کلا یک بار متنتو بخون نمیدونم چطور متوجه نیستی
من یک خواستگار داشتم اصلا نذاشتم بیاد خواستگاری و درجا ردش کردم
ولی بعدش بدون هیچی یهویی عاشقش شدم بدون اینکه هیچی ازش بدونم
بعدش عقد کردیم
دفعه اول...
کلا یک بار متنتو بخون نمیدونم چطور متوجه نیستی
من یک خواستگار داشتم اصلا نذاشتم بیاد خواستگاری و درجا ردش کردم
ولی بعدش بدون هیچی یهویی عاشقش شدم بدون اینکه هیچی ازش بدونم
بعدش عقد کردیم
دفعه اول...
سلام
مساله فقط شما نیستید...
یه دوستی داشتم که میگفت دوست دارم با مردی ازدواج کنم که چادرم شیشه ی عمرش باشه...
به این فکر کنید که اگر اون خانوم هم اعتقادی شبیه به اعتقاد اون دوست من داشته باشه...
من هم یک خاطره از یکی از اشناهامون می گم (البته فکر نکنید خاطره های خوب خودم ته کشیده ها)
یک روز وقتی خیلی کوچیک بودم رفتیم خونه اون اشنامون . شب که شد همسر اشنامون رفت تو اتاق خودش خوابید و به...