چون اکثرا به خاطر نی نی شب زنده داری می کنم صبح ها مست خوابم هر روز صبح که همسرم می خوان برن سر کار خیلی دلم می خواد بدرقش کنم اما ایشون آهسته اول بچه ها را می بوسه آخر سر هم پیشانی من رو می بوسه و...
چون اکثرا به خاطر نی نی شب زنده داری می کنم صبح ها مست خوابم هر روز صبح که همسرم می خوان برن سر کار خیلی دلم می خواد بدرقش کنم اما ایشون آهسته اول بچه ها را می بوسه آخر سر هم پیشانی من رو می بوسه و...
ماه رمضونه و من تواناییم خیلی کم شده. بنابراین سعی می کنم خیلی از کارهای خونه رو انجام ندم و فقط ضروری ها مثل غذا درست کردن و بازی با دخترم و رسیدن به اون و ظرف شستن رو انجام میدم. کلا خونه ام ماه...
چه جای خوبیه اینجا پر از محبت از خوندنه بعضی هاش واقعا بغض کردم منم دوست دارم واسه اولین بار بنویسم و من با شوهری رفته بودیم بیرون من از دانشگاه اومده بودم خیلی گشنه ام بود و یه کم باهاش بد اخلاقی...
چقدر خوبه که همچین صفحه ای هم هست
که بدونیم در کنار همه سختی ها خوشی هایی هم وجود داره
من و شوهرم دوران خوبی رو سپری می کنیم هم من خودم رو تغییر دادم هم اون
امروز مو هام رو بد بستم و شکست خیلی...
سر مشکلی که با خانوادش دارم خیلی از دستش ناراحت بودم وقتی اومد پیشم اخم کرده بودم کلا حوصله نداشتم گفت چرا حالت خوب نیس؟گفتم خوبم ولی همچنان عصبی بودم عجله داشت میخواست بره صدام کرد گفت دارم میرم...
اين مدت كه امتحان دارم مجبورم كمتر بيام اينجا:302:
اينجا حس خيلي خوبي به من ميده كه باعث قدر كوچيكترين كارها هم بدونم
چند روز پيش امتحان خيلي سختي داشتم خيلي هم استرس داشتم انقدر كه شب قبل...
دیروز قرار بود از شرکت زودتر بیاد دنبالم که بریم واسه نی نی پسر داییش کادو بخریم بریم دیدنش اخه تازه به دنیا اومده:46:
وقتی زنگ زدم که کجایی دیر کردی به کل منکر این شد که یه همچین قراری با من داشته...
منم واسه اولین بار واستون مینویسم ....
هفته گذشته خیلی رومانتیک شده بودم و دوست داشتم بدون مناسبت به همسرم یه هدیه بدم ولی نمیخواستم خیلی گرون باشه که همسرم بدونه کادو حتی اگه خیلی از لحاظ هزینه کم...
توي دوران نامزدي يكبار كه تلفني با همسرم صحبت مي كردم سر يك موضوعي جر و بحثمون شد و من قهر كردم. با اعصاب خورد و ناراحت و شاكي از تمام دنيا رفتم كه بخوابم. خواب بودم كه ناگهان يك چيز پشمالوي گنده...
عزیز دلم خدا میدونه چقدر دوستت دارم و چطور تو این مدت کوتاه شدی همه زندگیم.
چند روز پیش که تو خونم بودم، به دوست همخونه ایم گفتم : وای چقدر دلم برای ....(نامزدم) تنگ شده . چقدر دوست دارم...
امشب همسرم بهم گفت
"دوست داشتم کارم یجوری بود که از صبح تا شب تو کنارم بودی":P
خیلی جمله اش خوب بود
آخه من خودم با این همه وابستگی که به همسرم دارم اصلا دوست ندارم از صبح تا شب کنارش باشم.می...