می فهمم چی میگین ، من چند بار اینو به خودش هم گفتم ، اما گفت زندگی ما از اول همین جوری بوده و حضور تو تاثیری نداشته
می گفت اگه تو نمیومدی تو زندگیم من تا حالا از تنهایی مرده بودم
ولی من حرفای شما...
می فهمم چی میگین ، من چند بار اینو به خودش هم گفتم ، اما گفت زندگی ما از اول همین جوری بوده و حضور تو تاثیری نداشته
می گفت اگه تو نمیومدی تو زندگیم من تا حالا از تنهایی مرده بودم
ولی من حرفای شما...
می دونید مورد برای ازدواج زیاد دارم اما نمی تونم این اقا رو فراموش کنم ، محبت هاش رو ، عشقش رو !! می دونم که داغون میشم و تاب تحملش رو ندارم
اما مشکل من این نیست ، من حاضرم خودم رو فدا کنم تا اولا...
اقای ارش شاید حق با شما باشه ولی خوب تو رابطه ما یک چیزای دیگه ای وجود داره که شاید متقاعدتون کنه که نظر شما راجب رابطه ما صدق نمیکنه
مثلا اینکه ازدواج ایشون یک ازدواج غیرمنتظره و تو رودروایسی بوده...