همسرم عاشق منه چون:
1.هميشه وقت عصبانيت حواسش هست كه بهم توهيني نكنه.
2.وقتي خسته م يا كسلم دركم مي كنه.
3.اگه غذا نداشته باشيم ميگه من گشنه م نيست.
4.اگه خونه بهم ريخته باشه خودش همه همه شو تميز...
همسرم عاشق منه چون:
1.هميشه وقت عصبانيت حواسش هست كه بهم توهيني نكنه.
2.وقتي خسته م يا كسلم دركم مي كنه.
3.اگه غذا نداشته باشيم ميگه من گشنه م نيست.
4.اگه خونه بهم ريخته باشه خودش همه همه شو تميز...
همسرم عاشق منه چون:
1.هميشه وقت عصبانيت حواسش هست كه بهم توهيني نكنه.
2.وقتي خسته م يا كسلم دركم مي كنه.
3.اگه غذا نداشته باشيم ميگه من گشنه م نيست.
4.اگه خونه بهم ريخته باشه خودش همه همه شو تميز...
همسرم عاشق منه چون:
1.هميشه وقت عصبانيت حواسش هست كه بهم توهيني نكنه.
2.وقتي خسته م يا كسلم دركم مي كنه.
3.اگه غذا نداشته باشيم ميگه من گشنه م نيست.
4.اگه خونه بهم ريخته باشه خودش همه همه شو تميز...
همسرم عاشق منه چون:
1.هميشه وقت عصبانيت حواسش هست كه بهم توهيني نكنه.
2.وقتي خسته م يا كسلم دركم مي كنه.
3.اگه غذا نداشته باشيم ميگه من گشنه م نيست.
4.اگه خونه بهم ريخته باشه خودش همه همه شو تميز...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...
مي خوام امروز از طرف شوهرم يه خاطره عاشقانه بنويسم:
ديشب كه اومدم توي اتاق ديدم فرشته يه سري كاغذ از تو كيف كارش داره در مي ياره و ميذاره لاي يه كتاب روي ميز...
به روي خودم نياوردم و اون هم گفت...