RE: این همه عجله برای چیست؟
مدیریت آهسته
به نظر ميرسد اين فلسفه ميتواند به خوبي راهگشاي مشکلات کنوني مديريت زندگی باشد.
در دنياي مديريتي امروز، فشار زيادي براي دستيابي سريع به نتايج و به تبع آن تصميمگيريهاي سريع، وجود دارد.
همسران درگير يک سير دائمي از تصميم هاي طوفاني هستند که فقط تا بحران بعدي کارساز است. در واقع زن و شوهر به سرعت از بحراني به بحران ديگر ميروند.
مديريت آهسته تلاش ميکند مشکلات و چالش هاي جاري درون زندگی های مختلف را مورد توجه قرار دهد و به دنبال درنگ كردن و مقايسه از طريق طرح پرسش و تشويق به مناظره است.
پرسشهايي نظير:
>> آيا تمام زندگی، دست يافتن به لذت های کوتاه مدت است، يا بايد به دنبال هدفهاي پيوسته بود؟
>> آيا شریک زندگی ما تنها هم صحبت ما، نوازشگرما، پرکننده بانک عاطفی ما و در یک کلام همه بخش های زندگی ما هست؟
>> يا نمی بایست ديگر گروههايی را نيز در نظر گرفت که می توان با بودن در کنارشان منتفع شد؟
>>آیا بخش های دیگری در زندگی هر فرد وجود ندارد که مستعد پرورش یافتن هست؟
در مديريت آهسته مطرح ميشود:
غذاي آهسته نگاهها را متوجه کيفيت محصولات، آمادهسازي و مصرف غذاي روزانه ميکند،
و مديريت آهسته بر زندگی ميکوشد اين ايده را بر شرایط حاکم بر زندگی، منطبق سازد تا به اثر و نتيجه مطلوب برسد. مطرحکنندگان مديريت آهسته قصد دارند آن را در فعاليتهاي روزمره به صورت مفيد، اساسي و سازنده منعکس کنند.
شرايط زندگی امروزي، برخي چالشهاي منحصربه فرد را براي همسران به وجود آورده است؛
وقتي زندگی در حال بها دادن به رشد سریع مشکلات هست ، بسياري از لذت های کوچک و کارهای خیرخواهانه بدون چشم داشت ، نميتوانند با احساس رضایت در زندگی همراه شود.
پس تمرکز اوليه همسران در زندگی های پر شتاب ،روي پاسخگويي به مشکلات خرد و پیش پا افتاده ای که از دیدگاه آنها بسیار درشت نمایی شده است، خواهد بود؛ لذا زن و شوهر در این نوع زندگی، زمان کمي صرف يک نگرش استراتژيک همه جانبه براي کیفیت زندگی و معنای متعالی زیستن می کنند .
RE: این همه عجله برای چیست؟
مدیریت همبرگری)
گاهی دیده می شود زنان و شوهران گله می کنند که همسرانشان مانع پيشرفت آنها هستند.
آنها در جستجوي فرد ديگري هستند که اشتباهشان را به گردن او بيندازند و از دیگری انتظار دارند هرچه را كه به آنها گفته شده بي چون و چرا انجام دهند. و چنانچه این خواسته محقق نشود ، دیگری را مانع پیشرفت خویش دانسته و سرمنشاء تمام مشکلات!!
«افرادي که تقصيرها را به گردن ديگران مياندازند»
«همسرانی که تفکر نمی کنند و چشمها و گوش های خود را بسته و فقط حرف خود را بیان می کنند و انتظار اطاعت کورکورانه دارند»
اينها همه به نظر آشنا ميآيند ولي به هيچ وجه نميتوان آنها را معلول شيوه مدیریت قديمي دانست.
در واقع اين افراد با مدیریت همبرگری زندگی خود را مدیریت می کنند http://www.hamdardi.net/imgup/19427/...f4e57782f4.jpg
مديريت همبرگري : «فرايند انجام هر کاري بدون دوراندیشی، با بيشترين سرعت و کمترين هزينه ممکن».
