پنجشنبه 31 شهریور 90, 20:14
برادر خوبم لرد حامد
از اینکه اینهمه به مشکلم لطف دارید بی نهایت از شما سپاسگزارم .:72:
در مورد فربد و دوستش این دو تا همیشه با من هستن ..آخر هفته هام کلا در اختیار این دو تا هست .با هم جمعه ها...
چهارشنبه 30 شهریور 90, 08:40
خوب خدا رو شکر عزیزم که نتیجه گرفتی .کلا این ازی ها با بچه ها خیلی شیرین هست .من الانم که پسرم بزرگ شده بازم باهاش این بازی ها رو دارم .با اینکه بزرگم شده ولی خیلی دوست داره..صبحها که می خوام ببرمش...
چهارشنبه 30 شهریور 90, 08:28
پاییزان عزیز ممنون خودمم همین طور فکر می کنم .احساس می کنم نباید به این دختر بها می دادم اشتباه از خودم بوده ..الان دیگه نمی دونم چطوری باید جمش کنم!!
دختر مهربون عزیز خوشحالم که توی حرفام چیزی...
سه شنبه 29 شهریور 90, 13:30
برادر خوبم لرد حامد ممنون که راهنماییم کردی
این چند روز خیلی به حرفاتون فکر کردم ..احساس کردم من زیادی به این دختره بیش از حد بها دادم و خودم متوجه نبودم ..یریشب من تا ساعت 8 شب دفتر کار داشتم که...
سه شنبه 29 شهریور 90, 13:08
یاییزان عزیزم این همون نکته ای بود که بهتون گفتم .شما چون گاهی کم حوصله میشین اونم اینو خیلی خوب درک کرده و می دونه یه وقتایی می تونه از یافشاری و لجبازی نتیجه بگیره .حتی یه بارم کوتاه اومده باشین...
دوشنبه 28 شهریور 90, 17:30
یاییزان عزیزم
من مشاور نیستم تنها تجربه های فردی در مورد یسر خودم دارم اما اینو می دونم که کودکان در این سن و سال فقط به 2 دلیل شروع به بد اخلاقی و لجبازی می کنند
اول اینه که به خواسته هاشون بیش...
سه شنبه 22 شهریور 90, 23:30
عزیزم منم عین شمام .من تازه طلاق گرفتم ولی خیلی سال بود تنها زندگی می کردم ... باور کن عصرا که از سر کار میام خونه دیگه وقت خرید هم ندارم .اینقدر خسته هستم که فقط سعی می کنم یه کم با پسرم سر و کله...
سه شنبه 22 شهریور 90, 23:10
نمی دونم چرا این تاپیک اینقدر منو ناراحت می کنه!! شاید توضیح بدم بهتر درک کنی.
عزیزم منم تا قبل از طلاقم 10 سال جدا از شوهرم و تنها توی یه کشور جدا زندگی کردم ..مسایل زندگی ما شرایطی رو برامون پیش...
سه شنبه 15 شهریور 90, 00:35
حلالت کنه !!!!!!! برای چی؟؟؟؟؟؟؟؟ دختر جان منم با حرفای آقای کامران موافقم .اگه بخوای بقیه زندگیتم اینجوری ضعیف عمل کنی هر بار یه شکست متحمل میشی از دفعه قبل شدید تر.منم مهرمو بخشیدم موقع طلاق اما...
یکشنبه 13 شهریور 90, 00:50
وای عزیزم این نوشته هاتو می خونم خیلی دلم میگیره .منم عین خودتم ولی فقط با تو یه فرق دارم اونم اینه که وقتمو اصلا با حسرت گذشته نمی گذرونم .اصلا به اینکه چی بوده و چی شده فکر نمی کنم.عزیزم تا الان...
یکشنبه 06 شهریور 90, 12:57
سبکتکین جون منم دارم تمام تلاشمو میکنم تا به زندگیم خاتمه بدم
چرا اینقدر انگیزه ها برای جدایی زیاد شده ؟؟ مینا ی عزیز اصلا سعی کن فکرشم نکنی ..فکر حرف میشه و حرف عمل .جدایی فقط تعویض مشکلاته .از یه...
پنجشنبه 03 شهریور 90, 21:15
مریم عزیزم اینکه فکر می کنی شوهرم رو هنوز دوست دارم خودم عقیده ندارم .من از شوهرم تنفر ندارم و دوست ندارم هیچوقت مشکلی براش پیش بیاد اون شوهر من نیست ولی پدر پسر منه و این پل ارتباطی قوی باعث شده که...
چهارشنبه 02 شهریور 90, 23:03
ممنون سابینای عزیز
پس بین دو ازدواجت فاصله خیلی خوب و معقولی برای انتخاب مجدد داشتی .. من برام فقط سواله که دختری مثل تو با تحصیلات بالا و با اینهمه قدرت استدلال قوی چرا باید نگران دید و نظر دیگران...
چهارشنبه 02 شهریور 90, 22:48
همینکه تا این حد شهامت داری که بیان می کنی چه افکاری برای ازدواج داشتی نشون میده که دختر جسوری هستی .همین جسارتت می تونه بهترین کمک بهت برای تصمیم گیری هات باشه .امیدوارم زندگی از این پس به کامت...