راهنمایی در مورد شغل با توجه به شرایط
سلام.
امیدوارم حال همگی خوب باشه.
دوستان من این چند ماه تا تونستم دنبال شغل بوده ام. منتها واقعا دو دلم و مضطرب.
دوستانی که شاغل هستن، به خصوص خانم ها، به نظرتون میشه از هشت صبح تا پنج عصر سر کار بود و از اونطرف هم درس اونم مقطع دکتری، هم با توجه به وضعیت خانوادگی، کارهای خونه. البته عملا برای اینکه هشت برسم سر کار ، باید حدود ساعت شش بیدار شم و از اون طرف هم ساعت شش الی شش و نیم عصر میرسم خونه. فکر کنم که بدونید عملا کمک خاصی هم توی کارهای خونه نمیشه بهم.
اضافه کنم که چند تا کارهای مهم دیگه هم درگیرش هستم. مثل مقاله نوشتن و دوره های اموزشی یه سری نرم افزارهای مورد نیاز برای کارهای پایان نامم. و اگر هم که اون جناب خواستگار تماس بگیرن، دغدغه اونم میاد روش. و اینو میدونم که در بررسی این خواستگار هم کاملا تنهام و خبری از راهنمایی و مشورت و همفکری و ... از سمت خانوادم نیست.
در درجات حاشیه ای تر هم که دغدغه تدارکات برای ازدواج برادرم، نگرانی برای حال روحی بابا و اینکه چجوری تنهاش بذارم تا شش عصر، و کلا مدیریت روابط خانوادگی.
به همه اینها که با هم فکر میکنم، یه جورایی وحشت زده میشم و شدیدا تردید میکنم که بتونم ازپس همه اش با هم بر بیام. حالا جدا از سه مورد که در پاراگراف آخر گفتم، بقیش هم جوریه که نمیشه بی خیال هیچ کدوم بشم.
ازطرفی همین الان هم روحیم خیلی بده و به شدت احساس پوچ و بی معنی بودن همه چیزو دارم و فقط چون زنده ام و محبورم ادامه بدم دارم ادامه میدم. و گرنه هیچچچی کوچکترین معنی برام نداره.
ممنون میشم کسانی که شاغل هستن، از تجربشون بگن که به نظرشون میشه همه اینها رو با هم هندل کرد؟
خیلی خیلی خسته ام. دلم میخواد هیچ فردایی رو نبینم.