اما همانند هر کالاي ارزان و بنجل ديگر، مديريت همبرگري نيز به خوبي کار نميکند.
کساني که از آن استفاده ميکنند هميشه توجيهي براي نديدن اين حقيقت، که ناکارايي آنها به خاطر روشهايي است که بهكار ميبرند، پيدا ميکنند.
محصول اين سيستم، همسرانی هستند که در دام نیازها تقاضاهاي و انباشتهشده گير کردهاند.
زنداني روزمرگي شدهاند، و زماني براي ديدن فرصتها ندارند؛
در حالي که در بيشتر موارد تقاضاهاي انباشتهشده در زندگی از موقعیت هاو شرايط واقعی زندگی ناشي نميشود بلکه بر اثر چگونگي برخورد افراد در مواجهه با مشکلات و وقایع ایجاد می شود.
آنها ميدانند که برخي از جنبههاي زندگی مهمتر هستند ولي براي پرداختن به آنها تقبل هزینه نمی کنند به همین خاطر همواره خود را زيرفشار زماني احساس ميكنند.
بيشترين خطر، زماني است که كسي فکر کند اين مسائل گريز ناپذيرند. كساني كه اينگونه ميانديشند معمولا خيلي پرکارند و ذهن درگیری دارند ، اما در پاسخگويي درست و موثر به تقاضاها کوتاهي ميکنند.
اين همسران تقاضاها را به خاطر کامجویی زودگذر آن ميپذيرند و سعي در پاسخگويي به آنها دارند و به ندرت از خود ميپرسند که
«آيا واقعا اين کار معني ميدهد؟»
« ميتوان آن را به شيوهاي ديگر انجام داد؟».
آیا واقعا پاسخگویی به این نیاز حیاتی است ؟
اگر در دراز مدت ضررش بیشتر از منفعت لحظه ای اش نیست؟
به خاطر احساس هميشگي زير تيغ بودن - که خود برای خود ایجاد کرده اند- ، اين همسران، هرگز وقت کافي براي پرسيدن اينکه «آيا من دارم کار درستي انجام مي دهم؟» را پيدا نميکنند.و عملا هیچگاه به ابراز رفتار درست نمی اندیشند ، بلکه راحتی خود را به درستی رفتار تعبیر می کنند!
بيشتر همسران نميتوانند بپذيرند که يک روز پر از مشغوليات گوناگون غيرمرتبط، بهواقع کمکارترين روز است.
به همین خاطر تمام وقت و هزينهاي که صرف آموزش و مشاوره دادن براي چگونه برانگيختن این دسته افراد ميشود، به دليل زيربناي سيستم فکری آنها که به ايجاد اثري مخالف پاداش ميدهد، بيهوده است. چرا که در تفکرشان ، تنها با اين روش ميتوان ، سریعا پاسخگوي نيازهای زودگذر با مصرف کمترین هزینه و منابع بود .
RE: این همه عجله برای چیست؟
خلق ارزش
شاید جملات زیر را زیاد شنیده باشید
>>انگیزه ای برای ادامه زندگی با این شرایط ندارم ( معنی: درحقیقت انگیزه ای برای تغییر شرایط ندارم )
>>مشکلی ندارم ، خوب به هرحال زندگی هست دیگه ( معنی: شرایط کنونی خوب نیست ، ولی از تغییر می ترسم )
بنابراين به نظر ميرسد کیفیت زندگی و یا همان چگونه زیستن سیر رو به رشد زیادی را طی نکرده . اما نبايد تنها همسران را گناهكار دانست. اين مشکل به ماهيت محيط امروزي باز ميگردد.
در این میان هنگام رويارويي با مشکلات زندگی از جمله
مالی: سررسيدهايي که به سرعت از راه ميرسند،
عاطفی: فشار مستمر براي از گوشه و کنار هرچيز زدن،
روزمرگی: تعيين هدفهاي کوتاه مدت بيمعني
زمان: فراهم نياوردن زمان و فضاي لازم براي درست انجام دادن کارها
ايجاد انگيزه قوي در افراد، يک معجزه است.
http://www.hamdardi.net/imgup/19427/...5192987e29.gif هنگامی که همسران وقت لازم براي انجام کار خوب را به یکدیگر نمی دهند و از همدیگر انتظار دارند ، با سرعت زیاد و عاری از هر خطا عمل کنند ، منابع مورد احتياجشان در اختيارشان قرار نميگيرد و هماهنگي مناسبي بين زندگي کاري و خانوادگي ایجاد نمی شود . لذا پشتیبانی همسران از یکدیگر در مسیر فعالیت هایشان که الزاما بی خطا هم نیست ، کمرنگ خواهد شد .
معمولا اینگونه افراد در زندگی پرسرعتشان ، اعتقاد دارند که از تمام مهارتهايشان در برقراری ارتباط استفاده ميکنند . حال آنکه بیشتر این افراد هنگامی که با نتیجه تصمیات عجولانه و رفتارهای کنترل نشده شان مواجه می شوند ، در مروری به کارها و رفتارهایشان ، وقتی به عقب باز می گردند، آرزو ميکنند که ای کاش مهارتهاي بيشتري کسب کرده بودند و تبادل نظر بيشتري با خبرگان و مشاوران خانواده انجام می دادند.
http://www.hamdardi.net/imgup/19427/...6b7a161aaf.gif بنابراين، همسران نمی توانند صرفا با اکتفا به دانش خود در بدو ازدواج و آرمانها و ایده ال هایی که در ذهنشان دارند، همه مشکلات را مدیریت نمایند و یا اینکه هر زوج ، طرف مقابل خود را دواي هر دردي بداند.
این قضیه در حالي است که بسياري از مسائل پيش آمده در سطح اختیارات و وظایف آنها نبوده و به ایشان مربوط نميشود، از جمله تحت کنترل درآوردن رفتار سایرین در ارتباطها به گونه ای که مد نظر ما باشد و یا برعهده گرفتن مسئولیت سخنان و طرز برخورد یکی از اقواممان با همسرمان.
مديريت آهسته در جستجوي ديدگاههاي ديگري است که روي توسعه مفاهيم شناخت زندگی و سازماندهي روابط بین همسران تمرکز دارد.
مديريت آهسته هم به هر زوج به صورت یک شخص مستقل توجه دارد و هم با هدف حمايت از بهدست آوردن کيفيت حقيقي یک زندگی رو به رشد ، کارها و روابط روزمره را سازماندهي ميكند.
مديريت آهسته اين پرسش را مطرح ميکند که: در شرايطي که فلسفه زندگی و زنده بودن، خلق ارزش است و اين موضوعي نيست که به سرعت اتفاق بيفتد، آيا همسران در بروز عکس العمل، حق دارند به هر بهايي سريع باشند؟ http://www.hamdardi.net/imgup/19427/...6f2fa06333.gif
در حال حاضر واژه ارزش اهميت واقعي خود را از دست داده است.
نوآوري، ترکيبي از خلاقيت و دانش است که خلق ارزش را جستجو ميکند.
براي آنكه خلق ارزش دوباره هدف اصلي زندگی شود، بايد آهستهتر حرکت کرد.
باید با توجه به مسئوليتهاي که به واسطه ازدواج پذیرفته ایم ، با پایداری بیشتری عمل کنیم ، آینده نگر تر باشیم ، ارزش زندگی را فدای لذت زودگذر ارزان نکنیم ، پذیرش رنج ها را در زندگی داشته باشیم
و اين چالشي واقعي براي یک زندگی حرفه ای است.
