چهارشنبه 20 شهریور 87, 08:54
سلام خانمی!
به نظرم به همسرت بگو یه مقدار نگران همسرت و خودت و زندگیت هستی!
به یه روانپزشک هم مراجعه کن تا با یه داروی ضد اضطراب بتونی کمی آرومتر بشی!
این دو روز هم سعی کن آروم باشی و فکرهای منفی...
دوشنبه 18 شهریور 87, 13:11
الینا جون ممنون از لطفت!
آرومتر که نه ولی خوب بهتر شده!
اما هنوز شوهرم می شینه و فکر می کنه و غصه می خوره!
سعی می کنم باهاش همراه بشم!
ممنون از توجه همتون!
دوشنبه 11 شهریور 87, 09:01
سلام
دوستان پیشنهادهای خوب داشتن.
نمی دونم گفتن و مطرح کردن این موضوع به برادرتون یا مادرتون چقدر می تونه کارساز باشه!
ولی از طرف دیگه نگفتنتون باعث بدتر شدن اوضواع می شه!
در اولین قدم با همسر...
دوشنبه 11 شهریور 87, 07:17
الینا جان!
من هم با شاد و ترانه موافقم!
حداقلش اینه که تو دیگه نگران نیستی و عذاب وجدان نداری یا بعدا اگه خواهرت فهمید ازت دلگیر نیم شه که چرا بهش نگفتی!
می تونی بهش بگی برگرده خونه تا همسرش تنها...
چهارشنبه 06 شهریور 87, 15:37
ممنونم شاد عزیزم!
در مورد دیدن خواهر شوهرم که امکانش نیست برم!
بقیه مواردی هم که گفتی حق با توهه!دارم سعی می کنم همین تفکیک رو انجام بدم!
فقط خدا کنه موفق بشم!
یکشنبه 03 شهریور 87, 17:13
مرسی شاد عزیزم!
فکر می کنم شوهرم زیادی داغون شده!
نمی دونم!
مرسی از توجهت!
بعدا بیشتر راجع بهش حرف می زنم!الان زیاد حوصله ندارم!
چهارشنبه 30 مرداد 87, 11:14
الینا جونم مرسی از توجهت!
دارم سعی می کنم یه ذره هم شده توی رفتارم تغییر بدم!
راستش سخته ولی شدنیه!یه بار امتحان کردم حدود 5 یا 6 ماه پیش داشتم موفق می شدم ولی باز برگشتم حالا دوباره شروع کردم!...
سه شنبه 29 مرداد 87, 08:10
مرسی شاد عزیزم!
دقیقا همین طوره !
فقط باید یه ذره تمرین کنیم تا بتونیم روی تصمیممون بمونیم!
واسم دعا کنین!
دوشنبه 28 مرداد 87, 10:48
مرسی الینا جون!
من تا حالا به خاطر شوخرم و رضایت اون خیلی خودم رو عوض کردم ولی دیگه بسه!
نمی دونم چقدر می تونم موفق باشم ولی تلاش خودم رو می کنم!
قاعدتا واسه او هم سخته که بخوام بر خلاف چیزی که تا...
دوشنبه 28 مرداد 87, 06:30
سلام صدف جان
مشخصه که از نظر روحی خیلی اذیت شدی!
عزیزم می تونی بیشتر توضیح بدی راجع به خلقیات همسرت؟
معلومه موقعی که این پست رو نوشتی خیلی ناراحت بودی.اگه می تونی یه ذره اروم باش و واضح تر از...
یکشنبه 27 مرداد 87, 16:53
سلام
من با یه بخشی از صحبتهای شاد عزیز موافقم
در ضمن به نظرم میاد همسرتون به نظرش اون مسائل رو فراموش کرده ولی در حقیقت اونها رو زیر یه لایه خاکستر پنهان کرده و با هر وزش ملایم باد خاکسترها کنار...
یکشنبه 27 مرداد 87, 16:40
شاد عزیز.دوست خوبم!
توی تاپیک خودت هم گذاشتم ولی برام جای تعجبه که چقدر زندگی من و تو به هم شبیه هستش!
فقط تو یه ذره هنوز اول راهی من یه چند قدم جلوترم!
آره درسته باید رفتارهام کنترل شده باشه!فعلا...
یکشنبه 27 مرداد 87, 16:32
دوست خوبم شاد عزیز اگه یادت باشه یه بار بهت گفتم یه کم از هم دور بشین!
من با تصمیمی که گرفتی موافقم!
بهتره بفهمه که تو هم احساس داری .نیازی هم نیست بهش بگی .یه کم باهاش جدی تر برخورد کن اگه علت رو...
یکشنبه 27 مرداد 87, 16:30
نمی دونین چقدر از اینکه می بینم کسانی هستن که مشکل من براشون مهمه احساس قدرت و خوشحالی می کنم!
واقعا ممنون ازتون!
آره تاثیر داشته توی رفتار های امروزش مشخصه!
البته امروز سعی کردم مهربون باشم.فکر...
یکشنبه 27 مرداد 87, 07:04
روژین جان واقعا باید بهت تبریک بگم به خاطر صبر و تحملت!
چرا این مردها اینقدر .........!!!
شوهرت با مهمونی های خونوادگی رابطه اش چطوره؟
شده تا حالا باهاش همراهی کنی و بگی باشه برو بهت خوش بگذره!عکس...
یکشنبه 27 مرداد 87, 06:45
سلام
به جمع دوستان سایت خوش اومدی
متاسفم!
می تونی یه ذره بیشتر از خودت و همسرت بگی!
چند سالتونه و چجوری با هم آشنا شدین!؟قبلا نمی دونستی این خصوصیات رو داره؟
ازش پرسیدی علت رفتارش چیه؟
ازش...
یکشنبه 27 مرداد 87, 06:30
خیلی عالی بود
از دیدن این تلاش باری کمک به دیگران آدم انرژی می گیره!اون هم یه آقا که طرفدار حقوق زن و یا بهتر بگم طرفدار انسانیته!
اگه اجازه هست من هم یه چیزی بگم.
شاد عزیزم اصلا این فکر رو نکن که...
یکشنبه 27 مرداد 87, 06:04
مرسی دوستان عزیز!
anigma ممنون که به مشکل من توجه دارین!
آره باهاش صحبت کردم ولی نه خیلی !گاهی قبول می کنه و گاهی هم نه!
بیشتر وقتها بحث رو عوض می کنه!یه مهارت خیلی بالایی داره واسه عوض کردن بحث و...