چهارشنبه 14 مهر 95, 15:10
این نامزدی از ابتدا کاملا غلط بوده
نامزدی یه دختر 16ساله ئ اقای 25ساله با تفاوت سن 11سال
یعنی اقوام مورد مناسبتری نداشتن که برای ازدواج به شما معرفی کنن؟و خانواده همسرتون هم ترسیدن دیگه برای...
چهارشنبه 06 مرداد 95, 16:02
دوست من گذشته تموم شده و حالا فقط به فکر ساختن اینده باشین با تجربه ای که کسب کردین
ایرادهایی که همسرتون از شما میگرفتن بیشتر حالت سلیقه شخصی داره و ایراد از ایشون بوده که اینهارو موقع خواستگاری...
سه شنبه 05 مرداد 95, 16:22
بنظر من شما بیشتر اصرار به نخواستن دارین و این بیشتر شبیه به تلقینه.شما مگه قبل از همسرتون فرد دیگه ای هم در زندگیتون وجود داشته؟شما مهارت های همسرداری رو بلد نیستین بهتون حق میدم منظورم اینه که...
سه شنبه 05 مرداد 95, 15:47
واقعا متاسف شدم بخاطر اتفاقاتی که افتاده
خوب یا بد تموم شده عزیزم شما تصمیمت رو گرفتی وعملیش کردی و حالا وارد یک زندگی جدید شدی
بنظر من اگر به زندگی قبلیت برگردی اوضاع 80درصد همونطور خواهد بود و...
سه شنبه 05 مرداد 95, 13:30
دوست عزیزم میتونم بپرسم چند وقته که جدا شدین؟
تما این احساسات شما کاملا عادیه شما برای مدتی یک فرد متاهل بودین و حالا یکباره دیگه کسی تو زندگیتون نیست
خب نیاز جنسی یک موضوع خیلی طبیعی هست و اینکه...
یکشنبه 03 مرداد 95, 16:59
واقع امتعجبم ازین اعتماد به نفس بالای دختر خانم ها
یعنی چیکه افسرده شدم؟یه رابطه معمولی 6روزه باعث افسردگی و پریشونی میشه؟
خب شما با معیار های اون اقا همخوانی نداشتین این ناراحتی داره؟
این اتفاق...
چهارشنبه 30 تیر 95, 19:13
1-صیفه شدنتون اشتباه محضه
2-حتی فکر کردن به ضیغه شدن اون همکار متاهلتون گناه هست و هرچه زودتر ارتباطتتون رو با اون همکار قطع کنین چون شما در حال حاضر کنترلی روی رفتارتون ندارید و خودتون رو محق این...
چهارشنبه 23 تیر 95, 15:39
من اگر جای شما بودم هرگز به همسرم نمیگفتم که پسرم مخالفه برگشت منه,پسرم میگه دوستش نداری,پسرم ... با این صحبتا ممکنه الان که قصد همسرتون برگشت شما به زندگی باشه و چیزی نگن ولی این تو ذهنشون میمونه و...
چهارشنبه 23 تیر 95, 15:18
تاپیک های قبلیتون رو مطالعه کردم و یادم اومد همه چیز رو. پیرو فرمایشات دوستان با پیشنهادات بانوی آفتاب کاملا موافقم
اینکه گفتین از زندگی دوم مطمعنن نیستین که بتونین راحت جدا شین.خب بنظر من تنها بودن...
چهارشنبه 23 تیر 95, 12:54
چطور شما 6ماه باهم دوست بودین و همسرتون اون زمان از چهره شما ناراضی نبودن و شمارو برای ازدواج انتخاب کردن و خواستگاری اومدن؟مگه اتفاقی بین شما افتاده بود که ایشون مجبور باشن بیان خواستگاری
عجب...
چهارشنبه 09 تیر 95, 10:08
شوهر شما داره به خودش قیافه حق به جانب میگیره و با زدن حرفای دو پهلو همه رو بازی میدن.چقدر جالبن ایشون که میگن غرورم و دلم شکسته.با وجود اون همه تحقیر توقع دارن شما با دست گلو شیرینی برید منزلشون و...
سه شنبه 25 خرداد 95, 10:59
بیتا جان
بازم میگم من شمارو درک میکنم و اگر حرفی میزنم از سر دلسوزیه
یکی از اشتباهاتت اینه که اینقدر خود خوری میکنی و فکر میکنی ایراد از شماست در صورتی که نیست
تمام اون مسائلی که با عنوان ایراد...
یکشنبه 23 خرداد 95, 11:18
روی تصمیمت به جدایی مصمم باش چراکه هزاران مشکل صدبرابر بیشتر از این چندسال در پیش داری با توجه به رفتارهای وقیح همسرتون و حمایت خانواده شون از بین رفتن تمام حرمت ها.هیچ نکته مثبتی در همسرتون ندیدن...
پنجشنبه 20 خرداد 95, 09:26
سلام دوستای همدرد همیشگی
من امروز بخاطر لایک های یکی از اعضا باز به تاپیکم برگشتم و یکبار دیگه مطالعه ش کردم.هرچند خاطرات بد برام تجدید شد ولی لازم میدونم توضیح بدم اخر جریان چی شد
طی این شل کن سفت...
سه شنبه 18 خرداد 95, 08:58
دلتون براش میسوزه؟این حرفو دوبار تکرار کردین
یکبارم گفتین دلم میسوزه براش چون خانمه
لطفا دلتون برای کسی نسوزه چون ما در جایگاهی نیستیم که به کسی ترحم کنیم
بنظر من شما ایشونو دوست دارین و ایشونم...
دوشنبه 03 خرداد 95, 09:37
به نظر من مشکل اصلا اون چیزی که شما فکر میکنین نیست.یعنی مشکل بدهی نیست و من حتی شک دارم که بدهی داشته باشن و این عقب انداختنای چندین باره عروسیتونم سوال برانگیزه.اینا همه میتونن بهانه باشن برای...
چهارشنبه 22 اردیبهشت 95, 13:33
زانکو جان تاپیکتونو خوندم و خیلی ناراحت شدم
نه بخاطر اتفاقی که افتاد بلکه بخاطر رفتار و اشتباهات شما و اینکه خیلی نگرانتم
خییییلی خوشحالم که اون اقا از زندگیت رفت بیرون بنظرم خدا خیلی دوستت داره...
چهارشنبه 15 اردیبهشت 95, 12:04
من نه میخوام امیدوارتون کنم نه نا امید فقط سعی میکنم اونچیزی که بنظرم درسته رو بگم تا شاید کمکی کرده باشم
بنظرم من بزرگترین اشتباهتون همونطور که قبلا گفتم این بود که خیلی راحت و سریع جدا شدین...
سه شنبه 14 اردیبهشت 95, 12:38
منم یه خانمم و کاملا شمارو درک میکنم
بنظر منم همسرتون اون اشتیاق لازم برای زندگی با شما رو ندارن
و در مرحله اول ایشون رو مقصر میدونم چون این رفتارا اونم در زمان عقد و سال اول و بدون هیچ بهانه خاصی...