به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1391-2-28
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    1,518
    سطح
    22
    Points: 1,518, Level: 22
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    925

    تشکرشده 957 در 224 پست

    Rep Power
    46
    Array

    اعتماد شوهرمو خراب کردم

    سلام .
    فک کنم همه تون دیگه در جریان مشکلات من و همسرم هستین ..
    امشب یه موضوعی پیش اومد که از وقتی اومدم خونه دارم گریه میکنم و خودمو لعنت میکنم . واقعا خراب کردم همه چیز رو ..

    گفته بودم که همسرم شکاکه و من اجازه ی هیچ کاری رو ندارم .. حتی اینترنت رفتن ... جز همین سایت که میدونه برا مطالب روانشناسی ش میام ..
    چون تنهام و خیلی روابط بسته ای دارم و حق ندارم جایی برم من یه وبلاگ درست کردم و حرفامو توش مینوشتم و از این طریق چند تا دوست دختر پیدا کردم و با اس ام اس و تلفن با هم در ارتباط هستیم .. البته یواشکی و دور از چشم همسر ..
    امشب که پیش همسر بودم یکی از اون دخترا اس ام اس زد و گفت رمزت رو عوض کردی به منم بده .. من براش زدم نمیفهمم چی میگی که خودش سریع گرفت و گفت ببخشید اس ام اس رو اشتباهی فرستادم ..
    به همسرم گفتم از دوستای دوره ی دبیرستانمه و اون موقع حرفی نزد .. تا زمانی که منو رسوند خونه و رفت خوب بودیم و شوخی میکردیم با هم ..
    رفت خونه و زنگ زدم .. بی حوصله جواب داد .. اس ام اس زدم میدونم از این موضوع ناراحتی و باور کن دوستم اس ام اسو اشتباه فرستاده بود . زد نمیخوام درباره ش حرف بزنیم .. من کلی براش توضیح نوشتم و فقط زد شب بخیر .. و دیگه جوابمو نداد ..

    همسرم خیلی شکاکه .. میدونم اشتباه من بود و اعتمادشو خراب کردم . میدونم دروغ گفتم . ولی الان حالم خیلی بده . از این به بعد میدونم که میخواد منو واقعا بندازه تو قفس و همین امکانات ساده رو هم ازم میگیره .. دارم دق میکنم . جوابمو نمیده و حرفمو باور نمیکنه .. حرفی که خودمم میدونم دروغه .. اما چاره ای ندارم ..

    خسته شدم از این زندان . از این بی اعتمادی . از ادمی که به هیشکی اعتماد نداره و حتی به من تهمت زد که تو با شوهر خاله ت و با دوستای من رابطه داری . من خسته شدم . من دلم زندگی میخواد . حالم از گریه هام داره بهم میخوره . از زندگی و از همسرم و از خودم بدم میاد . با این کاراش یه بلایی سرم اورده که من پناه ببرم به همه چی جز اون . کاری کرده که من روزمو با سیگار شب میکنم و هیچ امیدی ندارم ..

    چیکار کنم ؟ میدونم فردا صبح که بشه دنیای من سیاه میشه .. دارم میمیرم از ترس فردا ..

  2. 5 کاربر از پست مفید الف-ح تشکرکرده اند .

    الف-ح (چهارشنبه 29 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.