دوشنبه 28 فروردین 91, 08:40
مرسي ويدا جان
هيچ اشكالي نداره...همه اين كارا رو انجام بده
ولي بزرگشون نكنه اگه درد داره مثل يه مرد دردشو كم كنه كه من نترسم نه اينكه بيشنرش كنه!!مثل بابام كه خيلي وقتا دستش مي بريد و ما...
یکشنبه 27 فروردین 91, 15:28
به نكته خيلي جالبي اشاره كردي بهار عزيز
اين واسه من هم سواله كه عزيزاني كه لطف مي كنن و خيلي وقتا واسه حل مشكل ما وقت ميذارن خودشون از اين موضوع خداي ناكرده متضرر نمي شن؟اكثر ما نقش كمك گيرنده...
یکشنبه 27 فروردین 91, 08:07
روز جمعه شوشو واسه كاري تهران بود ولي من نرفته بودم چون تا اونجا رفتن خسته م مي كرد...بهم زنگ زد و گفت واي فرشته تو يه پاساژم كه مانتو هاش تخفيف خورده ن از 65 شدن 38 مي خواي واست بگيرم...گفتم اگر...
شنبه 26 فروردین 91, 11:49
سلام دوست عزيز
همه مي دونيم در زمينه ازدواج هم كف بودن خيلي مهمه هم در زمينه شخصي و هم خانواده /شما ليسانس دارين وارد محيطي به نام دانشگاه شدين و مسلما از لحاظ فكري و اجتماعي با اونچه پيش از...
چهارشنبه 23 فروردین 91, 13:38
خواهر خوبم سلام
به تالار خوش اومدي اينجا دوستان زيادي هستن كه كمك مي كنن تا مشكلات زناشويي حل بشه...قبل از هر چيز لازمه كه نگرانيت كم بشه و اروم باشي...انشالا كم كم با راهنمايي هاي دوستان راه حل...
چهارشنبه 23 فروردین 91, 09:13
قرار شوشو يه راه دور بره واسه 4 روز و 4 شب هم ديگه رو نمي بينيم...من خيلي ناراحت اينم:302:دلم خيلي تنگ ميشه:302:ولي نمي تونم باهاش برم چون خسته ميشم و مرخصي هم بهم نمي دن....
اين اولين باره كه بعد...
سه شنبه 22 فروردین 91, 13:40
گل سنگ و اميد زندگي عزيز از راهنمايي هاتون متشكرم.
جالبه بدونين من هم به طور كاملا ناخودآگاه پس انداز 3 يا 4 ماه حقوقمون رو به همين طريق دادم طلا به عنوان هديه تولد و عيديم...و با انتخاب و اجازه...
سه شنبه 22 فروردین 91, 10:20
سلام دوستان
سال نو همگي مبارك.اميدوارم توي اين سال همه مون عشق اميد و انگيزه بيش تري در زندگي به دست بياريم.
من پيش از اين هم مشكلاتم رو در همين تالار مطرح كردم و ميتونم بگم هميشه نتيجه گرفتم و...
سه شنبه 22 فروردین 91, 09:00
سلام عزيزم.قبل از هر چيز نترس ونگران نباش چرا كه فقط مرگه كه راه حل نداره.....
شما مطمئني كه بكارتت رو از دست دادي اخه فقط با رابطه جنسي مستقيم وچند بار تكرار اين موضوع پيش مياد
قبل از هر چيز لازمه...
دوشنبه 21 فروردین 91, 11:25
ديروز عصر كه رسيدم خونه ديدم شوشو واسم چاي درست كرده...آخ نمي دونين چقدر دلم چاي مي خواست بعدشم برام اجيل و شيريني اورد با هم نشستيم خورديم و تلويزيون نگاه كرديم بعد هم همون جا خوابمون برد.شب من گفتم...
چهارشنبه 16 فروردین 91, 14:01
در خواست اينكه اون جوابگوي رفتار اشتباه خونواده ش باشه و اون رو بخاطر بقيه مجازات بكنيم.همسر ما فقط مسئول رفتار و كارهاي خودشه نه هيچ كس ديگه.پس لطفا اگر ناراحتيم اونو بين خونواده ش و خودمون قرار...
چهارشنبه 16 فروردین 91, 13:59
سلام
20 روز از اون موقع ميگذره و من واقعا وضعيت روحي بسيار مساعدي دارم.شكر حدا به ياري خدا و راهنمايي دوستاي همدردي صبرم خيلي بيشتر شده و علاقه م به شوهرم خيلي زياد تر شده.aniعزيزم واقعا با خبرهاي...
