بددهنی شوهرم و شک من به شوهرم
با سلام خدمت دوستان محترم
من چند سال پیش در این تالار عضو بودم و مشکلاتم رو مطرح میکردم و هم از مشاوره ی دوستان استفاده میکردم و هم دردو دل میکردم و برام خیلی مفید بودش و دیروز خیلی اتفاقی کاربری چند سال پیشم رو دیدم و خوشحال شدم که میتونم دوباره در این تالار مشکلاتم رو بگم امیدوارم که این تالار هم فعال باشه
من الان دو تافرزند دارم پسرم 12 سالشه و دخترم 2 ساله
من در این سال ها خیلی مشکلات برام پیش اومد هم روحی و روانی و هم فیزیکی:
چند سالی هست که دیگه با شوهرم کنار اومدم و هرچی میگه عادت کردم
مسایلی که اذیتم میکنه رو اینجا مینویسم
1- اینکه شوهرم اصلا منو دوست نداره و مثل دوتا همخونه با من زندگی میکنه و هیچ کلمه ی محبت آمیز و یا رفتار محبت آمیزی از اون نمیبینم
2-برعکس من هرکاری میکنم که به من توجه کنه اما حتی به صورتم هم نگاه نمیکنه تشنه ی یه نگاه محبت آمیز و پر عاطفه ی اون هستم
3- اینکه هیچ وقت پشتیبان من تو زندگی نبوده طوری که هیچ کس من رو به حساب نمیاره مثل پدرشوهر و مادرشوهرم و من خیلی احساس تنهایی و پوچ بودن رو دارم در طرف خونواده ی شوهرم
4-همیشه بددهن هست و به من خیلی راحت فحش میده
5- احساس میکنم که با یکی در ارتباط هستش
6- در مورد من و بچه هام خیلی بی مسئولیت هستش و باید حتی موقع رفتن به دکتر هم تنهایی بریم دکتر یا اصلا نمیزاره بریم
7- اینکه خودم مشکلات جسمی و فیزیکی برام پیش اومده و همیشه احساس درد و ناتوانی دارم و مریض هستم و هیچ روحیه ای ندارم
8- هیچ علاقه ای به تمیز کردن خانه ندارم و همیشه خانه نامرتب هست
9-هر درآمدی داشتیم به پدرشوهرم و برادرش میده و هرچی داره به اسم اونا میزنه من ناامید شدم ازآینده و سرنوشتمون و همیشه احساس ترس از آینده دارم
10-در مورد خانه هر وسایلس که خراب میشه دیگه درست نمیکنه
11- دوستاش رو به ما ترجیح میده و بیشتر با اونا وقت میگذرونه
12-همیشه خودش رو حق به جانب میدونه و با دادو عصبانیت حرفاش رو میزنه
13-احساس میکنم به خواهرم علاقمند هست و دوس داره به خونه ی اونا بریم هروقت بیرون میریم میبینم که قبلش به اونا زنگ زده که با هم با ماشین بیرون بریم
14- هر زن جوانی رو که بیرون میبینه برمیگرده و به اون نگاه میکنه حتی شده از آینه ی ماشین هم نگاه میکنه
16-همیشه تو گوشیش و اینستا فقط پیج رقص و زنای خوشگل رو دنبال میکنه
17- یک بار خیانتش رو تو گوشیش دیدم که با یه دختر حرف زده و بود ....
18- بچه هام هم کمبود محبت دارن ازش و پسرم بزور پدرش رو بغل میکنه
19-قد بلند و زیبا و مغرور هستش و برعکس من قد کوتاه و ظاهری معمولی
20- احساس پشیمونی داره که با من ازدواج کرده و همیشه میگه