یه نقاشی برام کشیده، تازه مداد گرفتن رو یاد گرفته بود، اولین و آخرین نقاشی زندگیش، چقدر خوشحال شده بود از اینکه معجزه مداد رو می دید، با چه ذوقی خطها رو می کشید و بهشون نگاه می کرد، چقدر اون روز...
یه نقاشی برام کشیده، تازه مداد گرفتن رو یاد گرفته بود، اولین و آخرین نقاشی زندگیش، چقدر خوشحال شده بود از اینکه معجزه مداد رو می دید، با چه ذوقی خطها رو می کشید و بهشون نگاه می کرد، چقدر اون روز...
یه نقاشی برام کشیده، تازه مداد گرفتن رو یاد گرفته بود، اولین و آخرین نقاشی زندگیش، چقدر خوشحال شده بود از اینکه معجزه مداد رو می دید، با چه ذوقی خطها رو می کشید و بهشون نگاه می کرد، چقدر اون روز...
یه نقاشی برام کشیده، تازه مداد گرفتن رو یاد گرفته بود، اولین و آخرین نقاشی زندگیش، چقدر خوشحال شده بود از اینکه معجزه مداد رو می دید، با چه ذوقی خطها رو می کشید و بهشون نگاه می کرد، چقدر اون روز...
یه نقاشی برام کشیده، تازه مداد گرفتن رو یاد گرفته بود، اولین و آخرین نقاشی زندگیش، چقدر خوشحال شده بود از اینکه معجزه مداد رو می دید، با چه ذوقی خطها رو می کشید و بهشون نگاه می کرد، چقدر اون روز...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
امید از من داغون تره، نمی دونم کدوممون بدتریم شاید هم مثل منه، نه دنبال مقصر نیستم اما همیشه فکر می کنم شاید اگه امید زودتر برده بودش بیمارستان هنوز آرمان پیشم بود. اما شاید هم اون بی تقضیر بوده و...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
هیچکس نمی فهمه من چه حالی درام، همه ی زندگیم شده بود، دیگه نمی تونم خنده هاش رو ببینم تخت کوچولوش رو هنوز برنداشتم هرشب براش لالایی می گم زندگیم ویرون شده حوصله دیدن هیچ کس رو ندارم دیگه سر کار نمی...
اصلا نمی دونم چطوری تعریف کنم، هر چند همیشه اون صحنه جلوی چشمم هست اما گفتن در موردش اذیتم می کنه.. ولی می گم چشم.
یه شب من شیفت بودم و آرمانم خونه پیش امید بود، ساعت 11 شب بود امید زنگ زد گفت که...
اصلا نمی دونم چطوری تعریف کنم، هر چند همیشه اون صحنه جلوی چشمم هست اما گفتن در موردش اذیتم می کنه.. ولی می گم چشم.
یه شب من شیفت بودم و آرمانم خونه پیش امید بود، ساعت 11 شب بود امید زنگ زد گفت که...