدی که سراغم اومده بود 1 ترم از دانشگاه مرخضی گرفتم. در این مدت هم پیش روانپزشک و روانشناس میرفتم و خوشبختانه مادرم هم با اینکه خیلی بیشتر از من تحت فشار بود کمکم کرد که خودمو پیدا کنم و بعد از یک ترم مرخصی ، دوباره وارد دانشگاه شدم.
    اما متاسفانه من یک ترم از هم سن های خودم عقب افتادم و این خیلی به من احساس بدی میده. احساس پیر شدن. چون من اولین ترم دانشگاه رو مرخصی گرفتم کسی رو هم توی دانشگاه و حتی توی رشته ی خودم نمیشناسم.
    الآن من بعضی از درسها رو مجبورم با کسانی بردارم که 1 یا 2 سال از خودم کوچکتر هستن

    چند روز پیش خاله ام اومده بود خونمون و وسط حرفهاش گفت:"من هر دختری رو که دیدم توی دانشگاه رفته با یک شوهر اومده بیرون"

    این حرفش خیلی منو ناراحت کرد. آخه تعداد دوستان من توی دانشگاه به تعداد انگشتهای دست هم نمیرسه. و الآن هم 1 ترم از بقیه ی ورودی ها عقب هستم. هر طور سعی کردم چارت دانشگاه رو نگاه کنم که چطوری میتونم خودم رو به بقیه برسونم به نتیجه ای نرسیدم. حتی با معاون آموزشی هم صحبت کردم
    این مسئله تا اونجایی پیش رفته که حتی چندبار تصمیم گرفتم انصراف بدم
    فوت پدرم من رو خیلی حساس و زودرنج کرده و تازه یکمی بهتر شده بودم اما این مشکل که به تازگی برام پیش اومده هم باعث شده دوباره احساس افسردگی داشته باشم و همش گریه کنم.

    نمیخوام رشته و دانشگاه ام رو بگم ولی من سال کنکور خیلی خوب درس خوندم و رشته و دانشگاه خوبی قبول شدم. اما بعد از این 1 سالِ سختی که در پیش داشتم نتونستم درست درس بخونم. فضای دانشگاه ما هم خیلی رقابتیه و من هم به خاطر اینکه چندتا درس رو از بقیه عقب افتادم اعتماد به نفس ام خیلی کم شده و مدام از جمع کناره گیری میکنم

    چند باری به سرم زده که از این دانشگاه انصراف بدم و برم یک دانشگاه که سخت گیری کمتری داشته باشن. اما از اونطرف هم اینقدر زحمت کشیدم که دانشگاه خوب قبول بشم.

  2. 2 کاربر از پست مفید گلبو تشکرکرده اند .

    tana_2007 (دوشنبه 04 شهریور 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.