ممنونم ازتون . درست متوجه شدید من مشکل ارتباطی دارم. الان بهش میگن درونگرایی!! زمان کودکی من میگفتن گوشه گیر.
من واقعا از وجود آدمهای جدید مخصوصا همراه با خصوصیات ناخوشایند آزار میبینم. و به شدت نکته سنج و دقی میشم روی کوچکترین رفتارها. شدیدا میترسم ازم سواستفاده بشه و نتونم با اعتماد به نفس راهو پیش ببرم.
سعی میکنم تغییر کنم ولی میدونم خیلی خیلی سخت و دشواره شایدم شکست بخورم.
- - - Updated - - -
کوتاه نمیاد و ادامه میده تا زمانیکه ما قبول کنیم که باشه هرکاری تو میگی انجام میدیم. براش مهم نیست حرفش منطقیه یا نه!
ما روز مادر بهش مبلغی رو کادو دادیم و باهمسرم توافق کردیم همین هم برای تولدش باشه. امرزو همسرم گفت همین مبلغ رو دوباره تولدش بهش کادو میدم . به همون اندازه به پدرم هم میدم. من گفتم خب این مبلغ به مادر منم بدیم زیاد نیست؟ شوهرم گفت تا مشکلی ندارم بدیم ولی مگه تا حالا به مادرت کم دادیم یا بد بوده؟؟ یا خونواده تو مگه مشکلات مالی دارن یا مستاجرن؟؟من کوتاه اومدم گفتم همه مشکلات دارن با نحوه زندگی کردنشون کم و زیاد میشه. ولی هرجور صلاح میدونی بگو همونو انجام میدیدم.
اما اصلا راضی نیستم. پدر من که یه بازنشسته ساده اس. مگه قراره چون اینها نتونستن زندگی کنن ما تاوانش رو بدیم. تا الان نه بابام نه مامانم تولد نداشتن. هر از چند وقتی براشون کادو گرفتم نه هر سال. حتی پارسال همه پولشو خودم دادم.الان میفهمم همسرم به مادرش خیلی بیشتر از اونچه که میگفت گرایش داره.









علاقه مندی ها (Bookmarks)