یکشنبه 26 خرداد 87, 14:28
sany جان سالم خوش امدي
شايد الان خيلي از حرفها زدنش تاثيري نداشته باشه و يا دير باشه ولي اي كاش كمي به دنبال يادگيري مهارتهاي زندگي بودي . زندگي مجردي با زندگي متاهلي خيلي فرق مي كنه توي مجردي هر...
یکشنبه 26 خرداد 87, 13:41
گلپر جون سلام
در مورد اينكه احساس مي كني مثل يك برده اي بايدبگم اشتباه مي كني اين فقط سياست زندگيه . براي اينكه محيط اروم بشه لازمه كه اينكارو كرد حالا مي توني براي اينكه سواستفاده نكنه بعضي اوقات...
یکشنبه 26 خرداد 87, 10:02
مهم اينه كه همه چيز ديگه گذشته و كاري نمي شه كرد زيرا او ازدواج كرده است شما با تكرار كذشته و ياداوري ان فقط خودتان را زجر مي دهيد سعي كنيد همه چيز را به مرور فراموش كنيد سعي كنيد به اينده فكر كنيد و...
یکشنبه 26 خرداد 87, 09:53
اميدوارم كه راه درست و انتخاب كني و هميشه موفق باشي
ولي باز هم مي گم به هيچ وجه بهش رو نده و سر قرار هم نرو اينها خودش تله اي جديد مي باشد حتي اگر به صورت دست نويس هم قول داد كه اگر بروي سر قرار...
یکشنبه 26 خرداد 87, 08:40
من هم نظرم اينه كه درمان پذيره و قابل حله فقط بايد يك روانشناس خوب پيدا كني كه بري پيشش يك نفر كه هم كار بلد باشه هم دل بسوزونه ولي اول ازهمه خودت هم بايد بخواي تا خودت نخواي هيچ كس هيچ كاري نمي...
یکشنبه 26 خرداد 87, 08:22
گلپر جان يك مسئله
گاهي اوقات مردها فقط دوست دارند كه بهشون بگي چشم يا باشه اينجوري خيالشون جمع مي شه و بعد هر چي كه خودت بگي رو انجام مي دن . اخه منم شوهرم همينجوريه هرچي مي شه وقتي لجاجت كنم و روي...
یکشنبه 26 خرداد 87, 07:59
خيلي خوشحال شديم همين كه مي دونيم بالاخره برمي گردي جات هم نياز نيست خالي نگه داريم چون خالي هست
زود بيا منتظرتيم
چهارشنبه 22 خرداد 87, 14:07
واقعا سخت چرا نمي شه راحت از مسائل گذشت و عصبي نشد من كه وقتي عصبي مي شم حالا حالاها طول مي كشه كه كوتاه بيام واز يادم بره همينجور فكر مي كنم و خودم و اذيت مي كنم البته بيچاره شوهرم اونه كه هميشه...
چهارشنبه 22 خرداد 87, 13:31
خيلي رك و رو راست بشين با شوهرت صحبت كن بگو كه از اين شرايط راضي نيستي يك كم جدي باهاش صحبت كن طوري كه حساب ببره يك كم بترسه بهش بگو اگه قراره همين جوري ادامه پيدا كنه نمي توني تحمل كني
چهارشنبه 22 خرداد 87, 13:19
به تهديدهاي او توجه نكنيد او براي اينكه شمارا تسليم كند تهديد مي كند وگرنه اگر ميخواست اينكارو بكنه تا حالا كرده بود اصلا اهميت ندهيد هر چقدر حساسيت نشان دهيد او بيشتر راغب مي شود كه اينكار را انجام...
چهارشنبه 22 خرداد 87, 13:19
به تهديدهاي او توجه نكنيد او براي اينكه شمارا تسليم كند تهديد مي كند وگرنه اگر ميخواست اينكارو بكنه تا حالا كرده بود اصلا اهميت ندهيد هر چقدر حساسيت نشان دهيد او بيشتر راغب مي شود كه اينكار را انجام...
سه شنبه 21 خرداد 87, 15:26
حرفات درسته و اميدوارم كه همه پدر مادرها بدونند كه براي تربيت بايد اموزش ببينند و خودشون و اماده كنند و مسئله رو سطحي نبينند
به اميد اينكه همه شاد باشند و به ارزوهاشون برسند
سه شنبه 21 خرداد 87, 14:05
اگه خودش نظرش اينه كه روابط قطع بشه خب شايد صلاح مي بينه شما هم روابطتون رو كمتر كنيد و خودتون و بيشتر اماده كنيد از خانواده بيشتر كمك بگيريد و سعي كنيد خواهرتون و باهاش دوست كنيد واز طريق خواهرتون...
سه شنبه 21 خرداد 87, 13:46
خب نصف قضيه حله به خاطر اينكه مي دوني كارت اشتباست و دنبال راه چاره ايي .
دخترت و يك كلاس ثبت نام كن مثل كلاس زبان يا شنا اينجوري مقداري از زمان و به طور مفيد سرگرمه
بعد از اينكار مي توني مقداري...
سه شنبه 21 خرداد 87, 13:29
انيتاي عزيز فكر كنم احتياج هست كه شناخت بيشتري نسبت بهش كسب كني ازدواج مسئله پبچيده اي است كه بايد از خيلي جهات سنجيده بشه شما هنوز نسبت به هم شناخت كامل نداريد سعي كن شناختتو بيشتر كني و بيشتر از...
سه شنبه 21 خرداد 87, 13:22
بايد بگم كه مسئله شهواني بودن ايشون ممكنه الان براي شما به شكل مشكل باشه و بعدها ديگه به اين شكل نباشه . الان چون ايشون همچين تجربه اي نداشته به خاطر همين خيلي بيان مي كنه و خواستار ان است ولي بعدها...
سه شنبه 21 خرداد 87, 13:13
romina جان از اين مسئله ناراحت شدم ولي حالا كه ديگه مي توني خودت سعي كن كه روحيه ات را عوض كن سعي كن تغيير كني و اين مسئله برات بغرنج نشه
اميدوارم واقعا پدران ومادران بدونند كه با كارهاشون...
سه شنبه 21 خرداد 87, 13:08
خيلي قشنگ بود چقدر فكرش باز بود حالا ما چي .........؟ چسبيدم به اين دنيا و سرش جنگ مي كنيم
دريغا
سه شنبه 21 خرداد 87, 11:01
در جواب romina عزيز
1- اگه کسی بهتون دروغ بگه و بعد از مدتی این موضوع رو بفهمین چه عکس العملی نشون میدین؟
خيلي ناراحت مي شم خيلي زياد . اين يكي از موردهاييه كه خيلي عصبيم مي كنه :97: البته بستگي...