سلام دوستان عزیز
همونطور که می دونید این تالار، تالار مشاوره و ازدواجه. حالا از بخت و سرنوشت، یه کسایی میان اینجا که مثل من هنوز توفیق تشکیل زندگی مشترک پیدا نکردن.
راستش، وقتی راهنمایی که متخصصین به مشکلات بین زن و شوهرا ارائه می کنن می خونم می بینم که خیلیهاش به درد مشکلا غیرزناشویی زندگی هم می خوره که من بعضی وقتا بهشون عمل می کنم. مثلا اینکه وابسته نباشی یا سرت به کارت گرم باشه.
حالا توی این تاپیک من می خوام شما دوست مجرد عزیز یا خانم و آقای متأهل بگی که در دوران مجردی برای آرامش خودت و نیفتادن در ورطه روابط بی سرانجام(از ترس تنهایی یا ...) چه کارهایی انجام دادی و می دی. خودم هم از تجربیاتم می گم و خوشحال می شم که دوستان هم تجربه اشونو بگن تا هرکی هم تازه وارد بود یه document کامل بهش تحویل بدیم و بگیم این روشها کارسازن
اول هم خودم تجربه هامو می گم
خب اول تجربه خودمو می گم!
راستش من فکر می کنم زندگی یک مجرد می تونه از لحاظ احساسی یک موج سینوسی رو طی کنه. یعنی دور روز حالش خوبه سه روز ناامید می شه و همینطور الی آخر. من به شخصه اول از همه برای آرامش خودم قبول کردم که این شرایط وجود داره و پذیرفتمش. یعنی اگه یه روزایی هم حالم بد می شه یا احساس ناامیدی می کنم می گم اشکال نداره دو روز دیگه خوب می شم.
دوم اینکه به یکی بگی با کارهایی مثل کلاس هنری ورزش و کتاب و اینا سرتو گرم کن یه پیشنهاداته کلیشه ای هست که اتفاقن آدم در مقابلش موضع منفی می گیره. اگرچه تأثیر دارن اما مثل همون موج سینوسی برای همیشه آدمو ساپورت نمی کنن. بهرحال توصیه من اینه که این راه هم خوبه.
اما بهترین راهی که روی من جواب داده سیر انفسه. جمله معروف سیر افاق و انفس رو که شنیدید. سیر آفاق که همون مسافرت رفتنه و سیر انفس، خودشناسیه. به جرأت می گم انقدر درون زیبا و پیچیده ای داریم که وقتی بهش می پردازیم هم اعتماد بنفسمون بالا می ره و هم از فضای کوچیکی که با غصه هامون درست کردیم دور می شیم. کارهایی مثل توجه به روح، یوگا و مدیتیشن، سخن با کودک درون، نوشتن احساسات، تفکر و...









پاسخ با نقل قول
یعنی همه متاهل شدن رفتن فقط من موندم؟ 
) لیست کرده بودم مثبت ومنفی ، هر وقت که انجامشون میدادم آ آخر شبها ارزیابی میکردم خودمو ، نمره میدادم و یه کاغذهای رولی داشتم (ازین لگاریتمیا) و نمودار ارزیابی خودم از خودم رو توش کشیده بودم ، همینطور بالا و پائین داشت. سعی میکردم دلائل منفیها رو پیدا کنم و از طرف دیگه مثبتها رو بیشتر کنم بدینترتیب تلاشم این شده بود که مثل اون دستگاهه (تو برقه ) قسمتهای موج منفی رو حذف و بعدها به مثبت تبدیل کنم. مراقبه یه جوون از نعمتهای خدادی بهترین تجربه اون از این دوره میتونه باشه.
(یکی اینارو به خودم بگه!
)

علاقه مندی ها (Bookmarks)