سلام دوستای خوبم
دیروز سر یک موضوع کوچک شوهرم عکس العملی نشان داد که خیلی ناراحت شدم. مطمئنا شوهرم مقصر بود(برای خوشحال کردنش کاری رو انجام دادم، اما به جای تشکر، حسابی زد توی ذوقم)
اما اصلا به روی خودش نمی آورد.دیشب مثل هر شب سفت بغلم کرد و کلی بوسه و ... اما هیچ حرفی نزد.ناراحتی ام و باهاش مطرح کردم.گفت فردا راجع بهش حرف می زنیم.
امروز صبح هم مثل هر روز از خواب بیدار شد،آماده شد و مثل همیشه انتظار داشت تا بروم ببوسمش و بدرقه اش کنم.این کار و نکردم به خداحافظی اکتفا کردم.انتظار داشتم دلیل این کار و ازم بپرسه اما باز به روی خودش نیاورد.بعد از رفتنش برایش اس ام زدم و گفتم که از دستت ناراحتم.اما جواب نداد.دارم دیوونه می شوم دیگه
همیشه وقتایی که مقصره این کار و می کنه.منم که طاقت قهر و ... ندارم آخرش خودم کوتاه می آیم و همه چیز عادی می شه.اما فقط کافیه که من توی قضیه ای مقصر باشم.چشمتون روز بد نبینه.عین بچه ها 2-3 روز قهر می کنه.کلی باید منتش و بکشم تا آشتی کنه
این و هم بگویم که همسرم فن بیان خوبی داره و کلا از صحبت کردن خوشش می آید.اما وقتایی که مقصره از صحبت کردن راجع به موضوع طفره می رود.
بارها وقتایی که خوبیم برایش توضیح دادم که دوست دارم یه بار جمله " حق با تو است، من اشتباه کردم " و ازت بشنوم. یا وقتایی که مقصری بیای منت کشی و من برایت ناز کنم و محلت نگذارم. اما زیر بار نمی رود و می گه وقتایی که مقصرم همین کار و می کنم.اما به خدا من هیچی یادم نمی آید.(وقتایی که با هم خوبیم خیلی قربون صدقه می رو نازمو می کشه، اما اگه از دستش ناراحت بشوم ، عمرا از این کارا کنه)
به نظر شما چکار کنم تا این اخلاقش عوض شود؟
خیلی از دستش دلخورم.حرصم دراومده دیگه
ببخشید که طولانی شد.








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)