دوشنبه 23 مرداد 91, 02:03
بله حتما همینطوره! ممنون که بودین و هستین انشالله :) یه قرصایی دادن ولی تاثیری نداذن٬ خصوصا توی خواب! باز هم ممنونم! واقعا نیاز داشتم راجع بهش حرف بزنم! البته من فقط مردد بودم مطمئن نبودم که می خوام...
دوشنبه 23 مرداد 91, 01:12
بله جدا برای همین هم وحشت زده ام! هیچی فقط نشسته بودم و سعی می کردم بخندم و حرف بزنم و بعد دیگه یادم نمیاد! فک می کنم خدا بهم فرصت داد! نمی دونم برای چی؟ ولی حالی دارم که قابل گفتن نیست! نمی دونم بد...
دوشنبه 23 مرداد 91, 00:50
خب من اون لحظه تقریبا مردم، وقتی چشمامو بازکردم به زحمت می تونستم ببینم. تلاش بقیه واسه نجاتم و من نمی دونستم که باید خودم رو رها کنم یا می خوام زنده بمونم یه لحظه پشیمون شدم ولی نمی دونم چرا؟!!!...