سلام
سایه جون بلخره خونواده ی شوهرت بخشی از زندگی شمان نمیتونی تا اخر عمر ازشون دوری کنی که . این دفعه نری بلخره یه موقعیتی پیش میاد که باید باهاشون همراه بشی
باهاشون همراه بشو اما قبل حرکتتون...
سلام
سایه جون بلخره خونواده ی شوهرت بخشی از زندگی شمان نمیتونی تا اخر عمر ازشون دوری کنی که . این دفعه نری بلخره یه موقعیتی پیش میاد که باید باهاشون همراه بشی
باهاشون همراه بشو اما قبل حرکتتون...
سایه جان تو هم مثل زن من اصلا سیاست نداریا!!! :دی
سایه الان نرفتن تو که دومین بار میشه ممکنه رابطه بین شوهر و خودت رو بهم بزنه
به این مورد هم سعی کن توجه کنی
تو میتونی بری اما قبلش با شوهرت صحبت...
حتما برید. فرصت خوبیه واسه از بین بردن کدورتها! روحیتونم عوض میشه! اونجا فقط یکمی باید سیاست داشته باشید تا همه چیز به خیر بگذره!
بله.
این که شما بعد از 5 ماه هنوز باکره اید،
این که تعداد دفعات رابطه تون کم هست ( خیلی خیلی کم هست )
این که اکثر اوقات رابطه شما به قول خودتون شبیه دوران عقد است
این که همسرتون به نوعی از زیر...
خیلی سخته میتونم بفهممت
اما سعی کن خیلی منطقی باشی
حتما از مشاور کمک بگیر و بخواه که با شوهرت هم صحبت کنه
به هر حال بعضی مساییل در زندگی زناشویی مهمه
امیدوارم به زودی خبرهای خوبی بهمئن بدی
خیلی...
عزیزم این قضیه ممکنه از استرس ناشی بشه یا مسائل دیگه.با حدس نمیشه پیش رفت. لازم نیست نگران باشی. بیشتر مشکلات اینچنینی اصلا مشکل نیستند و به راحتی قابل رفع هستند.
بهتره خودت به تنهایی پیش مشاور...
ممنونم از پاسخ های همه دوستان خوبم
واقعا خوشحالم که با این سایت آشنا شدم، دوستان خوبی مثل شما پیدا کردم که بدون هیچ چشمداشتی راهنماییم کردین:43:
من قبول می کنم اشتباهاتم رو و تمام تلاشم رو می کنم...
سلام سایه جان من هم مثل شما خیلی از حرفها ودعواهای بین خودم وشوهرم روبه مامانم میگم اما الان خیلی بشیمونم چون مادرم روز به روز بیشترازشوهرمن بدش میاد ومن خیلی ازاین موضوع ناراحتم به شما توصیه میکنم...
ممنون از پاسختون
در مورد پاسخ مریم جان باید بگم که شاید اشتباه از من بوده که ناراحتیم از خانواده همسرم رو به خانواده خودم منتقل کردم...البته خانواده من به خاطر یک سری مسائل دیگه که بینشون پیش اومده...
روژان عزیز ممنون از جوابت...اما راستش این رفتارها بعد از عقد هم تا حدی ادامه پیدا کرد،حتی من رو هم به یک مجلس مختلط برد که اون شب یکی از بدترین شبهای زندگیم بود...یا مجلس دیگه ای بود که من حدس می زدم...