لطفا کمک کنید ترس پسرم رو از بین ببرم
سلام به دوستان خوب همدردی شاید بعضی از دوستان تاپیک قبلی من یادشون باشه اما یه خلاصه از زندگی خودم میگم وقتی پسرم دو سالش بود همسرم در یک سانحه فوت شدن و من پنج سال با خانوادم زندگی میکردم و وقتی پسرم وارد دبستان شد من ازدواج کردم پسرم عادت داشت شبها کنار من بخوابه و حتی اگه روی تخت خودش بود من باید کنار تختش میخوابیدم و اون دست من میگرفت بعد از ازدواج سعی کردم این وابستگی رو کم کنم یا ازبین ببرم اما موفق نشدم شبها از خواب بیدار میشد و با ترس سراغ من میامد یه مدت بهتر شد اما چند سال پیش یه فیلم ترسناک دید که از اون موقع خیلی بدتر شد و مدام فکر میکنه جن و... شبها سراغش میان بهش گفتم این چیزا دروغه و وجود نداره اما همسرم گفت اتفاقا راسته و حتی توی قران هم در مورد جن آیه هست منطقش هم این بود که به بچه نباید دروغ گفت گفتم بابا قرار نیست هر واقعیتی که هنوز در حد درک و فهم بچه نیست به صراحت و مستقیم بهش توضیح بدیم اما دیگه کار از کار گذشته بود
خیلی با پسرم صحبت کردم و شبها لامپها رو روشن میگذاشتم و حتی یه مجموعه از پشت صحنه فیلمهای ترسناک واسش جمع کردم یه مدت باز بهتر شد اما موقت بود و باز برمیگرده به همون وضع اوایل فکر کردم موقته و یواش یواش ترسش از بین میره اما الان نگرانم که این ترس همیشه تو وجودش بمونه سعی میکنم کنارش باشم که بخوابه بعد برم اما شبها اینقدر خستم و در طی روز دوندگی دارم که همونطور تا صبح میخوابم گاهی اوقات روی زمین بدون رختخواب میخوابم و کلا یه خواب راحت ندارم و گاهی حتی یک ماه یا دوماه از همسرم و اتاق خواب خودمون دورم که باعث اختلاف و غر غر همسرم در طی زندگی شده که کاملا بهش حق میدم شاید این مشکل من به نظر خنده دار بیاد اما الان واقعا نگران پسرم هم هستم که با وجود اینکه سیزده سالش شده اما شبها شدیدا میترسه که توی اتاق خودش باشه و من نمیدونم اگه به همین منوال پیش بره و مرد بالغی هم باشه این ترس داشته باشه من واقعا باید چیکار کنم خواهش میکنم اگه راهی به ذهنتون میرسه راهنماییم کنید مشاور هم بردمش یه مقدار باهاش صحبت کرد اما تاثیر چندانی نداشت از همه دوستانی که وقت میگذارند و پاسخ میدن سپاسگزارم