دوشنبه 01 خرداد 91, 23:41
سلام عزیزم
فکرشو بکن اون خانم راضی باشه و از همسرش که عزیز شماس جدا بشه.....بعد با هم ازدواج کنید...اما همین وسطا سرو کله یه عشق قدیمی تر از شما پیدا بشه که قبل از شما و در دوران مجردی( همین حرف...
دوشنبه 01 خرداد 91, 23:24
سلام برادر گرامی
گفتنی ها رو دوستان گفتند
فقط میخواستم بگم چه حس انزجاری از این جملتون بهم دست داد:
چون باید شریک تصادفی زندگیم رو با خودم میبردم و دیگه نمیصرفید از هیچ نظر.
واقعا واسه...
یکشنبه 17 اردیبهشت 91, 23:33
عزیزم کاملا مشخصه که چرا میخواد رابطه رو ادامه بده؟ چطور متوجه نشدین؟
یکشنبه 17 اردیبهشت 91, 23:28
عزیزم
شما میگی شوهرت همش تعریف میکنه که مامانتون اس داده و ابراز علاقه کرده اما تو موبایل چیزی ندیدی و فکر میکنی حتما پاکش کرده
و میگی رفته دنبال شوهرتون و رفتن کوه و..... اما به شوهرتون گفتن چیزی...
چهارشنبه 13 اردیبهشت 91, 00:30
عطیه جان عزیزم
منتظر باش دوستان زیادی اینجا میتونن را هنماییت کنن
خیلی واست ناراحت شدم
عزیزم خودتو قوی کن و زیر نظر مشاور قدرت تصمیم گیری رو درست کن+ یه تعهد از شوهرت بگیر و بگو6 ناه ازمایشی...
چهارشنبه 13 اردیبهشت 91, 00:10
به نظر من عزیززم مردها نمیتونن چنین چیزی رو فراموس کنن
من با جوانه موافقم
یه دروغ مصلحتی بهتر از یه عمر زندگی با شک و ناراحتی از نگفتن این مساله هست
اون موقع اگه گفته بودی اگر تو زندگی هم تو چشمت...
دوشنبه 11 اردیبهشت 91, 23:53
عزیزم ....تو شرایط دشواری قرار گرفتی
همه دوستان عالی بهت نظر دادن مخصوصا آقای همدردی و نازنین جان
فقط من میخواستم بگم علاوه بر اینکه نباید مامانتون متوجه احساس شما به رفتارش بشه, شوهرتون هم نباید...
یکشنبه 10 اردیبهشت 91, 23:04
mali عزیزم
مرسی از توجهت
اتفاقا نظرت خیلی هم کارشناسانه هست عزیزم
مساله اینجاست که من نمیتونم این نظر رو اجرا کنم...نمیتونم بهش ابراز علاقه نکنم ..هی بخودم میگم امشب دیگه عادی باشم...
شنبه 09 اردیبهشت 91, 22:29
مریم عزیزم
ان شاا.. مشکلت حل بشه
براتون صلوات نذر کردم.....مامانم هروقت حاجتی داره واسه مادر امام زمام (عج) صلوات میفرسته
ان شا ا... مشکلتون حل بشه :323:
جمعه 08 اردیبهشت 91, 23:09
:104::104::104::104::227::227::227:
الهی شکر که اینجوری شد
خیلی واست خوشحالم عزیزم
گل یاس عزیز سعی کن هکه چی درست بشه
با بابا صحبت کن وبگو اگه اونا خواستن همون موقع بری خونه بذاره بری
براش توضیح...
سه شنبه 05 اردیبهشت 91, 23:20
مهربان عزیز
شغل شوهرتون چیه؟
کاش فعلا به خاطر اینکه اروم باش بری پیش متخصص تغذیه...تو اینترنت هم میتونی سرچ کنی ...غذاهایی که باعث سردی میل جنسی میشن
اینارو خودت بخور تا یه کم خودت سردتر بشی...
دوشنبه 04 اردیبهشت 91, 23:42
عزیزمن روانشناس مگه تو خونه شماست که اینجوری گفته؟ اینقدر زود شک نکن..واسه فیلما که منم خیلی بدم میاد اما مثل اینکه مشمل خیلیهاست .....اما اینقدر زود باور نکن که چون رابطتون کمه حتما...............