چهارشنبه 16 فروردین 91, 11:09
اين قدر از تو خاطره خوب دارم ملوسم كه همه اين تاپيكو بايد خودم پر كنم:311:
واسه تعطيلات عيد اون دسته از فاميلاي شوشو كه واسه عروسيمون نبودن وقتي واسه عيد ديدنمون كادوي عروسيمنو بهمون دادن...منم...
دوشنبه 14 فروردین 91, 10:13
چند روز پيش من و عشقم دعوا كرديم....من به شدت عصبي بودم و كلي گريه كردم...شب رفتيم عروسي.من شام نخوردم چون واقعا حالم بد بود...ديگه خلاصه سرتون رو درد نيارم توي جشن لباس ما كثيف شد منم كه اصلا حوصله...
چهارشنبه 24 اسفند 90, 12:08
:43::46::46::46::46::46::46::46
يه دنيا بوس واسه ani عزيزم +100تا صلوات از طرف من واسه سلامتيش
به همتون مديونم...دوستون دارم كه بهم ارامش ميدين...
aniعزيزم تو بي نظيري :72::72::72
مشكلات من...
چهارشنبه 24 اسفند 90, 10:36
ليلا جان وماه منير متشكرم....
راهنمايي هاتون دلگرمم مي كنه...پيش يه مشاور رفتم ولي خيلي فايده نداشت...الان بهترم ولي هنوز از اينكه توي ذهنم هميشه نگران رفتارهاي نادرست همسرم بويژه توي جمع هستم...
چهارشنبه 24 اسفند 90, 09:55
پس اين ادمايي كه من هميشه ميبينم اونايي كه هميشه مي خندن اونايي كه اين همه از هم راضين چطور از كنار اين عيب ها مي گذرن؟تو رو خدا پذيرش رو به من ياد بدين ...روحم از اين همه ريز بيني داره خرده...
چهارشنبه 24 اسفند 90, 09:34
سلام به دوستاي هم تالاري:دي
من 8 ماهه كه ازدواج كردم و بايد بگم تو اين 8 ماه خيلي وقتا احساس بدبختي و خيلي وقتا احساس خوسبختي داشتم....نمي دونم بچه ها واقعا زندگي متاهلي اينهمه دردسر داره؟گاهي به...
سه شنبه 23 اسفند 90, 16:20
مرسي مهجر بينشان
امروز ميرم اين روايت رو به شوهرم ميگم تا بدونه چقدددددددددررررررر پيش خدا عزيزه.:43::311:
سه شنبه 23 اسفند 90, 15:53
خيلي ترسيدي ساره جان...اروم باش.هيچ اتفاق عجيب و غريبي نيفتاده.دعوا و بحث تو هر رابط اي حتي رابطه دو تا دوست يا مادر و دخترهم پيش مياد مهم نحوه مديريتشه....اوايل ازدواج چون هنوز خيلي اخلاقيات هم...
سه شنبه 23 اسفند 90, 14:53
من هميشه واسه اين كه روي رفتارهاي مادر شوهرم حساس نشم تا ميبينم دارم ناراحت ميشم به چند تا موضوع فكر مي كنم:
1.به ياد خوبي هاي مادرانه ش مي افتم.مثلا اون روز من و اون تنها خونه بوديم ازش پرسيدم...
سه شنبه 16 اسفند 90, 17:56
به به چه تاپيكي ...محشره
مرسي فرشته مهربان كه ما رو به اين جاي خيلي خوب اوردي:311::104::104:
منم يه الگوي جالب براتون دارم
ديدن ظاهر امر/برداشت شخصي/عدم موقعيت شناسي/عكس العمل نادرست
چند شب...
سه شنبه 16 اسفند 90, 17:40
سلم پريماه جون عزيزم
اره گلم.يه كاغذهايي هست خودشون چسب داره.يا بزن زير عروسك هايي كه اهن ربا دارن يا يه سري هم هست اصلا مال در يخچاله:)):311:
اره ميزنم در يخچال.اگه كسي بياد تو اشپزخونه ميبينه.ولي...
سه شنبه 16 اسفند 90, 10:17
ما رو يخچالمون يه سري برگه داريم كه من توشون واسه عشقم حرف عشقولانه مينويسم...اول ماه واسش يكي نوشتم.مي خواستم ببينم متوجه اين نوشته ها هست اصلا:311:چون معملا درباره شون حرف نمي زنه...ديشب كه داشتم...