جمعه 20 فروردین 95, 15:04
قعا زیبا، من خودم هم همینطور به رابطه نگاه میکردم اما تو فاصله جداییمون واقعا" فهمیدم ما مالک هم و روبه روی هم نباید بایستیم، باید در کنار هم و باعث آرامش هم باشیم، واقعا" مطلب زیبایی بود، امیدراورم...
جمعه 20 فروردین 95, 01:28
حالتو کاملا درک میکنم و بهت برادرانه و دوستانه میگم سریع اقدام کن برای خواستگاری با خانواده، اشتباهی که من مرتکب شدم رو هرگز نکن چون بعدها نمیدونی کدوم طرف رو جمع کنی، یه سری به تاپیک من بزنی متوجه...
دوشنبه 16 فروردین 95, 20:49
تو دوران بلوغ همه این مشکل و دارن، منکه چیز آنرمالی تو صورت شما نمیبینم و اصلا بد نیست و بسیار هم خوش تیپی، اما الان حساسی بخواطر سن بلوغ هست، همه اینجورین، مثلا عکس کارت ملی که اکثر دهه شصتی ها...
یکشنبه 15 فروردین 95, 22:37
سلام، اول از همه واقعا متاسفم برای اتفاقی که افتاده دوم اینکه حس هم دردیه بندرو بپذیر چون شرایط احساسیه بنده در حال حاضر بسیار بدتر از شماست، اما راجع به کار اون آقا من شخصا اینطور فکر میکنم که چون...
یکشنبه 15 فروردین 95, 16:31
جان عزیزانتون یا سری تر رسمی کنید و ازدواج کنید یا جدا شید، اگه شناخت کافی از هم دارید سریع رسمی کنید قضیتون رو تا مثل من نشید، این چیزا مهم نیست فقط اشتباه بزرگ ادامه دادن دوستی تا چهار سال هست، من...
شنبه 14 فروردین 95, 12:16
یعنی زنگ نزنم اونا همه چیزو تموم شده نمیدونن؟ میخوام بدونم اگه خودش هنوز راضیه به مادرم بگم با خونوادش صحبت کنه، دو ماهه هیچ خبری ازش ندارم و حتی یک ذره هم فکرش و احساسش در من کم نشده، خواهش میکنم...
شنبه 14 فروردین 95, 01:10
دوران سختیست و تا حدودی درکتون میکنم، من چون خودم دچار دردم طبعا نمیتونم راه یا کمکی بکنم اما فقط برای همدردی اومدم و امیدوارم حالتون بهتر بشه و بدونید همدرد دارید، به امید روز های خوب
پنجشنبه 12 فروردین 95, 23:05
واقعا ممنونم از درکت و راهنماییت، خیلی کمکم کرد این نوع فکر کردن و حتما ازش استفاده میکنم، مرسی از لطفی که داشتی و دو تاپیک بندرو با حوصله مطالعه کردی، امید وارم این تاپیک همه بیان و از تجربیتشون بگن...
پنجشنبه 12 فروردین 95, 22:15
جالبه که من از روزیکه اومدم تو این سایت و طلب کمک کردم هیچ کس راه مناسب با متدی که بشه هم آرامشم رو بدست بیارم هم تو تصمیم گیری برای درست کردن موضوع بهتر فکر کنم ارائه نکرد و بر عکس همه شروع کردن به...
پنجشنبه 12 فروردین 95, 11:41
با سلام خدمت همه دوستان ، نمیدونستم این مساله رو کجا مطرح کنم اکر کمی بی ربط بود ببخشید ، نمیدونم دوستان تاپیک بندرو در مورد جداییم از معشوقم دیدید یا نه به هر حال من به تازگی درگیر درد سنگین جدایی...
جمعه 06 فروردین 95, 14:22
ممنونم کامران جان از راهنماییت، من بعد از شش ماه اول رابطه متوجه مساله چشمشون شدم و واقعا هم تا به امروز برام اهیتی نداشته، مساله شش ساله اشتباهه من بود و قبول هم دارم و بچگانه به رابطه فکر میکردم،...
پنجشنبه 05 فروردین 95, 14:15
مرسی از همتون، واقعا آرومم کردین، افسون جان و محمد جان ممنونم، حالا اگر مادرم گفت بازم صبر کن چطور قانعش کنم؟ و مساله بعدی اینکه اگر مادرم باز مورد چشمش رو مطرح کرد چگونه برخورد کنم؟ چون میدونید تو...
چهارشنبه 04 فروردین 95, 19:53
ممنونم ازت شیدا جان، من گفتم که تو این شش سال خیلی دوسم داشت، هر چیزی میگفتم گوش میداد و واقعا نگران خودم و کارام بود، فوق العاده احساسیو مهربون بود، گه گاهی هم بابت چشمش سر درد میگرفت و عصبانی بود...
چهارشنبه 04 فروردین 95, 19:45
زانکو جان سلام و سال نوت مبارک، این آقا داره اشتباه میکنه، نمیشه قضاوت کرد که چطور آدمیه و من حتما به انتخوابت احترام میزارم اما از نظرم جفتتون دارید اشتباه بزرگی میکنید، این آقا با این همه تجربه...
چهارشنبه 04 فروردین 95, 18:27
ممنونم ازتون و بسیار متشکر، دوستان این برام خیلی مهم، لطفا بهم بگید من بدونم که این دختر من رو میخواد یا نه حرفش که گفت دیگه دوست ندارم درسته؟ این رو من بفهمم حد اقل میشه مادرمم رو هم راضی کنم، فقط...
چهارشنبه 04 فروردین 95, 12:26
مرسی محیا جان، امیدوارم اینطور که شما میگید باشه، حالا من چطور مادرم رو راضی کنم که حتی ته دلشم چرکین نباشه، البته مادرم اصلا آدمه زور گویی نیست اما نظر مثبتش خیلی برام مهم هست، چون خیلی ناراحت شد...
چهارشنبه 04 فروردین 95, 11:10
خیلی سپاسگذارم از همه بابت نظرات و راهنمایی های خوبتون، دوستان من قبول دارم اشتباه کردم حتی به خودش و مادرش هم گفتم که همه مشکلات از جانب بنده بوده، انا یک حرفی رو باز هم تکرار میکنم که در آخرین تماس...
سه شنبه 03 فروردین 95, 15:24
نه هادی جان خطش دائمی نبود، نمیدونم خط دیگه گرفته یا نه اما خطش که خاموشه، ببخشید جواب شمارو ندادم بالا تر
یکشنبه 01 فروردین 95, 12:04
ممنونم از همتون بابت راهنمایی ها و انرژی مثبتی که بهم میدین، حرف همه درسته و قبول دارم اشتباه کردم هرچند که با موافقت خودش بود که کارم اوکی شه بعد اقدام کنم، اما من این تغییر ناگهانیشو میخوام بدونم...