سه شنبه 10 شهریور 94, 14:19
خیلی خوشحالم که به توصیه دوستان همدردی گوش کردم و چیزی بهش ندادم. وگرنه اگه باج داده بودم حالم الان خیلی بد بود و زورم می یومد که رفته. اون موقع دلم واسش می سوخت ولی الان که فکر می کنم، اون ارزش لطف...
دوشنبه 09 شهریور 94, 16:24
من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی
هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه این هرگز کشت...
- حمید مصدق
دوشنبه 09 شهریور 94, 13:18
این روندی رو که طی می کنی عادیه
فکر نکن وضعیتت خیلی بده ، باید زمانش بگذره
الان احساسات غلبه داره به عقل
کم کم بین این 2 تا توازن ایجاد می شه
اگه شد ورزش منظم شروع کن ، سرگرم نگه دار خودتو
دوشنبه 09 شهریور 94, 12:54
همش خاطرات خوب و بد تو ذهنم دارن رژه می رن. خیلی دارم سعی می کنم همه چیز رو تموم شده بدونم ولی احساس بدی دارم. هرچند خوشحالم که باج ندادم و خیلی مدیرت شده و بدون مشکل جدا شدیم ولی باز ناراحتم که 5...
دوشنبه 09 شهریور 94, 06:00
سلام
راحت شدی بالاخره
حال الانت طبیعیه رفیق
ولی همونطور که دوستمون گفت به زودی اوکی میشی
زیاد تنها نمون. فیلم ببین بیرون برو . فقط تنها نمون که فکر و خیال نکنی
امیدوارم به زودی تاپیک بزنی که...
یکشنبه 08 شهریور 94, 18:25
یک ماه دیگه میرسی جایی که من الان هستم.
نه تنها الان دوسش ندارم بلکه دلم نمیخواد ریخت نحسش حتی تو ذهنم بیاد/ این میشه عاقبت کسی که واقعا با همه بدیهاش دوسش داشتم
اتفاقا چون تا لحظه آخر بهش خوبی...
یکشنبه 08 شهریور 94, 17:59
کاربر محترم آنیتا،
واقعا از هر جهت که فکر می کنم اون خانوم ارزش زندگی کردن نداشت. ولی نمی دونم چرا همش خوبی هاش تو ذهنم هست.
دوستی بهم گفت: (همه میتونن فراموش کنن فقط باید صبوری کرد و یه نصیحت...
یکشنبه 08 شهریور 94, 08:30
سلام
حتما حالتون بهتر میشه.در این مورد شک نکنید.
شما به زمان نیاز دارین و در حال حاضر در اولین مرحله قرار دارین و قطعا به مرحله بهبود میرسین.
حداقل الان شما از شرایط جنگ و جدال و شک و تردید...
یکشنبه 08 شهریور 94, 08:10
اوایل که اومدم سایت همدردی و خواستم واسه حل مشکلم تایپیک بزنم، همش آرزو داشتم یه روزی بیام و یه تایپیک بزنم که خانومم برگشت سر زندگیش و زندگیم درست شد. می خواستم خبر خوشحال کننده رو به همه دوستانی...
یکشنبه 01 شهریور 94, 15:31
سلام دوستان خوبم.
من دیگه مثل قبل احساساتی و وابسته نیستم. ثبات بیشتری دارم.
ترس و نگرانی از دست دادن کمتری دارم. دلواپس و هول و دستپاچه نیستم. منطقی تر و آرام ترم.
خودم حال خودم رو خوب می...
چهارشنبه 28 مرداد 94, 21:30
شی عزیز منم این نوشته جناب مدیرروخیلی میپسندم...وتاپیکم روواسه هنین خیلی دوست دارم ودنبال میکنم..
شی هنوز روی اون تصمیم هستی؟این فضایی که ایجاد کردی بین خودت وهمسرت رویه کم بیشترتوضیح بده
الان...
چهارشنبه 28 مرداد 94, 18:55
درود بانو
واقعا خوشحالم از بازگشت دوباره شما ولی ایکاش همراه بود با خبرهای بهتر :72:
حداقل در مورد شما این را می دانم که تلاشت را انجام دادی یادش بخیر اولها چقدر رفتار ناپخته و زودرنجی داشتی ولی...
چهارشنبه 28 مرداد 94, 16:47
سلام،
دیگه مثل قبل نمی تونم به این سایت سر بزنم. باعث تاسفه. دلم برای خیلی ها، قدیمی های اینجا تنگ میشه و دیدن اسم شون و مطالبشون خوشحالم میکنه.
====
میخوام سنجیده رفتار کنم.
نیازمند شدید...
یکشنبه 04 مرداد 94, 13:53
یکشنبه 04 مرداد 94, 07:06
سلام شی عزیزم...خوبی؟دلمون حسابی تنگ شده بود واست دخترجون!
دوست دارم بدونم الان این تصمیمت روباچه حالی گرفتی؟بعدازیه دعوا؟یانه آرومی؟
راستش منم یک ماه تمام همین تصمیم روگرفته بودم تاهمین سه...