به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 دی 96 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1391-5-31
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    4,207
    سطح
    41
    Points: 4,207, Level: 41
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Arrow من و تنهایی هایم

    با سلام خوشحالم که همچین جایی رو فراهم آوردید برای درد دل من و امثال من
    من اومدم اینجا فقط برای درد دل کردن چون دقیقا میدونم مشکلم از کجا آب میخوره
    دختر 27 ساله ای هستم و مجرد با ظاهری نسبتا خوب و مدرک مهندسی
    وقتی 23 سالم بود دوست پسری داشتم که خیلی همدیگرو دوست داشتیم دوستیمون 2 سال ادامه داشت ، توی این 2 سال شب و روز بهم اس میدادیمو چند هفته یکبار همو میدیدیم ، توی این 2سال تا سر حد مرگ بهش وابسته شدم ؛ اما اون همیشه میگفت که ما نمی تونیم باهم ازدواج کنیم چون خانوداش مجبورش کردن با دختر عموش ازدواج کنه، اما من توی دلم میگفتم اگه اون منو واقعا دوست داشته باشه با اونا میجنگه و ما مال هم میشیم ،توی اون 2 سال چه روزهایی که باهم نداشتیم ، اما اون 1روز اومد و گفت که قراره چند روز دیگه عقد کنه ، روزگارم سیاه شد....
    الان که 2 سال از جداییمون میگذره من هنوزم دوسش دارم و هر روز بهش فکر میکنم و در خلوت خودم اشک میریزم اما اون میخاد که همدیگرو فراموش کنیم ، اون بازم منو دوست داره اما هردو از آینده میترسیم. توی این مدت 3بار باهم بودیم و رابطه عاشقانه داشتیم.
    هر کاری میکنم نمیتونم فراموشش کنم خیلی دوسش دارم.
    برای اینکه بتونم فراموشش کنم سعی کردم 1 رابطه دوستی جدید رو شروع کنم
    دوست پسر دومم اسمش امیر بود و 1 سال باهاش دوستی کردم فقط بخاطر اینکه عشق اولمو بتونم فراموش کنم . کم کم جای خالی عشق اولمو داشت پر میکرد که فهمیدم امیر متاهل هست و 1 بچه 7 ساله هم داره
    خیلی از زندگی دلسرد و نا امید شدم . اعنماد به نفسم از بین رفته و نسبت به همه مردها بدبین شدم .
    و عامل همه اینها تنهایی هست
    یعد از اینکه فهمیدم امیر زن داره چند مدتی ازش کنار رفتم اما اون میخاست باهم ارتباط باشیم و من چون بشدت احساس تنهایی میکردم راضی شدم که بازم باهاش باشم.
    میدونم که کارم خیلی اشتباهه و اگه زنش بفهمه زندگیشون از هم میپاشه.
    اما نمیدونم با حس تنهاییم چیکار کنم
    27 سالمه و تا حالا حتی 1 دونه خواستگار هم نداشتم
    خواهرم 43 سال داره و با اینکه شاغل و تحصیلکرده هست و قیافه خوبی داره هنوز ازدواج نکرده.
    انگار بخت ما رو بستن.
    شبها تا صبح همش آهسته گریه میکنم و بر بخت خودم لعنت میفرستم که اینچنین احساس تنهایی دارم که با مرد متاهل رابطه دارم
    اعتماد بنفسم خیلی پایین اومده . احتیاج به ازدواج دارم تا زندگیمو به پای همسرم بریزم اما هنوز 1 خواستگار هم ندارم. واقعا نمیدونم چیکار کنم...............



  2. 2 کاربر از پست مفید soha10 تشکرکرده اند .

    soha10 (چهارشنبه 01 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.