یکشنبه 03 اردیبهشت 91, 23:05
مریم جون....خودتو بکشی هم فکر نکنم بشه به مردی که همه مسائل رو به مادرش میگه درس کرد پس بیخیال شو که اینو یادش بدی
عوضش سعی کن هیچ مشکلی با هم نداشته باشین تا هیچی جز خوبی تو و رابطه گرمتون نداشته...
جمعه 01 اردیبهشت 91, 02:30
مریم جان ....در جریان تاپیکت هستم و همیشه میخونمش....من عین توام....دقیقا همون مشکلاتی که گفتی دارم...زود رنج...حساس ....مدام گذشته رو چک میکنم و....واسه همین تمام راهنمایی هاییکه بهت میشه رو یادداشت...
پنجشنبه 31 فروردین 91, 01:11
برادر عزیز....با خوندن تاپیکتون خیلی ناراحت شدم ....نه فقط به خاطر بیماریتون...باور کنید بیشتر به خاطر احساس تنهایی وناامیدی که در حرفاتون بود ناراحت شدم
به فرض که مقصری در این قضیه وجود داشته باشه...
پنجشنبه 31 فروردین 91, 00:45
عزیزم کتاب راز رو خوندی؟ حتما مطالعه کن
در مورد این هست که ازوها و خواسته ها رو به سمت خودت جذب کنی
کتاب قانون توانگری از کاترین پاندر هم عالیه....هم ارامش روحی میده هم واقعا حس توانگری رو تقویت...
پنجشنبه 31 فروردین 91, 00:36
بها جان....عزیزم شما و شوهرتون چند سالتونه؟ چطور با هم اشنا شدین؟
خیلی از حرفایی که در مورد شوهرت گفتی واسه هر زنی ناراحت کننده هست اما یه جیزای خیلی خوبی هم توی حرفات هست
اینکه اذیتت میکنه اما...
سه شنبه 29 فروردین 91, 03:03
سلام به همه..........:72:
منو یادتونه؟ پارسال مشکلات زیادی داشتم و خداروشکر خیلی هاش حل شده
شوهرم خیلی عادی شده...دیگه کمتر تو خودش میره...سر حرف بیاد حرف میزنه...اون موقع مهمونی دوستاش نمیومد الان...
دوشنبه 28 فروردین 91, 03:24
برادر عزیزو صبورم
شما که مردانگی رو تموم کردین و صبوری رو به غایت خودش رسوندین، مهربانی و گذشت رو هم خرج زندگیتون کنید تا همه چی حل بشه:72:
این تالار پره از زن هایی که شوهرانشون بهشون خیانت کردن و...
شنبه 26 فروردین 91, 01:27
دوستان خیلی صحبت های قشنگی داشتن ....من کوچکتر از اونی هستم که بخوام به حرف اونا چیزی اضافه کنم اما اگه ناراحت نشین یه حرفی داشتم
برادر محترم لطفا یه مقدار مواظب چشماتون باشید و اینقدر به زن های...
شنبه 26 فروردین 91, 00:45
خواهر عزیز لطفا به توصیه دوستان توجه کن ....مخصوصا مریم جان
:72:
شنبه 26 فروردین 91, 00:38
برادر محترم با توجه به توضیحاتتون احتمال اینکه مشکل هورمونی هم داشته باشید هست....نگران نشیا
کافبه به پزشک عمومی مراجعه کنی و ازمایش خون بدی یه چکاپ انجام بده به خاطر اضافه وزن و تعریق زیاد میگم...
جمعه 25 فروردین 91, 12:43
دوست عزیز
ناراحت نباش عزیزم...دوران عقد ونامزدی واسه همه شیرین نیست خیلیها مجبورن دوری رو تحمل کنن یا یه سری اختلاف سلیقه بهم میزنن
اصلا نگران نباش....اتفاقا این مشکلات رو به فال نیک ببین ...چون...
جمعه 25 فروردین 91, 02:56
واقعا از صحبت های اقای حامد 65 سپاسگذارم
چند جای دیگه هم دیدم که متاسفانه با لحن خیلی بدی با مراجعین برخورد میشه ...دوستان لطفا به هم احترام بگذاریم
اقای حسام خان...شما الان هدفتون فراموش کردن...
جمعه 25 فروردین 91, 02:08
عزیزم خیلی خوشحالم که به بازگشت فکر میکنی ....از ته دل برات دعا میکنم که با سر بلندی و سرفرازی به زندگی مشترکتون برگردی
عزیزم به خدا توکل کن ان شا اله همه چیز درست میشه
:46: