عتاب کردن حق تعالی موسی(ع) را از بهر شبان
وحی امد سوی موسی از خدا:305:
بنده ی مارا ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن امدی
یا خود از بهر بریدن امدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ام
هر کسی را اصطلاحی داده ام
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم امر تا سودی کنم
بلک تا بر بندگان جودی کنم
هندوان را اصطلاح هند مدح
سندیان را اصطلاح سند مدح
من نگردم پاک از تسبیحشان
پاک هم ایشان شوند و در فشان
ما زبان را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
ناظر قلبیم اگر خاشع بود
گر چه گفت لفظ نا خاضع رود
موسیا اداب دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرندملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
لعل را گر مهر نبود پاک نیست
عشق را دریای غم غمناک نیست:227:
RE: عتاب کردن حق تعالی موسی(ع) را از بهر شبان
چه قد بی احساس نمیمیرین اگه این شعر زیبا رو بخونین مثلا اینجا انجمن ادبیات و عرفانه خییلی بی ذوقین
RE: عتاب کردن حق تعالی موسی(ع) را از بهر شبان
حالا ما هم می دونیم شما این شعر رو قبلا خونده بودین جد اقل نگاه می کردین نمیمیرین که
RE: عتاب کردن حق تعالی موسی(ع) را از بهر شبان