آیا ازدواج صرفا بخاطر احساس گناه، عذاب وجدان و ... درسته؟
سلام دوباره به دوستای خوبم در همدردی.
مسائل خیلی زیادی پیش اومد این چتد وقت که الآن جاش نیست بگم.
فقط میتونم بگم که خدا رو شکر حق اشتراکو پرداخت کردم و دارم راهنمایی میگیرم.
یک سوال:
فرض کنیم شخص x دیوانه وار منو دوست داره.
حالا چند تا حالت پیش میاد.
من شخص ایکس رو مثل قبل دوست ندارم.
دچار اختلاف شدیم.
مخالفت خانواده ها وجود داره.
بحث اختلاف فرهنگی هست..
بحث ضعیف های شخصیتی اون فرد.. و حتی خودم.
شکل گرفتن رابطه از راه غلط و ...
یعنی منطق و عقل سلیم بهم میگه اشتباهه و خدا رو شکر کن تموم شده.
اما احساس!!
مرتبا احساسم و ذهنم بهم میگن حالا اون شخص فکر میکنه تو نامردی... تو وسط راه ولش کردی.
دیگه هیچ کس انقدر عاشق نمیشه...
یا حالا که با هم یسری اشتباه انجام دادیم پس خوبه ازدواج کنیم تا لازم نباشه اون اشتباهاتو برای شخص دیگه ای تشریح کنیم.
این حس که اون الآن فکر میکنه من آدم بدی ام... داره دیوونم میکنه.
دلم میخواد حتی شده صرف قانع شدنش باش حرف بزنم و براش توضیح بدم که من آدم بدی نیستم فقط شرایط اجازه نداد.
من برای خودش و اطرافیانش آرزوی خوشبختی میکنم. اما اون میگفت ایشالا فقط خودت خوشبخت شی نه اطرافیانت...
از یه طرف میگم ببین روح من و اون چقدر فرق داره... من بدخواه کسی نیستم ولی اون برعکس.
از یطرف میگم از رو عصبانیتشه و شاید توضیح آرومش کنه.
میدونم دلیلی برای توضیح بیشتر نیست و اصلا نباید مجداا ارتباط گرفت.
ولی ذاتا آدمی ام که دلم نمیخواد دشمنمم ازم دلخور باشه... خیلی سختمه!
تروخدا یکم راهنماییم کنید چطوری از شر این حسا رها بشم.