چهارشنبه 21 تیر 91, 12:09
darya.f عزيز...
پستهاي تاپيكتون رو هميشه ميخونم...چيزهايي هم كه الان ميگم كاملا نظر شخصيمه ...(اصراري هم ندارم كه درست هست يا غلط.)
من اين دست روي دست گذاشتن شما رو هم نميپسندم.درسته همسرتون...
چهارشنبه 21 تیر 91, 11:00
واي خانم ani....سرم گيج رفت...:33:
چه تحليل درست ودقيقي كرديد.ممنونم.....:104::46::72:
واقعا از اين منظر بهش فكرنكرده بودم.اون جوجه كباب كذايي رو ميگم.:311:
اگر چه با خوندن چندين وچند باره ي...
چهارشنبه 14 تیر 91, 11:42
چشمك عزيزم...
از راهنماييت ممنونم.البته با كند وكاشي كه من كردم متوجه شدم كه در اغلب مواردعملا همسرم از موضوعي كه موجب رنجش من شده منظور خاصي نداشته،يعني همون تفاوت در برداشت از يك موضوع.وبه همين...
پنجشنبه 18 خرداد 91, 13:07
بهار شادي عزيزم...
راستش زياد دوست ندارم حرفهاي كليشه اي بزنم،اما يه وقتايي جواب هاي ما توي همون حرفهاي كليشه اي نهفته است.تا حدودي دركت ميكنم،چون اين حس حامي بودن نسبت به دختر خانمها توي اغلب...
پنجشنبه 18 خرداد 91, 12:43
با سلام...
سارا@عزيز...اغلب پستهاي اين تاپيك رو خوندم و البته تمام جوابهاي شما رو.
نميتونم بگم حس شما يا حس اون خانم رو في الواقع درك ميكنم،چون به شخصه اعتقاد دارم درك واقعي از يك تجربه ي مشترك...
چهارشنبه 17 خرداد 91, 13:26
بهار عزيزم...
در مورد اين كه به ترسهات فكر نكني،،اتفاقا به نظر من بايد به بعضاشون فكر كني .در پست قبلم ديدي كه من يه جورايي ترسهاتو دسته بندي كردم.ترسهاي واقعي(مثل ترس از شكست در كار)،ترسهاي...
چهارشنبه 17 خرداد 91, 13:23
اون لينك خيلي مفيده حتمابخونش
سه شنبه 16 خرداد 91, 14:38
سلام بهار شادي عزيز...
حرفهاي دوستان جالب و آموزنده بود...اما من دلم ميخاد از منظر ديگه اي هم به ترسهات نگاه كني.يعني ريشه يابي كني...ببيني چه چيزي تو رو به اين همه ترسيدن سوق داده؟در قسمتي از پستت...
یکشنبه 14 خرداد 91, 11:10
ماه چهره جان ايا شما همون kherse soorsti هستيد؟
اگر پاسخ مثبته با توجه به تاپيك ديگه اي كه در مورد حركت ناشايست برادر شوهرتون با نام كاربري ماه چهره داشتيد،كه لينكشو در پايين ميبينيد:...
چهارشنبه 10 خرداد 91, 16:16
دوست عزيز...دقت كردي توي پست قبل چي گفتم؟اين كه به خودت يه فرصت ديگه بده نه همسرت...
همه اش روي همسرت زوم كردي،به قول خودت دنبال يه نشونه اي،مطمئن باش با اين رويه تا دلت بخاد نشونه پيدا ميكني......
چهارشنبه 10 خرداد 91, 13:33
اقليماي عزيز...ضمن تاييد و تشكر از صحبتهاي بهار شادي عزيز...در تكميل صحبتهاي ايشون به اين نكته هم بايد توجه كني كه اگر ميخاي به نتيجه برسي بايد في الواقع و درونا هم اين مسئله رو رها كني،يعني در حين...
چهارشنبه 10 خرداد 91, 13:20
اعتماد شكسته...اگر ميگم عوض شو،نه به خاطر تغيير شوهرت و نه به خاطر بهبود زندگي مشتركته!بلكه ميخام خودت به يك ثبات و آرامش فكري و روحي برسي و درست تصميم بگيري.
ميگي عوض شدم،نميدونم تا چه حدي تغيير...
چهارشنبه 10 خرداد 91, 11:40
افرين دختر گل....:104:به اين موضوعات حساس نباش،و همسرتم حساس نكن.
روز پدر هم با همسرت برو و با يه جعبه شيريني رسما به خانواده ي همسرت بارداريتو اعلام كن.
نگران عكس العمل اونها هم نباش.
موفق باشي
چهارشنبه 10 خرداد 91, 01:00
اعتماد شكسته....كل تاپيكتو خوندم،كل پستها...كل جوابها...
ميدونم شرايط سختي داري،نميگم كامل دركت ميكنم چون تو زندگيم از اين دست مشكلات نداشتم اما مشكلات ديگه اي ،به نحو ديگه اي منو تا سر حد طلاق پيش...