سلام به همه دوستای خوبم از آخرین باری که اومدم اینجا ۱۴ ماه می گذره و من توی این ۱۴ ماه خیلی خیلی بزرگ شدم اینجا نبودم ولی چیزایی که از اینجا یاد گرفتم همیشه با من بود و من زندگیمو و این آرامشه نسبی زندگیمو مدیون محبت تمام دوستایی هستم که ایجا منو راهنمایی کردن روزای سختی رو بعد زایمانم گذروندم که هنوز خاطرات تلخش با منه که باعث شده هیچ وقت همسرمو به خاطر اینکه درکم نکرد نبخشم تا ازش دلگیر میشم یاد روزای بعد زایمانم می افتم و دلخوریم میشه صد برابر من توی ۹ ماهی که از زندگیه پسرم گذشت خیلی خیلی صبوری کردم تا پسرم آرامش داشته باشه و تقریبا هم جدا از ۴۰ روز اول بعد زایمان جز چند مورد زندگیه آرومی داشتیم ولی مشکل من الان اینه که همش خاطرات گذشته و مقایسه ها ازارم می ده فکر می کنم که برام خیلی خیلی کم کذاشته و بارها هم به خودش گفتم ولی باری از دوشم برداشته نداشته
مثل همیشه منتظر راهنماییتون هستم






ما که صاحب دختر شدیم الان ده ماه و نیمشه
خداوکیلی بچه بزرگ کردن از همون اول که باردار میشه یه بانو تا وقتی همش شکمش درد داره و بچه لگد میزنه و شبا نمیزاره بخوابی بعدش تازه باید بفکر درد زایمان باشی و دنیا هم میادش مکافاتی که داره وقتی شیر میخوره بیچاره مادرا
بعضی وقتا اینقدی که اذیت میکنه میخوای بلندش کنی بکوبیش به زمین 
هیچ جایی نمیتونی بری و همشم باید مراقبش باشی و وقت هم اصلاب رای خودت نداری مطلقا هیچی و........ همه اینا دردیه که یه مادر میکشه برای تولد بچش و دنیا اومدنش تازه تا سن 10 ماهگی بعدش راه بیوفته و داستان داره برای خودش

خدا بچتو واست نیگهشداره ایشاالله

علاقه مندی ها (Bookmarks)