پنجشنبه 22 مرداد 94, 14:31
سلام دوست عزیز و همراهم
درسته هرچی شما می گفتید که بده من ته دلم نمی خواستم رابطه تمام بشه چون میدونستم خودم کاستیهایی داشتم اما بالاخره تصمیمم رو گرفتم و گذاشتمش کنار و به خانواده ها مطرح کردم
حتی...
پنجشنبه 22 مرداد 94, 14:28
سمیرا جان به نظر من پیشنهاد مشاور شما ناشی از شناخت و وضعیت روحی و روانی شما بوده . به احتمال قوی ایشون تشخیص دادن که شما هنوز کاملا از اون رابطه بیرون نیامده اید و هنوز کورسویی از امید در وجودتون...
پنجشنبه 22 مرداد 94, 13:09
سمیراه جان، سلام خوبی؟
اولش با خودم گفتم ای کاش قبل انجام اینکار می آمدی اینجا پیشنهاد مشاور و مطرح میکردی، در اینجا کسی برات تصمیم نمیگرفت ولی نظرات موافق و مخالف و که میشنیدی بهتر میتونستی...
چهارشنبه 21 مرداد 94, 09:02
دوست عزیز به عنوان یه پسر میگم ... معمولا وقتی یکی ترس از دست دادن کسی رو داشته باشه به عنوان یه پسر هرگونه رابطه ای که در گذشته داشته باشه رو جلوی شریک جدیدش نفی میکنه ... مخصوصا که ایشون حرف از...
دوشنبه 24 فروردین 94, 15:42
سلام داداش ، خوبی
میشه گفت که درد مشترکی داریم ، منم مادرم راضی به ازدواجم نیست ، ببین به نظر من پله اول ازدواج مستقل شدنه ، این که میگی خلاف میل خانواده بری جلو و آدم پر تلاشی هستیو این داستانا...
دوشنبه 24 فروردین 94, 14:04
مرسی.لطف کردین.اما بنده ترجیح میدهم قضییه به صورت یک راز نزد خودم باقی بماند.پس در نتیجه فرستادن واسطه منتفی میباشد.حال به نظر شما بیان چه درخواستی مرا به هدفم نزدیک و نزدیک تر میکند.۱-بگویم که من به...
دوشنبه 24 فروردین 94, 11:17
سلام وقتی مطلبتونو خوندم انگار زندگیه خودم بود، من هم با با مخالفت شدید خانواده پسر مواجه شده بودم بنا به دلایل واقعا درست! یعنی حق با اونها بود ولی آقا پسرشون طی تقریبا یکسال با صبوری و حرف زدن...
دوشنبه 24 فروردین 94, 03:53
سلام دوستان...
خوب داستان من یکمی طولانیه ولی خلاصش میکنم....امکان داره خلاصشم طولانی باشه!
راستش من 25 سالمه و دختر خانم هم سه سال ازم بزرگترن....من فرزند آخرم و الان دانشجوی فوق لیسانس هستم و...