سلام
امیدوارم که همگی اوقات خوش و پر از خنده ای داشته باشید


می دونید من خیلی احتیاج به یه دوست و یه هم صحبت دارم . من واقعا خیلی تنهام
شاید باورتون نشه ولی من هیچ دوستی ندارم .
از بچگی عادت کرده بودم که تنها هم صحبت و دوست صمیمیم مادرم باشه ولی وقتی بزرگتر شدم مادرم دیگه هیچوقت به حرفام گوش نداد .
دلم می خواد تو این تاپیک مثل یه دوست صمیمی با شما صحبت کنم دردو دل کنم چون واقعا از لحظه ای که اینجا عضو شدم همیشه این حس و داشتم که یه جایی هست که می تونم خودم و خالی کنم ولی همیشه ترسیدم نمی دونم بهش می شه گفت ترس یا نه چون نمی دونستم اجازه دارم توی این تاپیک ها راجع به ناراحتی ها و شادی هام با شما صحبت کنم خیلی مشکلات دارم خیلی درد و دل ها دارم و خیلی مشکلات روحی دارم که باید اصلاحشون کنم و اگر بخوام برای هر کدوم یه تاپیک باز کن خیلی می شه .
اگر اجازه بدین می خوام توی این تاپیک راجع به تمامی مشکلاتم ازتون مشورت و راهنمایی بگیرم .
و خوشجال می شم هرکسی هم که مشکلی مشابه من داره تو این تاپیک مطرح کنه .
البته با اجازه مدیر بزرگوار

یکی از مشکلاتم اینه که خیلی رویاییم
از بچگی عادت داشتم قبل از خواب با خودم کارهای اشتباهی که اون روز انجام دادم رو مرور می کردم تا اشتباهات کارام و متوجه بشم. ولی این کم کم تبدیل شد به رویاهایی که قبل از خواب تو ذهنم می آوردم و اتفاقات و اونطوری که دلم می خواد پیش بیاد رو تو ذهنم می یارم . همی باعث شده که دارم کم کم از زندگی واقعی فاصله می گیرم و وقتی به موقعیتی که دلم می خواد می رسم یا باورش نمی کنم یا انقدر به خودم می گم من الان به اینجایی که می خوام رسیدم الان دارم کاری که دلم می خواست انجام بدم و دارم انجام می دم ، که خود به خود از او موقعیت دور می شم و یا توش افت می کنم نیمی دونم چطور جلوی خودم و بگیرم.