به خاطر نا امیدی و نداشتن اعتماد بهنفس و تنهایی به شدت تحت فشار هستم
با سلام
من 26 سالمه یا 27 و سال سوم لیسانس هستم .(رشته قبلیم رو بعد از دوسال تغییردادم مشکل هم انتخاب رشته من بود) من رشته کاربردی و خوبی دارم ولی به خاطر روحیه ضعیفم اصلا دست به کار نمیزنم و تقریبا دارم مضحکه عام و خاص میشم. چون توی این حدود سه سال سعی و تلاش کمی توی کار داشتم پایه قوی ندارم و دچار نا امیدی شدید هستم. ناامیدی نمیزاره کار کنم و کار نکردنم باعث نا امیدی بیشتر و اعتمادبه نفس کمترم میشه
واسه بیدار شدن روزهام انگیزه چندانی ندارم میخوام که عقب موندگی هام جبران بشه ولی نمیشه. صبح بیدار میشم تا برای امتحان بخونم یا تکالیفم که نمرات زیادی دارن رو انجام بدم ولی مدام یاد تحقیر شدن های قبلیم و نتونستن هام و کمبود وقت و اینکه نمیتونم انجامش بدم میفتم و به همین خاطر بیشتر وقت تلف میکنم تا کاری انجام بدم. استادهام به راحتی نمرات افتضاح بهم میدن .جلوی همکلاسی هام خجالت میکشم چون ما تماما استاد هامون نمرات همه رو پشت در اطاقشون میزنن.البته با شماره دانشجویی ولی همه شماره دانشجویی بقیه رو بلدن .
چندروز پیش یکی ازدوستام که کارش خوبه و قبل باهاش درد و دل کرده بودم رو دیدم مثلا میخواست بهم دلداری بده بهم گفت تو زیاد به خودت اذیت نده منظورش این بود که اصلا نمیتونی .چه کار بکنی چه نکنی چون از بقیه عقب تری
خجالت میکشم ، نا امیدم احساس تحقیر و کم و ضعیف بودن دارم مدام قبل ها یادم میفتم.حتی پیش دکتر رفتم و داروهایی هم دارم ولی روی وضعیت روحیم تاثیرنمیزاره . اینو بگم که به درس هام علاقه دارم ولی ترس و ناامیدی نمیزاره کاری انجام بدم.
زندگیم جایی خوبی نیست کسی رو هم برای کمک ندارم به هرکسی بگم بیشتر احساس تحقیر میکنم . لااقل اینجا ناشناس هستم
- - - Updated - - -
یکی از دلایل نا امیدیم هم شاید رفتار بد دتا از اساتیدم در ترم پیش باشه که خواسته یا ناخواسته منو تحقیر کردن و بهم فهمووندن هیچی حالیت نیست