ما بايد توجهمان را معطوف به خلق ارزش کنيم. خلق ارزش براي همه و نه برای عدهاي معدود.
بدانیم که «در جهان آهسته، هدررفتن و زيان كمتري وجود دارد و زمان، قدرت ابتکار بيشتري را براي استفاده از منابع در اختيار قرار ميدهد»
نتیجه گیری
http://www.hamdardi.net/imgup/19427/...430fe3871b.gif
همانگونه كه پيشتر اشاره شد، نبايد تصور کرد که تعلق داشتن به جنبش آهستگي به معني هميشه آهسته بودن است و کار کمتر.
نقطه شروعي که بسياري از افراد براي رسيدن به زندگي متعادل در جستجويش هستند، باعث بهرهوري کمتر نميشود .
معمولا فشار بالایی از احساسات و اضطراب و استرس ، و ساعت هاي طولاني درگیر یک قضیه بودن ، اغلب با کارايي اشتباه گرفته ميشود، و این درحالی است که اگر از بیرون به زندگی نگاه کنیم در می بابیم زمان زيادي را بيهوده هدر داده ایم.
بهترين روش برای استفاده از مدیریت آهستگی در زندگی و حل مسائل اين است که به صندليتان تکيه دهيد و پاهايتان را روي ميز بگذاريد_ (کاري که آلبرت اينشتين ميکرد) و با ايجاد یک آرامش درونی به استقبال خلاقيتهاي جديد بروید.
اکنون بسياري از شرکتهاي امريکايي از کارکنان خود ميخواهند که 15 درصد زمان کاري خود را به تجديد قوا و استراحت اختصاص دهند؛ چرا ما این اصل را در زندگی خود پیاده نکنیم؟!
سياستي که به نظر ميرسد موفق بوده است و شمار خلاقيت در توليد را افزايش داده است .
مثالي در اين باره ميتواند جالب باشد:
2سال پيش، نيويورک تايمز در گزارش خود در مورد شرکت پرايس واترهاوس کوپرز که به حسابرسي خوب مشهور است، آورده بود: مالکان اين شرکت تصميم گرفتهاند شعبههايشان را در سرتاسر امريکا دو بار در سال براي اطمينان به استراحت دادن به کارکنان خود، تعطيل کنند. 10روز در کريسمس و 5 روز از 4 جولاي. و اين در حالي است که شرکت در طول سال نيز به کارکناني که از فرصتهاي مرخصيشان استفاده نکردهاند، پيامهاي الکترونيکي براي يادآوري ميفرستد. يک عضو ارشد اين سازمان ميگويد: «ما ميخواهيم محيطي ايجاد کنيم که افراد بتوانند بدون نگراني از قرار ملاقاتها، کنفرانسها و يا جواب دادن به ايميل با آسودگي استراحت کنند». تعجبي ندارد که بهرهوري شرکت از زمان اجراي اين ايده نوآورانه، بالاتر رفته باشد .
در نهایت
بدون نگرانی از اینکه اگر در زمان حال ، پاسخی ارائه ندهم و عکس العملی نشان ندهم ، بازنده محسوب می شوم
بدون ایجاد احساس ناراحتی و استرس از اینکه اگر این نیازم در زمان حال پاسخ داده نشو ، محکوم به شکست خواهم بود
با ایجاد محیطی آرام بدون نگرانی از پیشامدها و سایر دغدغه های زندگی ، به آسودگی به خود استراحت دهید و اجازه دهید ، با گذر زمان و توجه به ارزش واقعی رابطه زناشویی ، فرصت لازم جهت رشد و بالندگی فردی و جمعی در زندگی تان ایجاد شود .
==============
منبع :
پست اول) سایت فکر نو
پست های بعدی) اقتباس از ترجمه مقاله "فرصت نیست، شتاب مکن" با بررسی مدیریت یک شرکت و تعمیم آن به زندگی زناشویی (با ویرایش و تغییرات زیاد )
بالهای صداقت